چرا بازار نفت به آرامش قديمي برنميگردد؟
باز شدن تنگههرمز، اگرچه ميتواند بخشي از التهاب بازار نفت را فروبنشاند، اما بهخوديخود به معناي بازگشت دوران نفت ارزان نيست. ن
گلناز پرتوي مهر |
باز شدن تنگههرمز، اگرچه ميتواند بخشي از التهاب بازار نفت را فروبنشاند، اما بهخوديخود به معناي بازگشت دوران نفت ارزان نيست. بازار جهاني انرژي در شرايطي قرار گرفته كه ديگر با يك خبر سياسي يا يك توافق كوتاهمدت، به تعادل سابق برنميگردد. آنچه امروز قيمتها را بالا نگه داشته، فقط نگراني از بسته ماندن يك مسير دريايي نيست؛ بلكه مجموعهاي از تنگناهاست كه از ذخاير محدود و ظرفيت پالايشي آسيبپذير تا ناامني در گلوگاههاي جايگزين را دربر ميگيرد.
در ظاهر، عقبنشيني قيمت نفت به محدوده ۸۰ دلار ميتواند نشانهاي از كاهش تنش تلقي شود، اما واقعيت اين است كه بازار بيش از آنكه به وفور عرضه اميدوار باشد، از كاهش حق بيمه ريسك واكنش نشان داده است. به بيان سادهتر، نفت ارزان هنوز از راه نرسيده؛ فقط بخشي از ترس بازار موقتاً كم شده است. تجربه ماههاي اخير نيز نشان داده كه هر بار اميد به توافق يا آتشبس شكل گرفته، بازار انرژي به سرعت به همان نقطه قبلي بازنگشته و ماندگاري اين آرامش، بسيار شكننده بوده است.
مشكل اصلي اينجاست كه در صورت بازگشايي هرمز، ديگر آن حجم بزرگ نفتي كه بتواند ناگهان به بازار سرازير شود، وجود ندارد. در بحرانهاي گذشته، انباشت نفت در نفتكشها يا ذخاير شناور، امكان يك موج عرضه سريع را فراهم ميكرد؛ اما امروز اين ذخيرهها بهمراتب كمتر شدهاند. بنابراين حتي اگر مسير كشتيراني بازتر شود، اثر آن بر بازار محدودتر از آن خواهد بود كه بتواند قيمتها را به طور جدي پايين بياورد.
ازسوي ديگر، خود ساختار بازار نيز تغيير كرده است. امروز نشانههاي كمبود در سررسيدهاي نزديك بيشتر ديده ميشود و اين يعني بازار همچنان نسبت به عرضه فوري حساس است. وقتي قراردادهاي كوتاهمدت با فشار بيشتري معامله ميشوند، يعني معاملهگران هنوز به بازگشت سريع ثبات باور ندارند. در چنين شرايطي، هر خبر مثبتي ميتواند فقط موقتاً فضا را آرام كند، نه اينكه روند بازار را عوض كند. نكته مهمتر اين است كه بحران فعلي فقط به نفت خام محدود نيست. بازار جهاني بيش از هر چيز از تنگناي فرآوردهها، بهويژه گازوييل، آسيب ديده است. حتي اگر صادرات نفت خام از خليجفارس دوباره افزايش يابد، كمبود سوختهاي پالايششده به اين سرعت برطرف نميشود. فشار بر پالايشگاهها، آسيبپذيري زنجيره تأمين و محدوديت صادرات برخي توليدكنندگان بزرگ، باعث شده كه مشكل اصلي از سطح «حمل نفت» فراتر برود و به «توان تبديل و توزيع انرژي» برسد. در كنار اين وضعيت، سطح ذخاير جهاني هم آنقدر بالا نيست كه بازار را در برابر شوكهاي تازه بيمه كند. مصرفكنندگان در ماههاي اخير بخشي از ذخاير خود را براي جبران اختلالها مصرف كردهاند و همين موضوع حاشيه امن بازار را كمتر كرده است. وقتي ذخاير پايين باشد، حتي يك خبر منفي كوچك هم ميتواند قيمتها را به سرعت تكان دهد؛ در مقابل، خبرهاي مثبت نيز اثر پايداري نخواهند داشت.
افزون بر همه اينها، نگرانيها از تنگههرمز اكنون با ناامني در درياي سرخ و ساير گلوگاههاي انرژي تركيب شده است. اين يعني بازار فقط با يك بحران روبهرو نيست، بلكه با مجموعهاي از تهديدهاي همزمان مواجه است. در چنين فضايي، بازگشايي يك مسير، هرچند مهم، نميتواند همه گرهها را باز كند. بازار انرژي امروز بيش از آنكه به يك راهحل فوري نياز داشته باشد، محتاج ثباتي پايدار و قابل اتكاست، به همين دليل است كه بايد گفت بازگشايي هرمز، اگر رخ دهد، شايد بخشي از فشار را كم كند، اما به معناي پايان دوره گراني و بازگشت نفت ارزان نخواهد بود. بازار نفت ديگر به آن سادگي گذشته واكنش نشان نميدهد. ريسكهاي ژئوپليتيكي، افت ذخاير، ضعف پالايشي و شكنندگي مسيرهاي جايگزين، همگي باعث شدهاند كه قيمتها در سطحي بالاتر و ناپايدارتر باقي بمانند. در اين ميان، هر توافقي اگرچه ميتواند موقتاً آرامش بياورد، اما تا وقتي ريشههاي بحران حل نشده، نميتوان از بازگشت واقعي نفت ارزان سخن گفت.