زخم عميق تغيير اقليم بر پيكر خزر
سالهاست كه درياي خزر، بزرگترين درياچه بسته جهان، با بحراني خاموش اما عميق دستوپنجه نرم ميكند؛ بحراني كه شايد در نگاه نخست تنها چند متر عقبنشيني آب از ساحل به نظر برسد، اما در واقع نشانهاي از تغييرات گسترده اقليمي، مديريت ناپايدار منابع آب و برهم خوردن تعادل يكي از مهمترين اكوسيستمهاي منطقه است.
مهمترين پيامد افت تراز آب، آسيب به تنوع زيستي خزر است
گلي ماندگار|
سالهاست كه درياي خزر، بزرگترين درياچه بسته جهان، با بحراني خاموش اما عميق دستوپنجه نرم ميكند؛ بحراني كه شايد در نگاه نخست تنها چند متر عقبنشيني آب از ساحل به نظر برسد، اما در واقع نشانهاي از تغييرات گسترده اقليمي، مديريت ناپايدار منابع آب و برهم خوردن تعادل يكي از مهمترين اكوسيستمهاي منطقه است. امروز ديگر كاهش تراز آب خزر تنها دغدغه دانشمندان و محيطبانان نيست؛ اين پديده زندگي ميليونها نفر در پنج كشور ساحلي، اقتصاد شيلات، بنادر، گردشگري، تنوع زيستي و حتي امنيت غذايي منطقه را تحت تأثير قرار داده است. در شرايطي كه تصاوير ماهوارهاي هر سال كوچكتر شدن پهنه آبي خزر را ثبت ميكنند، كشورهاي ساحلي به دنبال تدوين برنامههاي مشترك براي مقابله با اين روند هستند؛ روندي كه اگر مهار نشود، پيامدهاي آن تا دهههاي آينده غيرقابل بازگشت خواهد بود.
بحراني كه از سه دهه پيش آغاز شد
اگرچه نوسانات سطح آب درياي خزر در طول تاريخ بارها رخ داده، اما روند كاهشي كنوني از اواسط دهه ۱۳۷۰ خورشيدي (اواسط دهه ۱۹۹۰ ميلادي) آغاز شد. پيش از آن، در فاصله دهه ۱۳۵۰ تا ميانه دهه ۱۳۷۰، سطح آب خزر روندي افزايشي داشت و حتي موجب آبگرفتگي برخي مناطق ساحلي ايران شد.
اما از حدود سال ۱۹۹۶ ميلادي ورق برگشت. با افزايش دماي هوا، كاهش بارندگي در حوزه آبريز، كاهش آورد رودخانهها و افزايش تبخير، روند نزولي آغاز شد؛ روندي كه در سالهاي اخير شدت بيشتري گرفته است. مطالعات بينالمللي نشان ميدهد در برخي سالها سطح آب خزر سالانه بين ۲۰ تا ۳۰ سانتيمتر كاهش يافته و در مجموع طي دو دهه گذشته بيش از دو متر افت تراز ثبت شده است. كارشناسان هشدار ميدهند اگر گرمايش زمين با همين سرعت ادامه يابد، تا پايان قرن حاضر ممكن است سطح آب خزر بين ۹ تا ۱۸ متر كاهش پيدا كند؛ سناريويي كه ميتواند بخشهاي وسيعي از سواحل شمالي و شرقي خزر را به خشكي تبديل كند .
تغيير اقليم؛ مهمترين متهم
اميرعلي نوروزي، كارشناس محيط زيست دريايي در اين باره به تعادل ميگويد: تغييرات اقليمي را مهمترين عامل افت تراز آب درياي خزر ميداند. حدود ۸۰ درصد آب درياي خزر از طريق رود ولگا تأمين ميشود. هرگونه كاهش آورد اين رودخانه، مستقيماً بر تراز آب خزر اثر ميگذارد. در سالهاي اخير هم كاهش بارندگي در حوزه ولگا و هم افزايش برداشت آب براي كشاورزي، صنعت و سدسازي باعث شده ورودي آب به خزر كاهش محسوسي پيدا كند. او ميافزايد: افزايش دماي متوسط منطقه نيز عامل مهم ديگري است. وقتي دماي هوا افزايش پيدا ميكند، ميزان تبخير سطحي آب نيز بيشتر ميشود. درياي خزر چون يك درياچه بسته است و خروجي طبيعي به اقيانوس ندارد، نسبت به تغييرات اقليمي بسيار حساستر از درياهاي آزاد است. به همين دليل هر تغيير كوچك در چرخه آب، اثر بزرگي بر سطح آن ميگذارد. اين كارشناس محيط زيست دريايي تاكيد ميكند: كاهش تراز آب خزر صرفاً يك موضوع محلي نيست بلكه بخشي از پيامدهاي بحران جهاني تغيير اقليم است.
ولگا؛ شريان حياتي خزر
نوروزي ادامه ميدهد: سرنوشت درياي خزر تا حد زيادي به وضعيت رود ولگا گره خورده است. ولگا كه از روسيه عبور ميكند، بزرگترين رودخانه اروپا و تأمينكننده اصلي آب خزر است. اما طي سالهاي گذشته ساخت سدهاي متعدد، توسعه كشاورزي، برداشت گسترده آب و تغيير الگوي بارش، ميزان آب ورودي اين رودخانه را كاهش داده است. او خاطرنشان ميكند: در كنار تغيير اقليم، مديريت منابع آب نيز نقش تعيينكنندهاي دارد. اگرچه گرمايش زمين قابل انكار نيست، اما برداشتهاي انساني نيز فشار مضاعفي بر اكوسيستم وارد كرده است.
عقبنشيني ساحل فقط يك تغيير ظاهري نيست
اين كارشناس محيط زيست دريايي توضيح ميدهد: كاهش تراز آب تنها به معناي دور شدن آب از ساحل نيست. وقتي سطح آب پايين ميآيد، تالابهاي ساحلي خشك ميشوند، محل تخمريزي بسياري از ماهيان از بين ميرود، مسير مهاجرت پرندگان تغيير ميكند و كانونهاي جديد گردوغبار نمكي شكل ميگيرد. او ميافزايد: در برخي مناطق ساحلي ايران، آب دهها متر عقبنشيني كرده و اسكلههايي كه زماني در كنار آب قرار داشتند، اكنون فاصله قابل توجهي با خط ساحل پيدا كردهاند. اين وضعيت هزينههاي سنگيني براي توسعه بنادر، شيلات و گردشگري ايجاد كرده است.
گونههاي ارزشمند در معرض تهديد
نوروزي در بخش ديگري از سخنان خود به تهديد آبزيان ارزشمند اين پهنه آبي اشاره كرده وتاكيد ميكند: يكي از مهمترين پيامدهاي افت تراز آب، آسيب به تنوع زيستي خزر است. ماهيان خاوياري كه ارزش اقتصادي و زيستمحيطي بالايي دارند، براي تكثير به شرايط خاصي نياز دارند. كاهش سطح آب و تغيير اكوسيستم ميتواند روند زادآوري اين گونهها را مختل كند. از سوي ديگر، تالابهاي ساحلي كه محل زمستانگذراني هزاران پرنده مهاجر هستند، با خطر خشك شدن روبرو شدهاند. او هشدار ميدهد: اگر روند فعلي ادامه پيدا كند، بخشي از اكوسيستمهاي منحصر به فرد خزر ممكن است براي هميشه از بين بروند.
كشورهاي همسايه چه كردهاند؟
كاهش تراز آب خزر تنها دغدغه ايران نيست. روسيه، قزاقستان، جمهوري آذربايجان و تركمنستان نيز طي سالهاي اخير بارها درباره اين موضوع هشدار دادهاند. در سالهاي اخير نشستهاي متعددي ميان پنج كشور ساحلي برگزار شده و يكي از مهمترين محورهاي آن، تدوين برنامه اقدام منطقهاي براي مقابله با پيامدهاي افت سطح آب بوده است. كشورهاي ساحلي بر چند محور اصلي تمركز كردهاند: توسعه سامانههاي مشترك پايش سطح آب و تبادل اطلاعات علمي، انجام مطالعات مشترك درباره آثار تغيير اقليم، حفاظت از تالابها و زيستگاههاي ساحلي، همكاري در مديريت منابع آبي حوزه آبريز، كاهش آلودگيهاي نفتي و صنعتي كه توان اكولوژيك خزر را كاهش ميدهد، هماهنگي در اجراي تعهدات كنوانسيون تهران براي حفاظت از محيط زيست درياي خزر. به گفته كارشناسان، اگرچه اين همكاريها ارزشمند است، اما هنوز فاصله زيادي ميان توافقهاي سياسي و اقدامات اجرايي وجود دارد.
ايران چه اقداماتي انجام داده است؟
اميرعلي نوروزي درباره اقدامات صورت گرفته در كشور ميگويد: در ايران نيز سازمان حفاظت محيط زيست، سازمان بنادر و دريانوردي، سازمان شيلات، وزارت نيرو و مراكز پژوهشي مطالعات متعددي درباره روند كاهش تراز آب انجام دادهاند.همچنين پايش مستمر خط ساحلي، بررسي تغييرات اكولوژيك، حفاظت از تالابهاي ساحلي، اجراي طرحهاي تكثير مصنوعي ماهيان خاوياري و مشاركت در نشستهاي منطقهاي از جمله اقداماتي است كه طي سالهاي اخير دنبال شده است. او ميافزايد: ايران به تنهايي قادر به متوقف كردن روند كاهش سطح آب نيست، زيرا عوامل اصلي خارج از مرزهاي كشور قرار دارند. اما ميتواند با حفاظت از اكوسيستمهاي ساحلي، جلوگيري از تخريب تالابها، كنترل آلودگي و مديريت توسعه سواحل، ميزان آسيبپذيري را كاهش دهد. اين كارشناس همچنين بر ضرورت تقويت ديپلماسي محيط زيستي تأكيد ميكند و ميگويد: بدون همكاري واقعي ميان پنج كشور، مديريت اين بحران امكانپذير نخواهد بود.
تهديدي براي اقتصاد شمال كشور
اين در حالي است كه اقتصاد بسياري از شهرهاي ساحلي به خزر وابسته است. شيلات، گردشگري، حملونقل دريايي، تجارت، بنادر و حتي بازار مسكن ساحلي همگي از تغييرات سطح آب تأثير ميپذيرند. كاهش عمق آب باعث ميشود كشتيهاي بزرگ با محدوديت تردد روبرو شوند و برخي بنادر نيازمند لايروبي مستمر باشند. در بخش شيلات نيز تغيير محل زيست آبزيان و كاهش كيفيت زيستگاهها، درآمد صيادان را كاهش ميدهد. گردشگري ساحلي نيز با تغيير چشمانداز طبيعي، عقبنشيني ساحل و ايجاد زمينهاي خشك و گلي تحت تأثير قرار ميگيرد.
اگر همين مسير ادامه پيدا كند...
نوروزي نسبت به آينده هشدار جدي ميدهد و اظهار ميدارد: در صورت ادامه روند فعلي، بخش قابل توجهي از سواحل كمعمق خزر خشك خواهد شد، تالابهاي ارزشمند يكي پس از ديگري از بين ميروند، گردوغبار ناشي از بسترهاي خشكشده افزايش پيدا ميكند، جمعيت ماهيان كاهش مييابد و هزينههاي اقتصادي كشورهاي ساحلي به شكل چشمگيري افزايش خواهد يافت. او می افزايد: ما هنوز در نقطهاي قرار داريم كه ميتوان بخشي از خسارتها را كاهش داد، اما فرصت نامحدود نيست. هر سال تأخير در اقدام مشترك، هزينههاي بيشتري بر منطقه تحميل ميكند. ضمن اينكه خزر تنها يك پهنه آبي نيست؛ بخشي از هويت طبيعي، اقتصادي و فرهنگي مردم منطقه است. حفاظت از آن، مسووليتي مشترك ميان همه كشورهاي ساحلي و حتي جامعه جهاني محسوب ميشود.
آينده خزر به تصميمهاي امروز گره خورده است
درياي خزر اكنون در يكي از حساسترين دورههاي تاريخ خود قرار دارد. كاهش مستمر تراز آب، زنگ خطري است كه ديگر نميتوان آن را صرفاً يك نوسان طبيعي تلقي كرد. مجموعهاي از عوامل شامل گرمايش جهاني، كاهش آورد رودخانهها، افزايش تبخير و فشارهاي انساني، بزرگترين درياچه جهان را با بحراني روبرو كرده كه پيامدهاي آن از محيط زيست فراتر رفته و اقتصاد، معيشت و امنيت غذايي ميليونها نفر را تحت تأثير قرار ميدهد. تجربه سالهاي اخير نشان داده است كه هيچ كشوري به تنهايي قادر به حل اين بحران نيست. آينده خزر به ميزان همكاري پنج كشور ساحلي، اجراي تعهدات منطقهاي، مديريت علمي منابع آب، كاهش انتشار گازهاي گلخانهاي و حفاظت از اكوسيستمهاي ساحلي وابسته است. اگر اين اقدامات با سرعت و جديت دنبال نشود، عقبنشيني امروز آب ميتواند در آيندهاي نه چندان دور به يكي از بزرگترين بحرانهاي زيستمحيطي منطقه تبديل شود؛ بحراني كه جبران آن بسيار دشوارتر و پرهزينهتر از پيشگيري امروز خواهد بود.