تصمیم جنجالی در استقلال؛ سرمربی قهرمان رفت، مربی تیم هشتم آمد
مدیریت باشگاه استقلال دامنه تصمیمات عجیب، غیرمنطقی و فاقد هرگونه توجیه فنی را از تیم فوتبال به تیم های دیگر باشگاه تعمیم داده است.
شاهکار مدیریتی در استقلال بدون توقف ادامه دارد. مدیریتی که در تیم فوتبال به عنوان مهمترین تیم مجموعه با سومدیریت دو پنجره نقل و انتقالاتی را با حکم فیفا از دست داده و بسته شده و با پول پاشی دلاری یک دوجین بازیکن خارجی بدردنخور و بی کیفیت در حد جنپو و نازون خریداری کرده که حتی به درد گرم کردن نیمکت هم نمیخورند و در یک فصل تباه چند مربی را جابجا کرده تا در نهایت از سقوط جلوگیری کند، حالا شاهکارهای مدیریتی خود را به سایر تیمهای این باشگاه نیز تعمیم میدهد. مدیریتی که در سبک مدیریتش هیچ اصول و قاعدهای وجود ندارد و روابط همیشه بر متن و اصول ارجح هستند. مدیری که تقریبا هیچ تصمیم مدیریتی اش در هیچ تیمی منطبق بر اصول و قاعده مدیریتی نبوده و هر کجا ورود کرده، فقط خسران و ویرانی بر جای گذاشته.
آخرین شاهکار مدیریتی در استقلال به تیم بسکتبال زنان بازمی گردد. این بار نوبت به تیم بسکتبال زنان رسیده؛ تیمی که فصل گذشته با هدایت فرزانه جمامی قهرمان لیگ برتر شد، اما پاداش این موفقیت نه حمایت و نه تمدید قرارداد، بلکه کنار گذاشته شدن سرمربی قهرمان بود.
نکته عجیبتر اینکه باشگاه حتی زحمت اعلام رسمی پایان همکاری با فرزانه جمامی را هم به خود نداد و بدون هیچ توضیحی، نیکا بیکلیکلی را به عنوان سرمربی جدید معرفی کرد؛ رفتاری که نه با اصول حرفهای مدیریت ورزشی سازگار است و نه با ابتداییترین قواعد احترام به یک مربی قهرمان.
در فوتبال، بسکتبال یا هر رشته حرفهای دیگری حتی چوگان و گلف، قهرمانی مهمترین معیار ارزیابی عملکرد یک سرمربی است. در هیچ سیستم مدیریتی منطقی، مربیای که تیمش را به قهرمانی رسانده، بدون ارائه دلیل فنی کنار گذاشته نمیشود. مگر اینکه مدیران معتقد باشند قهرمانی دیگر ارزش و اعتباری ندارد.
اما شاهکار اصلی زمانی آشکار میشود که به کارنامه جانشین نگاه کنیم. استقلال برای جایگزینی سرمربی قهرمان، به سراغ مربیای رفته که تیمش در فصل گذشته حتی رنگ پلیآف را هم ندید و در بین ۹ تیم، در جایگاه هشتم قرار گرفت. اگر قرار بود معیار انتخاب، عملکرد فنی باشد، چنین انتخابی چگونه قابل دفاع است؟ چگونه ممکن است مربی تیم هشتم، شایستهتر از مربی تیم قهرمان تشخیص داده شود؟
همین تناقضها باعث شده شائبههای مختلفی درباره چرایی این انتصاب مطرح شود. در روزهای اخیر، گمانهزنیهایی درباره نقش و نفوذ سرمربی تیم بسکتبال مردان استقلال و روابط خارج از فرآیندهای معمول مدیریتی در این انتخاب مطرح شده. این ادعاها تاکنون به صورت رسمی اثبات یا تأیید نشدهاند، اما سکوت باشگاه و نبود هیچ توضیح شفافی، تنها به افزایش ابهامها دامن زده است.
آنچه بیش از همه نگرانکننده است، تبدیل شدن تصمیمات سلیقهای به رویهای ثابت در باشگاه استقلال است. باشگاهی که باید الگوی مدیریت حرفهای باشد، امروز با تصمیماتی شناخته میشود که نه بر پایه کارنامه فنی، بلکه بر اساس معیارهایی نامعلوم اتخاذ میشوند.
این تصمیم را باید یکی دیگر از شاهکارهای مدیریتی علی تاجرنیا دانست؛ مدیریتی که به جای حفظ ثبات، قدردانی از موفقیت و تکیه بر شایستهسالاری، حتی قهرمانی را هم بیارزش جلوه میدهد. اگر قرار باشد سرمربی قهرمان بدون هیچ توضیحی کنار گذاشته شود و جای خود را به مربی تیم هشتم بدهد، دیگر چه انگیزهای برای موفقیت، رقابت سالم و اعتماد به تصمیمات مدیریتی باقی میماند؟
استقلال در زمین مسابقه قهرمان شد، اما به نظر میرسد در اتاق مدیریت، معیارها چیز دیگری است؛ معیارهایی که تا زمانی که شفاف نشوند، این تصمیم بیش از آنکه یک انتخاب فنی به نظر برسد، نمادی از سردرگمی مدیریتی و بیاعتنایی به اصل شایستهسالاری خواهد بود.
منبع: خبر آنلاین