اربعين؛ ظهور قدرت نرم مردمي در برابر هژموني استكبار
در حالي كه معادلات خاورميانه در سايه تقابلهاي نظامي و فشارهاي سياسي دگرگون ميشود، رخدادهاي اخير -از حضور حماسي ميليونها زائر در راهپيمايي اربعين گرفته تا عقبنشيني استراتژيك واشنگتن در برابر ايران و تحركات ديپلماتيك پاكستان - نشاندهنده تغيير پارادايمي در توازن قواست.
در حالي كه معادلات خاورميانه در سايه تقابلهاي نظامي و فشارهاي سياسي دگرگون ميشود، رخدادهاي اخير -از حضور حماسي ميليونها زائر در راهپيمايي اربعين گرفته تا عقبنشيني استراتژيك واشنگتن در برابر ايران و تحركات ديپلماتيك پاكستان - نشاندهنده تغيير پارادايمي در توازن قواست. اين يادداشت به واكاوي اين پديدههاي درهم تنيده ميپردازد كه چگونه «قدرت مردمي» به عاملي تعيينكننده در تقابل با هژموني غرب بدل شده است.
اربعين؛ فراتر از يك آيين؛ مانور قدرت تمدني: حضور ميليوني ايرانيان و پيروان ساير اديان و مليتها از بيش از ۸۰ كشور جهان در كربلاي معلي در روز اربعين، ديگر نه يك مراسم صرفا مذهبي كه يك پديده ژئوپليتيك است. عبور جمعيت از مرز ۲۰ ميليون نفر، آن هم در شرايط جوي سخت تابستان، حقيقتي را فرياد ميزند كه تحليلگران غربي از درك آن عاجزند: «ظهور قدرت مردمي نهادينه شده».
اين پديده از آن جهت اهميت استراتژيك دارد كه كاملا خارج از نظارت يا هدايت مستقيم دولتها شكل ميگيرد. در واقع، اربعين تجلي يك «جامعه مدني ايدئولوژيك» است كه مرزهاي جغرافيايي را درنورديده و به يك شبكه منسجم تبديل شده است. اين اجتماع عظيم، يك «نمايش اقتدار» در برابر هژموني استكبار است. وقتي ميليونها انسان بدون تكيه بر ساختارهاي دولتي، چنين لجستيك عظيمي را مديريت ميكنند، اين پيام به اردوگاه غرب مخابره ميشود كه ظرفيتهاي تمدني جهان اسلام، قدرت مقاومت در برابر تحريمها و فشارهاي سياسي را دارند.
شكست استراتژي «فشار حداكثري»: در سوي ديگر ميدان، عقبنشيني دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا، از تهديد به حمله مجدد به زيرساختهاي ايران، نماد بارز بنبست نظامي ايالات متحده است. اين چرخش موضع، نتيجهگيري مستقيم «پاسخ كوبنده» و قاطع نيروهاي مسلح و ديپلماسي فعال ايران بود. واقعيت اين است كه پس از اين واكنش، بسياري از كشورهاي منطقه كه پيشتر در سايه ترس از ماجراجوييهاي ترامپ حركت ميكردند، تغيير موضع داده و در برابر سياستهاي جنگطلبانه امريكا ايستادند. فشارهاي بينالمللي كه از درون همين تغيير جهت منطقهاي ناشي ميشد، دست و پاي ترامپ را بست. اين اتفاق ثابت كرد كه در دكترين امنيتي جديد، «موازنه وحشت» به نفع ايران تغيير كرده و هرگونه خطاي محاسباتي، هزينهاي گزاف براي امريكا خواهد داشت.
ديپلماسي ميانجيگرانه؛ تلاش براي خروج از بنبست: در اين ميان، دعوت مجدد پاكستان از تيم مذاكرهكننده ايراني (به رياست دكتر قاليباف و با حضور وزير امور خارجه، آقاي عراقچي) براي سفر به اسلامآباد پس از ايام اربعين، تكه ديگري از اين پازل است. پاكستان به عنوان بازيگري كه همواره نيمنگاهي به كاهش تنشها داشته، اكنون در نقش تسهيلگر ظاهر شده است. هدف از اين سفر، فراتر از گفتوگوهاي دوجانبه، تلاش براي دستيابي به يك توافقنامه جامع آتشبس ميان تهران و واشنگتن است. اگر اين سفر به نتايج ملموس در حوزه ميداني برسد، شاهد يك گشايش تاريخي خواهيم بود. اين ديپلماسي، نشان ميدهد كه كشورهاي منطقه به اين نتيجه رسيدهاند كه امنيت پايدار در خاورميانه تنها از طريق همكاريهاي منطقهاي حاصل ميشود، نه با حضور نظامي بيگانگان.
فرجام شكست نظامي و ظهور واقعيتهاي جديد مجموعه اين رخدادها - از قدرت نرم اربعين گرفته تا عقبنشينيهاي تاكتيكي واشنگتن و تكاپوي ديپلماتيك اسلامآباد - يك پيام روشن براي جهان دارد: هژموني امريكا در حوزه ميداني و نظامي به پايان خط رسيده. امروز قدرت از دست «سياستمداران هتلنشين» خارج شده و به دست «ملتهاي ميدان ديده» افتاده است. شكست استراتژيك امريكا در تحميل اراده خود به ايران، در كنار ظرفيتهاي عظيم مردمي كه در پيادهروي اربعين خود را نشان داد، فصل جديدي از تاريخ منطقه را رقم زده است.اين رخدادها نشان ميدهد كه جهان در حال گذر از دوران «تكقطبي استكباري» به عصر «مقاومتهاي چندجانبه» است؛ جايي كه قدرت واقعي، نه در موشكهاي دوربرد، بلكه در همبستگي و انسجام مردمي معنا ميشود.