زندگي ساده به ۷۰ ميليون درآمد ماهانه نياز دارد

۱۴۰۵/۰۴/۳۱ - ۰۱:۲۹:۱۳
کد خبر: ۳۹۶۱۰۸

زندگي روزمره مردمان مزدبگير كه روزگاري دست‌شان به دهان‌شان مي‌رسيده و بين غريبه و آشنا آبرويي داشتند، حالا به بن‌بست رسيده؛ در اين بن‌بست ناهموار، زير ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتي پول نداري حتي پمپ كولرت را تعمير كني، صحبت از «تاب‌آوري معيشتي مردم» با واقعيت‌ها همخواني ندارد... .

زندگي روزمره مردمان مزدبگير كه روزگاري دست‌شان به دهان‌شان مي‌رسيده و بين غريبه و آشنا آبرويي داشتند، حالا به بن‌بست رسيده؛ در اين بن‌بست ناهموار، زير ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتي پول نداري حتي پمپ كولرت را تعمير كني، صحبت از «تاب‌آوري معيشتي مردم» با واقعيت‌ها همخواني ندارد... .

اين روزها، بحث در رابطه با «تاب‌آوري معيشتي مردم» به يكي از موضوعات داغ در رسانه‌هاي اصلي تبديل شده است؛ سوالاتي عموما بدون جواب روشن مطرح مي‌شوند: مردم تا كجا گراني‌ها و فشارهاي اقتصادي را تاب مي‌آورند و ساختارهاي حاكميتي تا چه اندازه عاملِ «تاب‌آوري اقتصادي و معيشتي» را به عنوان يك اولويت اصلي در تصميم‌سازي‌هاي كلان، در نظر مي‌گيرند.

    افول سخت طبقه متوسط

به گزارش ايلنا و براساس داده‌ها و برآوردها، مزدبگيران بخش‌هاي مختلف بيش از ۶۰ درصد از جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهند؛ اما در چند دهه اخير، اين جمعيت گسترده دچار دگرديسي ساختاري و بنيادين شده است. در دهه‌هاي ۵۰، ۶۰ و ۷۰ شمسي، بخش قابل توجهي از مزد و حقوق‌بگيران به طبقه متوسط تعلق داشتند، طبقه‌اي كه طبق تعريف‌هاي پايه‌اي اقتصاد، دغدغه نان شب ندارد و اقتصاد، روبنا و زيربناي زندگي آنان را تشكيل نمي‌دهد. اما حقوق‌زدايي‌هاي دهه‌هاي اخير به موازات شوك‌هاي پياپي اقتصادي، طبقه متوسط را از مدار زندگي شهري ايران خارج كرده است؛ آب رفتن طبقه متوسط ايران به‌طور مشخص از ميانه دهه ۹۰ شمسي آغاز شد. اوج ريزش اين طبقه زماني اتفاق افتاد كه زندگي در محدوده شهرهاي بزرگ و در محله‌هاي برخوردار شهري از دسترس مزدبگيران طبقه متوسط خارج شد؛ كارمندان، پرستاران، معلمان و كارگران متخصص و يقه سفيد هم مجبور شدند مانند كارگران ساده و روزمزد به حاشيه‌ها كوچ كنند و در مناطقي كه در واقعيت «گتوهاي فرودستان ايراني» است، سكونت گزينند. در گام بعدي، براي مزدبگيراني كه از زندگي آبرومندانه قبلي و رفاه نسبي روزگاران گذشته دست شسته بودند، دغدغه نان نيز به دغدغه سرپناه شايسته اضافه شد. «گوشت كيلويي چند است، آيا مي‌توانيم يك كيسه گوني برنج بخريم، آيا توان مالي داريم دوستان و آشنايان را دعوت بگيريم و...» دغدغه‌ها و چالش‌هاي اينچنيني به مرور خود را به زندگي مردماني تحميل كرد كه پيش از اين، دغدغه فرهنگ، مشاركت سياسي، آموزش شايسته و در بُعد مادي، سفر به خارج از كشور و خريد خودروهاي باكيفيت داشتند. اين گروه عظيم شهري در چشم بر هم زدني، به طبقات فرودست جمعيتي افزوده شدند و به ناچار در صف مرغ دولتي، برنج قسطي و وام اجاره مسكن ايستادند.

     زندگي ساده به ۷۰ ميليون درآمد ماهانه  نياز دارد

براساس آخرين داده‌هاي رسمي شوراي عالي كار- نهاد متولي تعيين دستمزد كارگران- در اسفندماه سال قبل، نرخ سبد معيشت حداقلي خانوارهاي كارگري، حدود ۴۲ ميليون تومان بوده است؛ به اعتقاد فعالان كارگري، تورم اين چند ماه اخير در دوران جنگ و التهاب، اين رقم را به مرز ۷۰ ميليون تومان رسانده است؛ به اين معنا كه يك خانواده كارگري بايد حدود ۷۰ ميليون تومان در ماه درآمد داشته باشد كه بتواند فقط نيازهاي ساده زندگي از جمله خوراكي‌هاي ضروري و مسكن حداقلي را تامين كند؛ حال اگر حقوق كارمندان، پرستاران و كارگران متخصص را كه معمولا در محدوده ۳۰ تا ۴۰ ميليون تومان است با رقم ۷۰ ميليونِ سبد حداقلي قياس كنيم، به خوبي متوجه مي‌شويم كه ديگر جايي براي طبقه متوسط در اقتصاد ايران باقي نمانده است. وقتي مركز آمار مي‌گويد نرخ تورم سالانه در خردادماه به ۶۲ درصد رسيده و فقط در يك ماه، شاخص ميانگين تورم بيش از ۴ درصد افزايش داشته ، بديهي است زندگي در گتوهاي فرودستان ايراني اصلاساده نيست.

    مشاهدات عيني يك فعال كارگري

«مازيار گيلاني نژاد»، فعال كارگري، مشاهدات خود را از زيست دشوار ساكنانِ فلكه پنجم فرديس كرج، جايي كه بيشتر ساكنان آن مزدبگير و كارگر هستند، روايت مي‌كند؛ مشاهدات او نشان مي‌دهد كه در اين تابستان داغ، بسياري از خانواده‌هاي كارگري حتي پول راه‌اندازي كولر آبي ندارند:  بلوكي كه ما زندگي مي‌كنيم، ۱۶ واحد آپارتمان دارد؛ از اين ۱۶ واحد، فقط ۹ واحد كولرشان را در اين گرما راه انداخته‌اند؛ اين خانواده‌ها پول ندارند كولر آبي‌شان را راه بيندازند، پمپ و موتور كولرشان سوخته، خودشان هم بيكارند، بنابراين مجبورند گرما را تحمل كنند... جنگ كه آمد خيلي از ساكنان اين منطقه كارگرنشين بيكار شدند، يكي باربر بوده، يكي روي موتور كار مي‌كرده، يكي كارگر يا آشپز رستوران بوده اما بيشترشان در همين جنگ اخير بيكار شدند. يكي سال‌ها در يك رستوران كار مي‌كرده؛ بعد از جنگ، مواد غذايي به‌شدت گران شد، رستوران مشتري ندارد، خب واضح است كه نيروهايش را از آشپز و تميزكار گرفته تا پيك، اخراج مي‌كند. در ساختمان ما، واحدهايي هست كه دو يا سه خانواده با هم در يك آپارتمان ۷۰ يا ۸۰ متري زندگي مي‌كنند؛ ما واحدي داريم كه دختر طرف با شوهرش و دو تا بچه‌اش به خاطر اينكه نمي‌توانند اجاره خانه بدهند، آمده‌اند با مادرشان زندگي كنند؛ پسر خانواده هم زنش را طلاق داده و با دو تا بچه آمده سربار خانواده شده، يعني ده دوازده نفر در يك آپارتمان كوچك زندگي مي‌كنند؛ خرج تعمير كولر اينها ۱۰ ميليون تومان مي‌شود كه هيچ كدام‌شان اين پول را ندارند... در مناطق كارگرنشين، وضعيت واقعا اسفبار است؛ شما هرگز يك جايي مثل آق تپه مهرشهر را ديده‌ايد؟ همه فقيرند؛ براي نمونه مي‌گويم، اين روزها فروش يخچال تو اين مناطق زياد شده؛ با طرف صحبت مي‌كني، مي‌گويد الان ديگر نيازي به يخچال نداريم، گوشت و مرغ كه نمي‌توانيم بخريم؛ نهايت ۱۰ تا تخم مرغ مي‌خريم، ۵ تا را امروز مي‌خوريم ۵ تا را فردا؛ يخچال‌مان را بفروشيم و پولش را به يك دردي بزنيم... الان اگر يك خانواده‌اي، حتي يك خانواده متوسط رو به پايين، يك وسيله خانه‌اش بسوزد، جايگزين كند؛ ماشين لباسشويي ۲۰۰ ميليون تومان است. كارگري كه پول ندارد، كارگري كه نزديك ۲ ماه است بيكار شده، حتي پول خريد يك موتور كولر هم ندارد. در همين شرايط، حتي قيمت نان در محلات كارگرنشين ۲ برابر شده؛ قبلا كرج نان سنگك ۵۶۰۰ تومان بوده، حالا شده حدود ۱۲ هزار تومان. يعني بايد ۶۰ هزار تومان بدهي فقط ۵ تا نان سنگك بخري. وقتي طرف نان خالي نداشته باشد، بايد چه كند؟ آيا ناخواسته به سمت فساد و فحشا نمي‌رود؟ اصلا يك خانواده ۷.۸ نفره كه پول ندارد روزي چند نان سنگك بخرد، چطور تاب آوري داشته باشد؟

    تاب‌آوري معيشتي در بن بست

هيچ فرمول و داده و عددي، بهتر از اين روايت ملموس، رنج‌هاي خانواده‌هاي درمانده را به تصوير نمي‌كشد؛ زندگي روزمره مردمان مزدبگير كه روزگاري دست‌شان به دهان‌شان مي‌رسيده و بين غريبه و آشنا آبرويي داشتند، حالا به بن‌بست رسيده؛ در اين بن‌بست ناهموار، زير ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتي پول نداري حتي پمپ كولرت را تعمير كني، صحبت از «تاب‌آوري معيشتي مردم»، يك بحث حاشيه‌اي است، با واقعيت همخواني ندارد... .

بیمه ملت