«تعادل» از طلاي سياه در گردنه بحران گزارش مي‌دهد

نفت با سايه هرمز و جنگ، به سوي 100 دلار مي‌تازد

۱۴۰۵/۰۴/۲۹ - ۰۰:۲۱:۲۸
کد خبر: ۳۹۵۷۰۵

بازار جهاني نفت اين روزها بيش از هر زمان ديگري زير سايه سياست، امنيت و ژئوپليتيك حركت مي‌كند.

بازار جهاني نفت اين روزها بيش از هر زمان ديگري زير سايه سياست، امنيت و ژئوپليتيك حركت مي‌كند. هر خبر از تشديد تنش در خاورميانه، هر نشانه از اختلال در مسيرهاي حمل‌ونقل انرژي و هر تغيير در سطح ذخاير راهبردي امريكا، مي‌تواند مسير قيمت‌ها را به‌سرعت دگرگون كند. در چنين فضايي، رشد اخير بهاي نفت خام تنها يك نوسان معمولي نيست، بلكه هشداري جدي از ورود بازار به مرحله‌اي تازه از التهاب است؛ مرحله‌اي كه در آن، عدد 100 دلار براي هر بشكه ديگر دور از ذهن به نظر نمي‌رسد.

آنچه اين روند را برجسته‌تر كرده، هم‌زماني چند عامل حساس است. از يك‌سو، تشديد درگيري‌ها و نگراني از گسترش دامنه بحران، فضاي معامله‌گران را به سمت خريدهاي احتياطي سوق داده است. از‌سوي ديگر، احتمال اختلال در تنگه هرمز -شريان حياتي انتقال نفت جهان- به اندازه‌اي جدي شده كه بازار را نسبت به آينده عرضه بدبين كرده است. در كنار اين دو عامل، كاهش ذخاير نفت امريكا نيز به عنوان ضربه‌گير اصلي بازار، توان سابق خود را از دست داده و همين موضوع، شدت واكنش قيمت‌ها را افزايش داده است.

تنگه هرمز تنها يك گذرگاه جغرافيايي نيست؛ نقطه‌اي استراتژيك در قلب بازار انرژي جهان است. هرگونه تهديد عليه اين مسير، حتي در حد هشدار يا ايجاد اختلال موقت، مي‌تواند زنجيره تامين نفت را با نگراني روبه‌رو كند. بازار نفت به محض احساس خطر، واكنش خود را نشان مي‌دهد؛ زيرا در اين بازار، «انتظار كمبود» به اندازه كمبود واقعي اهميت دارد. همين حساسيت سبب شده است كه كوچك‌ترين خبر درباره كاهش عبور كشتي‌ها يا تشديد تهديدهاي امنيتي، به رشد سريع قيمت‌ها منجر شود.

در سوي ديگر ماجرا، ذخاير احتياطي امريكا نيز ديگر آن نقش سابق را ايفا نمي‌كنند. در دوره‌هاي گذشته، چنين ذخايري مي‌توانستند بخشي از شوك‌هاي ناگهاني را جذب كنند و از جهش شديد قيمت جلوگيري كنند. اما كاهش پي‌درپي اين ذخاير، قدرت مداخله بازار را محدود كرده است. وقتي سطح موجودي پايين مي‌آيد، بازار در برابر هر خبر منفي حساس‌تر مي‌شود و حتي يك كاهش جزيي در عرضه، مي‌تواند موجي از نگراني در معاملات جهاني ايجاد كند. نفت در حال حاضر نه‌تنها از منظر بنيادي، بلكه از نظر تكنيكي نيز در مسير صعودي قرار گرفته است. عبور قيمت از سطوح مقاومتي مهم و تثبيت بالاي ميانگين‌هاي متحرك، نشان مي‌دهد كه بازار تنها به‌دليل خبرهاي سياسي بالا نرفته، بلكه از نظر ساختار قيمتي هم توان ادامه رشد را دارد. همين هم‌زماني عوامل بنيادي و نموداري، احتمال حركت نفت به سمت مرز 100 دلار را تقويت مي‌كند. البته رسيدن به اين سطح به معناي تثبيت دائمي در آن نيست، اما نشان مي‌دهد بازار فعلا تمايل بيشتري به صعود دارد تا اصلاح. در كنار اين تحولات، بايد به اثرات ثانويه رشد قيمت نفت نيز توجه كرد. افزايش بهاي انرژي به‌سرعت خود را در هزينه حمل‌ونقل، قيمت كالاها، تورم توليد و فشار بر مصرف‌كنندگان نشان مي‌دهد. اقتصادهاي واردكننده انرژي بيش از ساير كشورها در معرض آسيب قرار مي‌گيرند و حتي در اقتصادهاي بزرگ نيز چنين جهشي مي‌تواند به كاهش قدرت خريد و افزايش هزينه‌هاي صنعتي منجر شود. به همين دليل، نفت همچنان يكي از مهم‌ترين متغيرهاي تعيين‌كننده در اقتصاد جهاني باقي مانده است. از منظر تحليلي، بازار اكنون در وضعيتي قرار دارد كه بيشتر از آنكه به آرامش فكر كند، در حال قيمت‌گذاري ريسك است. اگر تنش‌ها ادامه يابد و مسيرهاي انتقال نفت با تهديد بيشتري روبه‌رو شوند، حركت به سمت 100 دلار مي‌تواند سريع‌تر از انتظار رخ دهد. در مقابل، هر نشانه‌اي از كاهش بحران يا بازگشت نسبي ثبات، ممكن است بخشي از رشد اخير را تعديل كند. اما فعلا وزن اخبار منفي سنگين‌تر است و همين امر به نفع روند افزايشي قيمت‌ها عمل مي‌كند. در مجموع، نفت بار ديگر نشان داده كه تنها يك كالاي خام نيست، بلكه شاخصي زنده از وضعيت امنيت، سياست و اقتصاد جهاني است. امروز، بازار بيش از هر چيز به ميزان تاب‌آوري مسيرهاي عرضه و سطح تنش‌هاي منطقه‌اي چشم دوخته است. تا زماني كه اين دو متغير در وضعيت پرريسك باقي بمانند، صحبت از نفت 100 دلاري ديگر يك اغراق رسانه‌اي نخواهد بود، بلكه سناريويي محتمل در برابر چشم بازار جهاني خواهد بود.

بیمه ملت