نقدينگي غايب اصلي بازار سرمايه

۱۴۰۵/۰۴/۲۹ - ۰۰:۳۸:۳۸
کد خبر: ۳۹۵۷۱۵

بازار سرمايه اين روزها در نقطه‌اي ايستاده كه از يك ‌سو بخش مهمي از مسير بنيادي خود را در ماه‌هاي گذشته طي كرده و از سوي ديگر، هنوز براي آغاز يك روند صعودي پايدار به محرك‌هاي تازه نياز دارد.

محمد غفوري

بازار سرمايه اين روزها در نقطه‌اي ايستاده كه از يك ‌سو بخش مهمي از مسير بنيادي خود را در ماه‌هاي گذشته طي كرده و از سوي ديگر، هنوز براي آغاز يك روند صعودي پايدار به محرك‌هاي تازه نياز دارد. ارزيابي فعلي از وضعيت بورس نشان مي‌دهد كه بازار پس از يك دوره رشد نسبتا مثبت در بازه دو تا سه ماهه، اكنون بخشي از آن مسير را پس داده و دوباره به محدوده‌اي رسيده كه تحليلگران آن را بيشتر مناسب «رصد و انتظار» مي‌دانند تا «ورود پرقدرت نقدينگي». بر پايه اين نگاه، بازار در شرايط فعلي از منظر نسبت‌هاي ارزندگي در سطوحي قرار گرفته كه پيش‌تر نيز مورد توجه قرار داشت. گفته مي‌شود نسبت‌هاي مهم بازار به محدوده‌هايي نزديك شده‌اند كه پيش از اين، بخشي از انتظارات تحليلي را شكل مي‌دادند. با اين حال، نكته اصلي اينجاست كه صرف قرار گرفتن بازار در محدوده‌هاي ارزنده، به‌ تنهايي نمي‌تواند تضمين‌كننده آغاز يك روند رو به رشد باشد. تجربه ماه‌هاي اخير نشان داده است كه بازار سرمايه براي بازگشت به مسير صعودي، بيش از هر چيز به ورود پول تازه و تقويت تقاضاي موثر نياز دارد.

در شرايط فعلي، ارزش بازار به حدود ۸۵ ميليارد دلار رسيده و همين موضوع از نگاه برخي نشان مي‌دهد كه بازار در سطحي از ريسك قرار گرفته كه هنوز براي بسياري از سرمايه‌گذاران جذابيت ورود سنگين ايجاد نمي‌كند. در كنار اين مساله، حجم نقدينگي‌اي كه به بازار سهام وارد شده نيز آنقدر نيست كه بتواند به ‌تنهايي جريان تازه‌اي از رشد را شكل دهد. تا زماني كه ورود پول جديد و پايدار به بازار اتفاق نيفتد، انتظار براي شكل‌گيري يك روند مجدد و قدرتمند، بيشتر شبيه خوشبيني زودهنگام خواهد بود تا تحليل واقع‌بينانه. اين وضعيت باعث شده كه بورس در يك محدوده نوساني گرفتار شود؛ محدوده‌اي كه نه نشانه‌اي جدي از سقوط عميق را نشان مي‌دهد و نه ظرفيت كافي براي جهش پرشتاب را در خود دارد. از اين منظر، بازار در يك فاز استراحت قرار گرفته و به نظر مي‌رسد حداقل در يكي، دو ماه آينده نيز همين رفتار نوساني را حفظ كند. در چنين فضايي، متغيرهاي بنيادي همچنان مهم هستند، اما نقش آنها بيشتر در حفظ كف‌هاي قيمتي و جلوگيري از افت‌هاي شديد ديده مي‌شود تا محرك مستقيم رشد. در واقع، آنچه امروز مانع از خوشبيني افراطي به بازار مي‌شود، اين است كه بخش مهمي از اخبار و شرايط بيروني نيز به نفع بورس عمل نمي‌كند.

وقتي ريسك‌هاي بيروني و فضاي عمومي اقتصاد همچنان بالاست، حتي اگر نسبت‌هاي ارزندگي به سطوح قابل ‌قبولي رسيده باشند، اين عامل به ‌تنهايي نمي‌تواند موتور رشد بازار شود. به بيان ديگر، ارزندگي لازم است، اما كافي نيست؛ بازار براي حركت دوباره، علاوه بر ارزندگي، به اعتماد، نقدينگي، ثبات و چشم‌انداز روشن نياز دارد. با اين حال، نبايد از اين نكته غافل شد كه بازار در مقايسه با گذشته، بخش قابل توجهي از اصلاح خود را پشت سر گذاشته و از همين رو، در برخي سطوح مي‌تواند براي سرمايه‌گذاران ميان‌مدت جذابيت داشته باشد. اما اين جذابيت، بيشتر از جنس «نگهداري و رصد» است تا «خريد هيجاني و رشد فوري». به همين دليل، بسياري از ترجيح مي‌دهند فعلا از واژه‌هايي مانند تعادل نسبي، نوسان محدود و استراحت بازار استفاده كنند، نه آغاز يك روند صعودي مطمئن. برآيند اين شرايط نشان مي‌دهد كه بورس در مقطع كنوني بيش از هر چيز نيازمند زمان است؛ زماني براي هضم فشارهاي گذشته، بررسي دوباره نسبت‌هاي بنيادي و انتظار براي نشانه‌هاي تازه از سمت نقدينگي و اخبار. اگر اين متغيرها در ماه‌هاي آينده بهبود پيدا كنند، بازار مي‌تواند دوباره به سمت يك مسير روشن‌تر حركت كند. به‌طور كلي مي‌توان گفت بورس در حال حاضر نه در موقعيت جهش قرار دارد و نه در وضعيت بحران، بلكه در ميانه راهي ايستاده كه عبور از آن نيازمند صبر، رصد دقيق متغيرها و مهم‌تر از همه بازگشت نقدينگي است. تا آن زمان، هرگونه تحليل درباره آغاز يك روند قدرتمند، بيش از آنكه مبتني بر واقعيت جاري باشد، بر اميد به تغيير شرايط استوار خواهد بود.

بیمه ملت