رشد توليد و كاهش تورم
اينكه ما براي نمونه حدود ۹۰ درصد تورم داشته باشيم يا نزديك به ۱۳۰ درصد تورم خوراكيها، اينها آمارهاي نامطلوبي است. ممكن است براي اقشاري از جامعه اين اخبار نكته مهمي نباشد، چراكه در حساب بانكيشان پول هست و برايشان مشكل خاصي پيش نميآيد.
اينكه ما براي نمونه حدود ۹۰ درصد تورم داشته باشيم يا نزديك به ۱۳۰ درصد تورم خوراكيها، اينها آمارهاي نامطلوبي است. ممكن است براي اقشاري از جامعه اين اخبار نكته مهمي نباشد، چراكه در حساب بانكيشان پول هست و برايشان مشكل خاصي پيش نميآيد. اما واقعيت اين است كه اين نرخها براي كساني كه درآمدهاي پاييني دارند و درآمدهايشان كفاف هزينههايشان را نميدهد، آمار وحشتناكي است. همه بايد به نسبت به مساله تورم حساسيت داشته باشيم و با هر اقدام و عمل باعث نشويم كه اين درد و رنج براي جامعه سنگينتر شود. تورم مانند اين است كه انگشت بگذاريم و چشم فقرا را دربياوريم. يك فرد اگر حتي يك واحد كسري داشته باشد و به قول معروف در زندگي خرجش از دخلش بيشتر شود، دچار خيلي از بحرانها ميشود. برخي افراد مثل احتكارگران يا كساني كه خريد و فروش ملك انجام ميدهند و بهطور كلي كساني كه سرمايهدار هستند از اين تورم سود ميبرند و سود حاصل از تورم به حساب اين افراد سرازير ميشود. اما در زيست تورمي، بخش بزرگي از جامعه متضرر ميشود و در برخي موارد فروپاشي خانوادهها رخ ميدهد. اين رنج خاموشي است كه اقتصاد ما را چندين دهه در بر گرفته است. توليد دشمن تورم است. اگر توليد را بالا ببريد، قيمت كالاها پايين ميآيد و اقشار آسيبپذير جامعه ميتوانند نفس بكشند. ابتدا بايد امنيت سرمايهگذاري، توليد، تجارت و صادرات را ايجاد كرد. برخورداري از امنيت اجتماعي، سياسي و اقتصادي و ثبات در تصميمگيري و تصميمسازي از ضرورتهاي هر كشوري است. يكي از مشكلات حال حاضر اين است كه سرمايهها از كشور فرار ميكنند و براي توليد در اين كشور نميمانند. قدم بعدي بايد گسترش فرهنگ توليد، كار، فعاليت و كارآفريني باشد. درصد بالايي از افراد در جامعه ما كار نميكنند ولي درآمد بالايي دارند. زنان، مردان و جوانان بايد در توليد مشاركت كنند، در حالي كه سهم زنان در كار و اشتغال چندان بالا نيست. توليد و صادرات مدرن و دانشبنيان بايد در كشور مورد حمايت قرار گيرد. از توليد و صادرات آلودهكننده يا آببر نيز بايد پرهيز شود. سيستم بانكي بايد در خدمت توليد باشد، نه در خدمت دلالي. دلالي كه در خدمت توسعه توليد باشد خوب است، اما دلالي كه در خدمت سوداگري باشد، خوب نيست. نظام بانكي بايد از توليد حمايت شفاف و هدفمند انجام دهد. توليد و صادرات غيرآلاينده، دانشبنيان و پايدار بايد توسط سيستم بانكي حمايت شود. صادرات بخشي از كالاهاي خام ما مانند كليهفروشي بدن است كه نه تنها ارزش افزودهاي ندارد، بلكه ممكن است آسيبپذيري كشور را افزايش دهد. توليد برخي كالاهاي آلاينده نيز ضرورتي ندارد. اينكه عدهاي از مردم بر اثر آلودگي هوا از بين بروند تا ما بتوانيم مقداري محصول صادر كنيم، قابل قبول نيست. بهطور مثال نيروگاههاي حرارتي را با آلايندگي بالا توسعه ميدهيم و مردم اطراف اين نيروگاهها به نوعي در محيط زيست ناسالم از بين ميروند؛ در حالي كه ما برق توليد شده را براي استخراج بيتكوين به كار ميبريم. اين در شرايطي است كه اكنون درخواست براي سرمايهگذاري در نيروگاههاي حرارتي افزايش يافته، اما تقاضا براي سرمايهگذاري در نيروگاههاي تجديدپذير به آن حد نيست. يكي از بزرگترين موانع توليد، سرمايهگذاري است. گاهي ميبينيم يك بنگاه توليدي كه قصد دارد در ايران راهاندازي شود، بايد مدتهاي مديد به دنبال دريافت مجوزهاي مختلف باشد. اين در حالي است كه در بسياري از كشورهاي مترقي، تمام اين فرآيندها به صورت برخط انجام ميشود و در مدت كوتاهي به نتيجه ميرسد.