بورس و دوئل نمادها
بازار سرمايه اين روزها در بيم و اميد به سر ميبرد؛ از يك سو سايه تهديدهاي نظامي و تنشهاي منطقهاي بر سر تالار شيشهاي سنگيني ميكند و از سوي ديگر، واگرايي آشكاري ميان رفتار نمادهاي بزرگ و كوچك بازار به چشم ميخورد.
بازار سرمايه اين روزها در بيم و اميد به سر ميبرد؛ از يك سو سايه تهديدهاي نظامي و تنشهاي منطقهاي بر سر تالار شيشهاي سنگيني ميكند و از سوي ديگر، واگرايي آشكاري ميان رفتار نمادهاي بزرگ و كوچك بازار به چشم ميخورد. در شرايطي كه شاخص كل براي عبور از مقاومتهاي خود با دشواري روبهرو است، تكسهمها و شركتهاي كوچكتر (در قالب شاخص هموزن) مسير متفاوتي را در پيش گرفتهاند.روند معاملات هفتههاي اخير به وضوح نشان ميدهد كه نقدينگي موجود در بازار، تمايل چنداني به درگير شدن در نمادهاي بزرگ و شاخصساز ندارد. سهمهاي بزرگ و بنيادي كه بخش عمدهاي از ارزش بازار را تشكيل ميدهند، به شدت در معرض آسيبهاي ناشي از تصميمات بودجهاي، قيمتگذاري دستوري و نوسانات نرخ ارز قرار دارند. نبود چشمانداز روشن براي سودآوري اين شركتها در كوتاهمدت سبب شده تا شاخص كل توان صعود قدرتمند را نداشته باشد.
در مقابل، جريان پولهاي خرد و هوشمند به سمت تكسهمها و شركتهاي كوچكتر هدايت شده است. اين گروه از سهمها كه در قالب شاخص هموزن خود را نشان ميدهند، به دليل نياز به نقدينگي كمتر براي رشد و همچنين برخورداري از پروژههاي توسعهاي ملموستر، جذابيت بيشتري براي معاملهگران پيدا كردهاند. به بياني ديگر، بازار ترجيح ميدهد به جاي انتظار براي حركت غولهاي فلزي و پتروشيمي، بازدهي خود را از مسير شركتهاي چابكتر تامين كند. اين وضعيت، نوعي واگرايي را در نماگرهاي بازار ايجاد كرده كه نشاندهنده احتياط شديد سهامداران بزرگ است.
يكي از بزرگترين دغدغههاي اين روزهاي فعالان بازار، بالا رفتن مجدد ريسكهاي ژئوپليتيك و احتمال درگيريهاي نظامي در منطقه است. با افزايش تنشها، اين پرسش كليدي مطرح ميشود كه در صورت وقوع سناريوهاي بحرانيتر، آيا بازار سرمايه مجددا با تعطيلي يا محدوديت دامنه نوسان روبهرو خواهد شد؟
اگرچه در گذشته و در بزنگاههاي خاص، سياستگذار براي كنترل هيجانات اقدام به محدود كردن دامنه نوسان يا توقف موقت معاملات كرد، اما به نظر ميرسد شرايط فعلي متفاوت است. بخش عمدهاي از آثار رواني و واقعي اين اخبار پيشخور شده و بازار تا حد زيادي نسبت به تهديدها مصونيت نسبي پيدا كرده است. تحليلگران معتقدند كه تعطيلي مجدد بازار در شرايط فعلي توجيه چنداني ندارد، زيرا مكانيزمهاي كنترلي فرعي (نظير محدوديت دامنه نوسان يك درصدي) پيش از اين اثر خود را نشان دادهاند و بازارساز ترجيح ميدهد نقدشوندگي بازار را به عنوان آخرين سنگر حفظ كند.
در نهايت ميتوان گفت كه بازار سرمايه دوران سختي از لحاظ مديريت ريسكهاي سيستماتيك را سپري ميكند. از يك طرف رالي صعودي تكسهمها اميد را در دل سهامداران خرد زنده نگه داشته و از طرف ديگر، درجا زدن نمادهاي بزرگ مانع از رشد پايدار شاخص كل شده است. هر چند سايه ريسك جنگ همچنان سنگيني ميكند، اما به نظر ميرسد بازار بخش اعظم اين هراس را در قيمتها مستهلك كرده و در صورت ثبات نسبي در اوضاع سياسي، پتانسيل بازگشت تعادل به ليدرهاي بازار نيز دور از ذهن نخواهد بود.