چرا جرياني در ميانه جنگي سرنوشت‌ساز، مهم‌ترين برگ برنده ايران را بي‌ارزش مي‌شمارند؟

تنگه هرمز در آزمون عقلانيت

۱۴۰۵/۰۴/۳۱ - ۰۰:۲۲:۵۹
کد خبر: ۳۹۶۰۶۵

به گزارش تسينم،  دو جنگ 12 ‌روزه  و 40  روزه، ايران را در برابر آزموني دشوار قرار داد. آزموني كه در دل خود، پرسشي كهن‌تر از خود جنگ را زنده كرد.

به گزارش تسينم،  دو جنگ 12 ‌روزه  و 40  روزه، ايران را در برابر آزموني دشوار قرار داد. آزموني كه در دل خود، پرسشي كهن‌تر از خود جنگ را زنده كرد. سرنوشت يك ملت را چه چيزي رقم مي‌زند، امتيازدهي غيراصولي از موضع ضعف يا خلق مزيت از موضع قدرت؟ آمريكا با نقض بند پنجم تفاهمنامه‌اي كه خود پاي آن نشسته بود، بار ديگر آتش جنگ را برافروخت. اين واقعيتي مستند و غيرقابل انكار است. با اين حال، در همان روزهايي كه چهره واقعي اين رويكرد براي همگان آشكار شده بود، صداهايي از درون ايران برخاست كه به‌جاي نشانه‌گرفتن سياست تهاجمي واشنگتن، انگشت اتهام را به سمت طرف ايراني گرفتند. اين نگاه، كه خود را دلسوز صلح و آرامش مي‌داند، در عمل، پيشنهادهايي مي‌دهد كه كشور را به جاي سوق دادن به سمت پايان جنگ، به سمت تكرار آن روانه مي‌كند. زيرا هم مؤلفه‌هاي قدرت ملي را تضعيف مي‌كند و هم تضميني براي رفع تحريم‌ها و تأمين منافع ايران به همراه نمي‌آورد. نتيجه چوبي دوسر باخت است. باختي كه قرباني نهايي آن، امنيت و آرامش مردم اين سرزمين خواهد بود. سيد محمدصادق الحسيني، پس از دو جنگ و روشن‌شدن چهره خشن، غيرحقوقي و ضدايراني آمريكا، پافشاري بر مديريت ايراني تنگه هرمز بر اساس مفاد تفاهم امضاشده را «اشتباه استراتژيك» خوانده و مدعي شده اين پافشاري تنها به حساسيت جهاني و اجماع‌سازي عليه ايران دامن مي‌زند. ناصر هاديان نيز در جمله‌اي كه كمتر مي‌توان آن را تحليلي راهبردي ناميد، گفته است: «تيم مذاكره‌كننده بايد ماجراي تنگه هرمز را رها كند. چه مزيتي اين تنگه هرمز دارد كه ما آن‌قدر روي آن پافشاري مي‌كنيم؟» اين جملات، صرف‌نظر از نيت گويندگان، يادآور روزگاري است كه برخي، ارزش منابع راهبردي اين سرزمين (مانند نفت) را درنمي‌يافتند و مي‌پنداشتند اگر از كنار آنها با اغماض بگذرند و به دشمن اين مردم واگذار كنند، چيزي از دست نخواهد رفت. اين نگاه در واقع چشم‌پوشي از منطق قدرت در نظامي جهاني است كه هيچ اصول و اخلاقي را برنمي‌تابد و تنها زبان توازن را مي‌فهمد. بايد پرسيد اين جريان چگونه مي‌خواهد از منافع ملي و جان ايرانيان حفاظت كند؟ آيا نشان‌دادن چهره‌اي ضعيف و امتيازدهي بي‌اصول، دشمني را كه همچون گرگ‌صفتي حريص در پي فرصت است، سيرتر نمي‌كند؟ آيا اين رويكرد، جان كودكان و زنان اين سرزمين را در برابر چنين دشمني بيشتر در معرض خطر قرار نمي‌دهد؟ بايد از خود پرسيد اين جريان واقعا دلش به حال ايران مي‌سوزد؟ به حال اين مردم مي‌سوزد؟ اقتصاد بين‌الملل، سرشار از تجربه‌هايي است كه نشان مي‌دهد امتيازدهي از موضع ضعف در برابر كشوري با مختصات آمريكا، نه‌تنها تهديد را كاهش نمي‌دهد، كه اشتهاي طرف مقابل را براي امتيازخواهي بيشتر تحريك مي‌كند. 

بیمه ملت