زلزله از آنچه فكر ميكنيم به ما نزديكتر است
زمين لرزههاي ۴ تير ۱۴۰۵ شمال ونزوئلا، با زوج زمين لرزههاي ۷.۲ و ۷.۵ با دو گسلش پياپي به فاصله تنها ۳۹ ثانيه به كلانشهر كاراكاس و مناطق پيراموني آسيبهاي مختلفي رساند. ويژگيهاي اين زوج زلزله، آسيب گسترده به زيرساختها، نشت گاز و فروپاشي نظام درماني هشداري جدّي براي كشورهايي با ريسك زلزله بالا مانند ايران است.
زمين لرزههاي ۴ تير ۱۴۰۵ شمال ونزوئلا، با زوج زمين لرزههاي ۷.۲ و ۷.۵ با دو گسلش پياپي به فاصله تنها ۳۹ ثانيه به كلانشهر كاراكاس و مناطق پيراموني آسيبهاي مختلفي رساند. ويژگيهاي اين زوج زلزله، آسيب گسترده به زيرساختها، نشت گاز و فروپاشي نظام درماني هشداري جدّي براي كشورهايي با ريسك زلزله بالا مانند ايران است. ريسكهاي مشابه براي كلانشهرهاي ايران به ويژه تهران، تبريز و مشهد پيامدهاي سنگيني به همراه دارد. پديده جفتزلزله تخريب سازههاي آسيبديده ونزوئلا را گستردهتر كرد. بسياري از سازهها پس از تكان اول (M7.2) دچار تركهاي ساختاري شديد شدند اما بلافاصله با تكان دوم (M7.5) كاملا فرو ريختند. در شهرهايي مثل تهران يا تبريز، سازههاي غيرمقاوم يا بافت فرسوده كه ممكن است در يك زلزله تاب بياورند، بر اثر زلزله پياپي محتمل دوم به طور كامل آوار خواهند شد. خطر آتشسوزيهاي گسترده و نشت گاز مساله بعدي است. در زلزله كاراكاس نشت شديد گاز شهري يكي از ريسكهاي ثانويه اصلي بود. در تهران و كلانشهرهاي ايران، شبكه متراكم و مويرگي گاز شهري در صورت عدم برخورداري از سيستمهاي قطع كن اتوماتيك مانند مورد زلزله ونزوئلا با آتشسوزيهاي سريالي مواجه ميشود. در ونزوئلا نشت جدي گاز و انفجارهاي متعدد رخ داد. مسوولان به طور پيشگيرانه براي جلوگيري از سوانح بعدي، گازرساني به برخي مناطق را قطع كردند. اگرچه هيچ گزارش عمومي مستقيمي مبني بر نسبت دادن آتشسوزيها به «نبود شيرهاي قطع خودكار» وجود ندارد، اما آسيب گسترده به شبكه خط لوله گاز ناشي از زلزله دليل اصلي افزايش ريسكها در رخداد ونزوئلاست.
اين زلزلهها باعث آسيب شديد به شبكه خط لوله گاز شهري و باعث نشت گسترده گاز شد و هوا پر از بوي گاز نشتي و سيمهاي برق سوخته شد. اين امر مستقيما منجر به انفجار شد. براي جلوگيري از آتشسوزي و انفجار، وزير كشور، ديوسدادو كابلو، دستور قطع گاز برخي ساختمانها و مناطق را داد و از ساكنان خواست ساختمانهاي آسيبديده را تخليه كنند. در ۲۸ ژوئن (چهارمين روز پس از زلزله)، انفجاري در يك سكوي نفتي كه توسط شركت نفتي دولتي PDVSA در ايالت آپوره، ونزوئلا اداره ميشود، رخ داد. گزارشهاي رسمي اعلام كردند كه انفجاري در ۲۹ ژوئن ناشي از «نشت گاز قابل اشتعال» بوده است. اگرچه ارتباط بين اين حوادث و زلزله مشخص نيست، اما آسيبپذيري زيرساختهاي انرژي پس از زلزله را برجسته ميكند.
ناحيههايي از جنوب تهران و ري با رسوبات سست با خطر روانگرايي و برخي بخشهاي كوهپايهاي شمال تهران، تبريز و شيراز به شدت پتانسيل زمينلغزش شديد زمين را دارند كه شالوده ساختمانهاي بلندمرتبه را تخريب ميكند. در ونزوئلا چندين بيمارستان و مركز امدادي بر اثر آسيب سازهاي يا قطع برق و آسيبهاي جانبي از مدار خارج شدند. در تهران، قرارگيري بسياري از بيمارستانهاي اصلي در بافتهاي فرسوده يا در پهنه گسله، خطر فلج شدن كامل شريانهاي امدادي در نخستين ساعات پس از حادثه را به همراه دارد. مسدود شدن شريانهاي مواصلاتي و عدم امكان امدادرساني: تراكم بالاي جمعيت و معابر تنگ در بافتهاي فرسوده كلانشهرهاي ايران باعث ميشود ريزش آوار، معابر اصلي را كاملا مسدود كرده و حضور نيروهاي زندهياب و سنگين را تا روزها مختل كند. درسهاي كليدي كه ايران بايد از اين رخداد بگيرد را ميتوان فعلا در چند تيتر عنوان كرد؛ بازنگري در مدلهاي ريسك زلزله (با پذيرش سناريوي جفتزلزله) بخش زيادي از آييننامههاي ساختماني زلزله و سناريوهاي مديريت بحران براساس وقوع يك تكزلزله اصلي و پسلرزههاي كوچكتر طراحي شدهاند. ايران بايد مدلهاي تخريب در مهندسي زلزله و شبيهسازي بحران خود را بر پايه تكانهاي پياپي و همبزرگا در فواصل زماني كوتاهمدت بازطراحي كند.
دوم آنكه تجهيز شبكههاي شرياني به سيستمهاي قطعكننده هوشمند قطع فوري و هوشمند جريان گاز، برق ولتاژ بالا و سوخت در ثانيههاي نخست زلزله، از وقوع انفجارها و آتشسوزيهاي ثانويه كه تلفات را چند برابر ميكنند جلوگيري خواهد كرد. سوم راهاندازي و توسعه سامانه هشدار سريع زلزله است. در زلزله كاراكاس، سامانههاي هشدار پايه روي تلفنهاي همراه (مانند سامانه Android EEW) توانستند بين ۱۰ تا ۱۵ ثانيه قبل از رسيدن موج مخرب به حدود ۱۱ ميليون شهروند هشدار ارسال كنند. توسعه سريع و ملي سامانههاي هشدار پيشهنگام زلزله مبتني بر شبكه حسگرها و تلفنهاي هوشمند در ايران ميتواند جان هزاران نفر را نجات دهد.
چهارم مقاومسازي شريانهاي حياتي و مراكز درماني پيش از وقوع بحران است. بيمارستانها، سامانههاي آبرساني و خطوط ارتباطي نبايد نقطهضعف زنجيره بحران باشند. آسيبناپذيري مراكز فرماندهي بحران و بيمارستانها بايد اولويت اول برنامههاي عمراني باشد.
درنهايت آموزش عمومي براي مواجهه با «تكانهاي ناشي از چند زلزله پيدرپي» است. پروتكلهاي پناهگيري شهروندان بايد بهروزرساني شود. شهروندان بايد بدانند كه پس از پايان تكان اول نبايد بلافاصله به داخل ساختمانهاي آسيبديده بازگردند، زيرا احتمال وقوع تكان دوم يا پسلرزه بزرگ در دقايق نخست بسيار بالاست.