تقابل گزارشهاي مثبت و ريسكهاي سيستماتيك
بازار سرمايه همواره آينه تمامنماي شرايط كلان اقتصادي و سياسي كشور است؛ با اين حال، در مقاطع حساس كنوني، وزن عوامل برونزا بهويژه متغيرهاي سياسي و سايه سنگين ريسكهاي ژئوپليتيك و جنگ، بيش از هر زمان ديگري بر روند حركتي معاملات اثرگذار بوده است.
بازار سرمايه همواره آينه تمامنماي شرايط كلان اقتصادي و سياسي كشور است؛ با اين حال، در مقاطع حساس كنوني، وزن عوامل برونزا بهويژه متغيرهاي سياسي و سايه سنگين ريسكهاي ژئوپليتيك و جنگ، بيش از هر زمان ديگري بر روند حركتي معاملات اثرگذار بوده است. در روزهاي اخير، شاهد نوسانات پردامنهاي در بازار بوديم كه نشاندهنده تقابل دو نيروي متضاد است از يك سو، گزارشهاي سهماهه شركتها كه نويدبخش بهبود عملكرد بنيادين و سودآوري مناسب است و از سوي ديگر، گسترش دامنه درگيريهاي منطقهاي و نااطمينانيهاي سياسي كه سايه سنگيني بر سر تالار شيشهاي افكنده است.
واقعيت آن است كه در ابتداي مسيرِ گزارشدهي دورهاي، بازار واكنش مثبت و هيجانانگيزي به گزارشهاي سهماهه نشان داد و در اين شرايط با بهبود وضعيت توليد و فروش در صنايع اصلي، پتانسيل جهش قيمتها فراهم شده است و اين استقبال بازار، پاسخي منطقي به بهبود صورتهاي مالي بود. اما به محض آنكه اخبار مربوط به گسترش درگيريها، تهديد به استفاده از تسليحات سنگين و كشيده شدن دامنه تنشها به شهرهاي مختلف مخابره شد، فضاي خوشبيني اوليه جاي خود را به احتياط و در نهايت نااطميناني داد. اين همان لحظهاي است كه سرمايهگذار، فارغ از ارزش ذاتي سهم ترجيح ميدهد به جاي سودآوري، به فكر نقدينگي و امنيت دارايي باشد.
بايد صراحتا پذيرفت كه با توجه به محدوديتهاي بودجهاي و شرايط سختِ نقدينگي در اقتصاد كلان كشور، منابع در دسترس براي تزريق مستقيم به بازار سهام بسيار محدود است. تكيه بر منابع دولتي يا صندوقهاي حمايتي براي جلوگيري از ريزشهاي هيجاني، راهكاري ناپايدار و كوتاهمدت است. با اين حال، بازار سرمايه ابزارهاي دروني قدرتمندي دارد كه شايد كمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. افزايش ضريب اعتباري كارگزاريها، تسهيلِ نظام اعتباري بانكها براي شركتهاي كارگزاري و توسعه ابزارهاي مشتقه ميتواند سيگنالهاي مثبت و پايداري را به بازار تزريق كند. اين راهكارها نه تنها نقدينگي مستقيم وارد بازار نميكنند، بلكه «قدرت مانور» بازيگران بازار را افزايش داده و مانع از تشكيل صفهاي فروش هيجاني ميشوند.
نكته كليدي كه نبايد از نظر دور داشت، عقبماندگي مزمن بازار سهام نسبت به ساير بازارهاي دارايي است. در حالي كه طي سالهاي اخير ساير بازارها (از ارز گرفته تا مسكن و خودرو) رشدهاي چشمگيري را تجربه كردهاند، بازار سرمايه با وجود رشد در برخي مقاطع، هنوز با ارزش ذاتي خود فاصله بسياري دارد. گزارشهاي سهماهه به وضوح نشان ميدهد كه بسياري از شركتها از منظر سودآوري، بسيار بهتر از برآوردهاي بازار عمل كردهاند. اين فاصله قيمتي، يك ميدانِ رشد بزرگ را براي ميانمدت و بلندمدت ترسيم ميكند. يعني حتي اگر بازار در كوتاهمدت به دليل ريسكهاي سيستماتيك سركوب شود، پتانسيل بنيادين آن براي بازيابي قيمت، بسيار بالاست.
تجربه تاريخي در مواجهه با وقايع مشابه، به ويژه پس از دورههاي تنش يا بسته شدن موقت بازار، اين ذهنيت را در ميان معاملهگران ايجاد كرده است كه در صورت وقوع هرگونه شوك گسترده كه منجر به توقف يا محدوديتهاي معاملاتي شود، بازار پس از بازگشايي، رفتاري منطقيتر پيش خواهد گرفت. در واقع، بسياري از سهامداران اكنون خطرِ توقف معاملات را به عنوان بخشي از هزينه فرصتِ بازار پذيرفتهاند. پس از رفع ابهام يا دستيابي به آتشبسي هرچند نسبي، بازار پتانسيل بسيار بالايي براي جبران مافات دارد. به بيان ساده، آنچه امروز به عنوان فروشِ هيجاني ميبينيم، در واقع نقد كردن براي آرامش است و نه الزاما خروجِ قطعي از بازار.
اگرچه ريسكهاي ژئوپليتيك كماكان به عنوان ترمز اصلي بازار عمل ميكنند، اما ظرفيتهاي رشد بازار سهام همچنان بكر و دستنخورده باقي مانده است. نقدشوندگي دغدغهاي جدي است، اما نبايد اجازه داد اين نگراني، نگاه استراتژيك به بازار را مخدوش كند. اگر به دنبال سودآوري در افق زماني ميانمدت هستيد، گزارشهاي مالي شركتها و پتانسيلهاي توليد، گوياي اين است كه بازار سرمايه در نقاط جذابي براي بررسي خريد قرار دارد؛ مشروط بر آنكه مديريت ريسك و صبرِ استراتژيك در اولويت معاملهگران باشد.