افول دلار و افول اقتصاد امريكا؟
آيا آقايي دلار در اقتصاد جهاني در حال افول است. قبل از پاسخ دادن به اين سوال ابتدا بايد ببينيم اساسا آقايي دلار به چه معناست و چگونه طي همه اين دههها و سالها محقق شده است؟ ناگفته پيداست مقبوليت دلار در معاملات بينالمللي منافع زيادي را براي اقتصاد امريكا در پي داشته و خواهد داشت.
آيا آقايي دلار در اقتصاد جهاني در حال افول است. قبل از پاسخ دادن به اين سوال ابتدا بايد ببينيم اساسا آقايي دلار به چه معناست و چگونه طي همه اين دههها و سالها محقق شده است؟ ناگفته پيداست مقبوليت دلار در معاملات بينالمللي منافع زيادي را براي اقتصاد امريكا در پي داشته و خواهد داشت. هنگامي كه ارزش دلار كاهش مييابد، به منزله مالياتي است كه دولت امريكا غير مستقيم از شهروندان خود و ديگر كشورهاي دنيا دريافت ميكند، گزارهاي كه به حق آقايي دلار معروف است. در يادداشتهاي قبلي توضيح داده شده كه اين مكانيسم چگونه بروز پيدا ميكند. فرض كنيد يك دلار، ارزشي معادل يك كيلو از هر كالايي را داشته باشد. وقتي ارزش دلار نصف ميشود، اكنون دو دلار معادل همان مقدار كالا است. در فاصله زماني كه امريكا حجم پول خود را گسترش ميدهد كه موجب كاهش ارزش دلار ميشود، ابتدا با يك دلار يك كيلو كالاي معين را ميخرد و چون طي زمان ارزش دلار كم شده است فروشنده متضرر ميشود. به عبارت ديگر قيمت كالا براي امريكا نصف شده است و اين مالياتي است كه كشوری ديگر به امريكا داده است. امريكا طي سده اخير 95 درصد ارزش دلار را كاهش داده (حال به دليل سياستهاي انبساطي براي مخارج داخلي و بينالمللي خود و جنگها و...). اين بدان معناست كه امريكا 95 درصد هزينههاي خود را از طريق حق آقايي دلار به راحتي كسب كرده است. حال به سوال ابتدايي بحث برگرديم، آيا آقايي دلار در سطح اقتصاد بينالملل كاهش يافته است. پاسخ به اين پرسش منفي است. اما روندهاي مهمي در حال شكلگيري هستند كه ميتوانند در بلندمدت، هژموني دلار را به چالش بكشند. يكي از اين چالشهاي جدي موقعيتي است كه اقتصاد چين در برابر اقتصاد امريكا شكل داده است. بر اساس برابري قدرت خريد (PPP): چين از سالها پيش و با اختلاف قابل توجهي بزرگترين اقتصاد جهان است. پيشبينيها براي سال ۲۰۲۶ نشان ميدهد كه توليد ناخالص داخلي چين بر اساس PPP حدود ۴۴.۳ تريليون دلار و امريكا ۳۲.۳۸ تريليون دلار خواهد بود. بر اساس توليد ناخالص داخلي اسمي: در اين معيار، امريكا همچنان جلوتر از چين است و شكاف آنها در سالهاي اخير حتي بيشتر هم شده است. به عنوان مثال، در سال ۲۰۲۵، توليد ناخالص داخلي چين به دلار تنها حدود ۶۳ درصد از توليد امريكا بوده كه نسبت به اوج ۷۷ درصدي در دوران پاندمي كاهش يافته است. اين كاهش عمدتاً به دليل نوسانات نرخ ارز و تورم بالاتر در امريكا رخ داده است، نه كاهش توليد واقعي چين. بسياري از موسسات پيشبيني ميكنند كه پيشي گرفتن چين در توليد ناخالص داخلي اسمي، اگر هم رخ دهد، در دهههاي ۲۰۳۰ يا حتي ۲۰۴۰ خواهد بود و اين اتفاق به عواملي مانند رشد واقعي، تورم و نرخ ارز بستگي دارد. با اين حال، حتي با وجود اين، اقتصاد چين به عنوان يك نيروي عظيم در حال رشد است و رشد اقتصادي آن (حدود ۴.۷ تا ۴.۸ درصد در سال ۲۰۲۶) بسيار بيشتر از امريكا (حدود ۲.۳ درصد) است. نقش دلارهاي نفتي و «يوان نفتي»: دلار نفتي به چرخهاي اشاره دارد كه از دهه ۱۹۷۰ ميلادي شكل گرفت: نفت به دلار قيمتگذاري و معامله ميشود و درآمدهاي حاصل از آن دوباره به داراييهاي دلاري (مانند اوراق خزانه امريكا) بازميگردد. اين چرخه، تقاضا براي دلار را بينهايت تقويت كرده و جايگاه آن را به عنوان ارز ذخيره جهاني تثبيت كرده است. چين با راهاندازي قراردادهاي آتي نفت به يوان و گسترش روابط تجاري و مالي با كشورهاي توليدكننده نفت، در تلاش براي ايجاد «يوان نفتي» است.
در نهايت، بايد به تحول بزرگتري اشاره كرد كه فراتر از نفت است. چين در حال تبديل شدن به يك غول فناوري و توليدكننده پيشرو در كالاهاي با ارزش مانند خودروهاي برقي، باتريها و پنلهاي خورشيدي است. اين موضوع، مسير جديدي براي بينالمللي شدن يوان ايجاد ميكند، بهگونهاي كه كشورها براي خريد اين كالاها به يوان نياز پيدا ميكنند. اين تغيير ممكن است در آينده به «يوان فناوري» تبديل شود، كه ميتواند تأثير عميقتري بر جايگاه دلار داشته باشد، هرچند كه اين فرآيند نيز بسيار بلندمدت است. بهطور خلاصه، اگرچه رشد اقتصادي چين و تلاش براي ايجاد يوان نفتي، تهديدي براي هژموني دلار محسوب ميشوند، اما نظام دلار نفتي و قدرت جذب سرمايههاي عظيم نفتي توسط امريكا، هنوز ستونهاي اصلي اين نظام را پابرجا نگه داشتهاند و افول دلار، اگر رخ دهد، فرآيندي بسيار تدريجي و بلندمدت خواهد بود.