چرا هر خبر قطعي اينترنت جدي گرفته ميشود؟
مدت زماني كه يك نقلقول جعلي از وزير ارتباطات، از چند كانال تلگرامي راهش را به شبكههاي اجتماعي و رسانهها باز كند و در نهايت وزارت ارتباطات را به واكنش رسمي وادارد، چند ساعت بيشتر طول نكشيد. خبر خيلي زود تكذيب شد؛ اما مساله اصلي، خود شايعه نبود.
مدت زماني كه يك نقلقول جعلي از وزير ارتباطات، از چند كانال تلگرامي راهش را به شبكههاي اجتماعي و رسانهها باز كند و در نهايت وزارت ارتباطات را به واكنش رسمي وادارد، چند ساعت بيشتر طول نكشيد. خبر خيلي زود تكذيب شد؛ اما مساله اصلي، خود شايعه نبود.
پرسش اين است كه چرا بخش بزرگي از كاربران، بدون ديدن هيچ سند رسمي، اين خبر را باور كردند؟ پاسخ را نه در خودِ شايعه، بلكه در تجربه يكسال اخير كاربران ايراني از اينترنت بايد جستوجو كرد. تجربهاي كه مرز ميان شايعه و سناريوي محتمل را محو كرده است. به گزارش پيوست، ۲۷ تيرماه ۱۴۰۵ متني در شبكههاي اجتماعي منتشر شد كه مدعي بود وزير ارتباطات از قطع دوباره اينترنت به دستور قوه قضاييه پس از پايان جام جهاني خبر داده است. انتشار اين نقلقول در كانالهاي تلگرام و حتي رسانههاي كشور وزارت ارتباطات را ناچار به واكنش رسمي كرد. عليرضا عبداللهينژاد، رييس مركز روابطعمومي و اطلاعرساني وزارت ارتباطات، اين خبر را جعلي و مصداق فيكنيوز خواند و تأكيد كرد سيدستار هاشمي هيچ مصاحبهاي با اين مضمون انجام نداده است. همزمان رسانههايي كه نامشان به عنوان منبع اين خبر مطرح شده بود نيز تكذيبيه اين خبر را منتشر كردند. انتشار اين شايعه چنان گسترش يافت كه در نهايت وزير ارتباطات نيز در شبكه اجتماعي ايكس خود اين خبر را به صراحت تكذيب كرد. با وجود اين تكذيبها، سرعت انتشار خبر يك واقعيت مهم را آشكار كرد؛ اينكه براي بخش قابل توجهي از كاربران، احتمال وقوع دوباره چنين اتفاقي آنقدر دور از ذهن نبود كه خبر از همان ابتدا غيرقابل باور به نظر برسد. واقعيت آن است كه حافظه كاربران هنوز تحت تأثير ماههايي است كه دسترسي به اينترنت بينالملل با محدوديتهاي گسترده همراه بود.
در سال ۱۴۰۴ كاربران اينترنت ايران ۳ دوره قطعي اينترنت را تجربه كردند، در دوره جنگ ۱۲ روزه اينترنت ۱۶۳ ساعت معادل يك هفته (۲۶ خرداد ماه تا ۴ تيرماه ۱۴۰۴) به صورت كامل قطع بود، در دي ماه اينترنت تقريبا ۲۰ روز قطع بود (۱۸ دي ماه ۱۴۰۴ تا ۷ بهمن ماه ۱۴۰۴) و در دوره جنگ ۴۰ روزه نيز تقريبا ۸۸ روز (۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ تا ۵ خرداد ماه ۱۴۰۵) اينترنت به صورت كامل قطع بود. تمامي اين تجربهها موجب ميشود كه در شرايط بحران كاربران اينترنت به سادگي تمامي اخبار مربوط به احتمال قطعي اينترنت را باور كنند. مخصوصا اگر نقل قولهايي مبني بر اينكه حمله به شبكه بانكي به دليل اتصال اينترنت است را نيز در اخبار خوانده باشند.
وقتي تجربه، جاي اعتماد را ميگيرد
در شرايط عادي، يك نقلقول بدون منبع معتبر معمولا عمر كوتاهي دارد؛ اما زماني كه تجربههاي شابه در حافظه جمعي ثبت شده باشد، سازوكار قضاوت تغيير ميكند. در ماههاي گذشته، حتي اختلالهاي بانكي نيز بارها با فرضيه قطع اينترنت بينالملل توضيح داده شد؛ موضوعي كه وزير ارتباطات بارها آن را رد كرد و توضيح داد خدمات بانكي بر بستر شبكه داخلي ارايه ميشود و ارتباط مستقيمي با اينترنت بينالملل ندارد. اما حتي اين توضيحهاي فني هم نتوانستند مانع شكلگيري روايتهاي مشابه شوند. چرا كه كاربران نه براساس اطلاعيههاي رسمي، بلكه براساس تجربه زيسته خودشان تحليل ميكنند. وقتي در فاصلهاي كوتاه چند بار محدوديت اينترنتي را از سر گذراندهاند، طبيعي است هر خبر تازهاي مبني بر تكرار احتمال، برايشان قابل قبول باشد. اين موارد ميتواند نشاندهنده كاهش اعتماد به پيشبينيپذيري سياستهاي ارتباطي كشور باشد.
مصوبهاي كه قرار بود ابهام را كم كند
پس از بازگشايي تدريجي اينترنت، وزير ارتباطات اعلام كرد سياست دولت حركت به سمت فافسازي سازوكار محدوديتهاي احتمالي است. او تاكيد كرد هرگونه محدوديت بايد موقت، زماندار و همراه با اطلاعرساني شفاف باشد. او خبر از بررسي مصوبهاي در هيات دولت داده بود كه قرار بود اين سازوكار را شفاف كند هر چند به نظر ميرسد اين سازوكار هنوز در دولت نهايي نشده است. البته هاشمي در همان نشست گفته بود بازگشايي اينترنت بر اساس مصوبه ۳۲بندي شوراي عالي فضاي مجازي نيز ممكن بود؛ همان مصوبهاي كه پيشتر رفع فيلتر واتساپ را هم رقم زده بود، اما هرگز بهطور رسمي منتشر نشد.
خلأ اطلاعات، بهترين بستر شايعه
شايعه در تعريف ساده، روايتي است كه بدون تاييد رسمي منتشر و در خلأ اطلاعاتي تقويت ميشود. وقتي تجربههاي تكراري در كنار نبود اطلاعات شفاف قرار بگيرند، بستر ايدهآلي براي رشد شايعه فراهم ميشود. در چنين شرايطي، اگر اطلاعات كامل و دقيق از مسير رسانههاي رسمي به مخاطب نرسد، طبيعي است كه رسانههاي غيررسمي جاي خالي را پر كنند و بازار شايعه داغتر شود. وقتي سياستها، ضوابط و تصميمهاي مرتبط با اينترنت براي كاربران قابل پيشبيني نباشد، فضاي خالي ايجادشده به سرعت با روايتهاي غيررسمي پر ميشود. در چنين شرايطي، حتي يك اسكرينشات جعلي يا نقلقول ساختگي نيز ميتواند هزاران بار بازنشر شود؛ چرا كه در زبان خبر، خبر منفي سريعتر بازنشر ميشود و مخاطب بيشتري نيز دارد. دليل آن نيز لزوما باور پذير بودن اين مدل خبرها نيست بلكه از آن روست كه آن را با تجربههاي گذشته خود سازگار ميبينند.
ازهمين رو نبايد به اين ماجرا فقط به عنوان يك مورد فيكنيوز نگاه كرد بلكه ميتوان نشانه بياعتمادي به سياستگذاري حوزه اينترنت را در آن ديد. واكنش سريع وزارت ارتباطات به شايعه اخير اقدامي ضروري بود، اما احتمالا كافي نيست. اعتماد عمومي صرفا با تكذيب اخبار جعلي بازسازي نميشود؛ بلكه به سياستهاي شفاف، انتشار اسناد، اطلاعرساني پيشدستانه و امكان پيشبيني تصميمهاي حاكميتي نياز دارد. تا زماني كه كاربران ندانند چه شرايطي ميتواند به محدوديت اينترنت منجر شود، چه نهادي مسوول تصميمگيري است و اين تصميمها بر چه مبنايي اتخاذ ميشوند، هر شايعه تازهاي ميتواند دوباره همان چرخه را تكرار كند.