معماي ما و جهان!
جامعه ايران دهههاست و شايد بهتر آنكه يكي، دو قرن است كه در دو راههاي اضطرابآور قرار دارد: جهاني بودن و در جهان زيستن يا در خود فرو رفتن و در خود ماندن؟! پرسشي كه شايد از پس مواجهه با جهان جديد با دوگانه استعمار در قالب چهرهاي خشن و ستمكار و پيشرفت و توسعه با علم و تكنولوژيهاي بهروز (ماشين بخار و ادوات نظامي و ...) در ذهن و روان انسان ايراني جا گرفت.
جامعه ايران دهههاست و شايد بهتر آنكه يكي، دو قرن است كه در دو راههاي اضطرابآور قرار دارد: جهاني بودن و در جهان زيستن يا در خود فرو رفتن و در خود ماندن؟! پرسشي كه شايد از پس مواجهه با جهان جديد با دوگانه استعمار در قالب چهرهاي خشن و ستمكار و پيشرفت و توسعه با علم و تكنولوژيهاي بهروز (ماشين بخار و ادوات نظامي و ...) در ذهن و روان انسان ايراني جا گرفت. جدالي تاريخي در درون و بيرون انسان ايراني كه هنوز نيز به شدت بر داوري ايرانيان و سياستگذاران و تصميمگيران نسبت به جهان اطراف موثر است. اين دوگانگي را مثلا در تابلوي خيابانها و حتي كوچه و پسكوچههاي تهران و بسياري از شهرهاي ايران مشاهده ميكنيم كه با حروف انگليسي در كنار نام فارسي درج شده است. در حالي كه شايد سال تا سال بر اثر سياستهاي اعمال شده، گذر يك خارجي به اين خيابانها و كوچه پسكوچهها نيفتد. اما ظاهرا اين خاطره يا ميل و تمناي ارتباط با خارج و خارجيها (فرنگيها) غالب بر ذهن انسان ايراني است كه البته عجيب نيست كه هزاران سال زندگي بر سر چهارراه تمدن و جاده ابريشم ذهن و روان ساكنان اين سرزمين را چنين قوام داده است.
روزهاي اخير در كوران اخبار سياسي و جنگي و موشك و پهپاد و... يك خبر در صدر خبرها قرار گرفت و آن ثبت جهاني «قلعه الموت» بود. اقدامي كه با حدود دو دهه تلاش قابل ستايش خانم چوبك، باستانشناس برجسته انجام گرفت. ثبت «قلعه الموت و استحكامات وابسته به آنكه مساحتي حدود 2000 كيلومتر را در بر ميگيرد صرفا نه ثبت يك بنا، بلكه ارجگذاري نهادي جهاني (يونسكو) به منظومهاي از دانش معماري، مهندسي دفاعي، فهم اقليمي و هويت تاريخي ايرانيان است و روايتي از فراز و فرود يك تمدن و استمرار و دوام آن . اما انتقال اين پيامها به مردم و جامعه جهاني پس از ثبت تاريخي اين مجموعه نيازمند پلن مديريتي است كه در آن برنامهريزي براي گردشگري و ايجاد زيرساختها و كنترل و جلوگيري از شكلگيري به گردشگري انبوه و...» را در بر داشته باشد (اعتماد-6/8 /1405) كاري سخت كه دشواري آن كم از فرآيند كشف و ثبت جهاني اين مجموعه تاريخي نيست.
مجموعه الموت نه اولين بناي ثبت جهاني شده كشورمان و يقينا نه آخرين آنهاست و تاكنون حدود 30 اثر از ايران ثبت جهاني شده است. اين ميزان از آثار ثبت شده جهاني و هزاران اثر ديگر ثبت شده ملي، كشورمان را در ميان ده كشور برتر داراي ميراث جهاني قرار داده است. اين البته غير از جاذبههاي بينظير طبيعي و اقليمي و جغرافيايي و... است . كشوري كه در تابستان ميتوان از پيست اسكي در ارتفاعات توچال براي شنا به آبهاي گرم خليجفارس و... طي چند ساعت سفر كرد و به كوير سر زد و در كنار طبيعت بينظير شمال كشور اوقات خوشي را سپري كرد.
اين مزيتها اما عمدتا در قالب فهرستهاي آثار ملي و افتخارات تاريخي و... متاسفانه بلااستفاده باقي مانده است (جايگاه 73 در بين 119 كشور جهان و سهم حدود 5 درصدي گردشگري از توليد ناخالص داخلي) .در حالي كه در همسايگيمان در كشور تركيه گردشگري بيشترين ميزان درآمد و ايجاد شبكهاي از كار و فعاليت و توليد محصولات اقتصادي و فرهنگي و خدماتي و...را فراهم آورده كه طبق آخرين آمار رقم آن بيش از 60 ميليارد دلار است (رتبه 29 و سهم حدود 11.7 درصدي از توليد ناخالص داخلي با جذب حدود 62 ميليون گردشگر در سال گذشته) يا بسيار دورتر و در مشابهت بسيار با وضعيت طبيعي و جايگاه تاريخي و تمدني «قلعه الموت»، مجموعه تاريخي كوهستاني «ماچوپيچو» در كشور پرو قرار دارد كه ساليان پذيراي ميليونها گردشگر از اقصي نقاط جهان و حتي از كشورمان است.
لازمه بهرهگيري از اين مزيتهاي بينظير فرهنگي و تمدني و قرار گرفتن گردشگري در فهرست منابع عظيم درآمدي و اشتغالزا و امنيتآور و شكل دادن به جايگاه ايران در ذهن مردم ساير كشورها، «فرصت» ديدن ارتباط با جهان و نه «تهديد» قلمداد كردن آن است. اينكه بر ترس تاريخي خود از ارتباط با جهان غالب شويم و مثلا «استقلال» را به «درونگرايي» و «خودكفايي» و ارتباط را به «نفوذ» معنا نكنيم و بدانيم كه اين سرزمين در صورت رفع تنش با جهان، معدن عظيم فرصتهاست. در اين ميان نحوه حل بحران «تنگه هرمز» به عنوان مهمترين مساله روز ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك كشورمان شايد كليد حل اين معما باشد. موضوعي كه همين اخيرا در دستور كار كميسيون حكمراني اتاق تهران قرار گرفت (10/5/ 1405) .اميد كه اين بحران با تدبير و عقل سليم حل و فصل و فرصتي ايجاد شود تا جهانيان با آن روي ديگر قدرت و عظمت ميهنمان كه همانا مزيتهاي عظيم فرهنگي و تمدني اين سرزمين است و الموت يكي از نشانههاي آن، آشنا و امكاني براي گذر از گذرگاه سخت حل معماي تاريخي «ما و جهان» باشد .