بورس در دوراهي ريسك سياسي و ارزندگي سهمها
بازار سرمايه از نيمه دوم تيرماه، وارد يك روند اصلاحي و نزولي كوتاهمدت شد؛ اصلاحي كه اگرچه بخشي از آن را ميتوان به شناسايي سود پس از يك دوره رشد مناسب نسبت داد، اما به نظر ميرسد عامل اصلي تداوم آن، افزايش ريسكهاي ژئوپليتيكي و فضاي نااطميناني ناشي از تحولات سياسي و امنيتي بوده است.
بازار سرمايه از نيمه دوم تيرماه، وارد يك روند اصلاحي و نزولي كوتاهمدت شد؛ اصلاحي كه اگرچه بخشي از آن را ميتوان به شناسايي سود پس از يك دوره رشد مناسب نسبت داد، اما به نظر ميرسد عامل اصلي تداوم آن، افزايش ريسكهاي ژئوپليتيكي و فضاي نااطميناني ناشي از تحولات سياسي و امنيتي بوده است. در هفتههاي اخير، تشديد تنشها و انتشار اخبار مرتبط با درگيريها، موجب شد فضاي تصميمگيري در بازار سهام بيش از گذشته محتاطانه شود. در چنين شرايطي، مهمترين متغيري كه تحت تاثير قرار گرفت، جريان ورود پول به بازار بود. به بيان ديگر، شايد خود اصلاح قيمتها امري طبيعي و حتي قابل انتظار بود، اما آنچه موجب ادامهدار شدن اين روند شد، توقف ورود نقدينگي تازه و افزايش ترديد سرمايهگذاران نسبت به آينده كوتاهمدت بازار بود. با اين حال، در دل همين فضاي منفي، يك نكته مهم قابل توجه است؛ بازار از منظر بنيادي بار ديگر به محدودههاي قابل دفاع نزديك شده است. رشد سودآوري شركتها، بهبود فروش و انتشار گزارشهاي مناسب عملكردي باعث شده بسياري از سهمها دوباره به سطوح ارزندهاي بازگردند؛ سطوحي كه حتي ميتوان آنها را همتراز با كفهاي حمايتي پيش از تشديد تنشها دانست. به همين دليل، ضعف فعلي بازار را نميتوان لزوما ناشي از افت كيفيت بنيادي شركتها تلقي كرد، بلكه بيشتر بايد آن را نتيجه فشار متغيرهاي بيروني و ريسكهاي غيراقتصادي دانست. بازار در حال حاضر بيش از هر چيز، در انتظار دريافت يك سيگنال روشن از سمت متغيرهاي سياسي است. اگر نشانههايي از كاهش تنشها، تثبيت شرايط و بازگشت آرامش به فضاي منطقه مخابره شود، اين احتمال وجود دارد كه بازار دوباره به مسير رشد بازگردد. در آن صورت، با توجه به ظرفيتهاي بنيادي موجود، ميتوان به شكلگيري يك حركت مثبت در دو ماه پاياني تابستان و حتي ادامه سال اميدوار بود.در مقابل، اگر ريسكهاي ژئوپليتيكي تداوم پيدا كند و فضاي نااطميناني پابرجا بماند، طبيعي است كه كار بازار براي بازگشت به روند صعودي، دستكم در كوتاهمدت دشوارتر شود. تجربه نشان داده بازار سهام در مقاطع تنش، بيش از هر چيز نسبت به نبود افق روشن واكنش منفي نشان ميدهد و تا زماني كه اين ابهام برطرف نشود، نميتوان انتظار داشت جريان قدرتمند پول به بازار بازگردد. با وجود اين، رفتار بازار در همين دوره اصلاحي نيز حاوي يك پيام مهم بود.
بسياري از نمادهايي كه از عملكرد عملياتي مناسب، گزارشهاي مطلوب و وضعيت بنيادي قابل قبول برخوردار بودند، افت شديدي را تجربه نكردند. اين موضوع نشان ميدهد كه بازار همچنان ميان سهمهاي ارزنده و سهمهاي ضعيف تمايز قائل است و سرمايهگذاران، حتي در فضاي منفي، نسبت به نمادهاي بنيادي بيتفاوت نيستند. نكته مثبت ديگر آن است كه در اين دوره، بازار با قفلشدگي گسترده و فراگير در صفهاي فروش مواجه نشد. به عبارت ديگر، نقدشوندگي هر چند كاهش يافت، اما از بين نرفت و سهامداران در اغلب نمادها امكان خروج از موقعيتهاي خود را داشتند. اين مساله را ميتوان نشانهاي از آن دانست كه بازار، با وجود فشار رواني، هنوز از حداقل تعادل برخوردار است و در وضعيت بحراني كامل قرار نگرفته است. در اين ميان، گزارشهاي سه ماهه و گزارشهاي فروش ماهانه شركتها نيز ميتوانند نقش مهمي در آينده بازار ايفا كنند. انتشار اين گزارشها، بهويژه در شرايطي كه بخش قابل توجهي از شركتها عملكرد قابل قبولي را ثبت كردهاند، ميتواند به تدريج انرژي لازم براي بازگشت بازار را فراهم كند. با اين حال، اين انرژي زماني بالفعل خواهد شد كه متغيرهاي بيروني نيز اجازه دهند فضاي اعتماد به بازار بازگردد. به نظر ميرسد بازار سرمايه در حال حاضر بيش از آنكه از ناحيه متغيرهاي بنيادي آسيب ديده باشد، از فضاي نااطميناني و ريسكهاي ژئوپليتيكي تاثير پذيرفته است. اگر اين ريسكها كاهش يابد، بسياري از سهمها به دليل ارزندگي مجدد و پشتوانه گزارشهاي مناسب، ظرفيت بازگشت به مسير رشد را خواهند داشت. اما اگر تنشها ادامه پيدا كند، بازار نيز همچنان در وضعيت احتياط و نوسان باقي خواهد ماند.