وقتي ايران خلاف جريان جهان توليد كرد
در سالهايي كه اقتصاد ايران زير فشار سنگين تحريمها، محدوديت سرمايهگذاري خارجي و پيچيدگيهاي فني و مالي قرار داشت، صنعت گاز كشور مسيري را طي كرد كه در ظاهر با منطق رايج اقتصاد انرژي همخواني نداشت.
گلناز پرتوي مهر |
در سالهايي كه اقتصاد ايران زير فشار سنگين تحريمها، محدوديت سرمايهگذاري خارجي و پيچيدگيهاي فني و مالي قرار داشت، صنعت گاز كشور مسيري را طي كرد كه در ظاهر با منطق رايج اقتصاد انرژي همخواني نداشت. در حالي كه انتظار ميرفت تحريم، افت توليد، فرسودگي تدريجي زيرساختها و كند شدن توسعه ميادين را به دنبال داشته باشد، تازهترين آمارهاي بينالمللي از واقعيتي ديگر خبر ميدهند: توليد گاز ايران در دوره 10 ساله منتهي به 2025، رشدي دو برابر متوسط جهاني را ثبت كرده است. اين اتفاق فقط يك عدد در جدولهاي انرژي نيست؛ نشانهاي از جايگاه راهبردي گاز در اقتصاد ايران و تصويري روشن از ظرفيتي است كه حتي در تنگترين شرايط نيز متوقف نشده است.
بر اساس گزارش جديد «مرور آماري انرژي جهان» كه از سوي موسسه انرژي منتشر شده، توليد گاز طبيعي ايران در سال 2025 به 264.8 ميليارد مترمكعب رسيده؛ رقمي كه نسبت به سال قبل از آن 1.3 درصد افزايش نشان ميدهد. اين ميزان توليد، ايران را در جايگاه سومين توليدكننده بزرگ گاز جهان قرار داده است؛ جايگاهي بالاتر از بسياري از قدرتهاي سنتي و نوظهور انرژي. تنها امريكا با 1073 ميليارد مترمكعب و روسيه با 609 ميليارد مترمكعب بالاتر از ايران قرار گرفتهاند. نكته مهمتر آن است كه ايران با همين سطح توليد، 6.3 درصد از كل گاز توليدي جهان را به خود اختصاص داده؛ سهمي كه براي كشوري تحت فشار شديد تحريم، قابل توجه و معنادار است.
اهميت اين آمار زماني بيشتر آشكار ميشود كه آن را در بستر يك روند 10 ساله بررسي كنيم. در فاصله سالهاي 2015 تا 2025، توليد گاز ايران بهطور متوسط 3.7 درصد رشد كرده، در حالي كه متوسط رشد جهاني در همين بازه 1.8 درصد بوده است. به بيان سادهتر، صنعت گاز ايران در يكي از دشوارترين دورههاي تاريخ اقتصادي خود، با سرعتي حدود دو برابر ميانگين جهاني حركت كرده است. اين رشد در شرايطي به دست آمده كه بسياري از كشورهاي برخوردار از ذخاير عظيم گازي، عملكردي به مراتب كندتر داشتهاند. قطر و روسيه، هر دو تنها 0.4 درصد رشد در اين دوره ثبت كردهاند؛ عددي كه فاصله معنادار آن با عملكرد ايران، از تغيير موازنه در توليد گاز جهان خبر ميدهد. در نگاه اول شايد اين پرسش مطرح شود كه چگونه كشوري در معرض تحريم، توانسته چنين روندي را حفظ كند. پاسخ را بايد در چند لايه جستوجو كرد. نخست آنكه گاز طبيعي در ايران فقط يك منبع صادراتي يا صنعتي نيست؛ ستون فقرات تامين انرژي داخلي است. برق، پتروشيمي، صنايع مادر، گرمايش خانگي و بخش مهمي از سوخت مورد نياز كشور به گاز وابسته است. همين وابستگي ساختاري سبب شده توسعه توليد گاز نه يك انتخاب، بلكه يك ضرورت ملي باشد. به همين دليل، حتي در تنگناي مالي و بينالمللي نيز پروژههاي مرتبط با حفظ و افزايش توليد گاز از اولويت خارج نشدهاند. عامل دوم، اتكاي بيشتر به توان داخلي در توسعه و بهرهبرداري از ميادين گازي است. تحريمها اگرچه مسير همكاريهاي بينالمللي را دشوار كردند، اما همزمان ناگزير بستري براي تقويت ظرفيتهاي فني، مهندسي و عملياتي در داخل ايجاد شد. صنعت نفت و گاز ايران در اين سالها آموخت چگونه با هزينه بيشتر، زمان طولانيتر و دشواريهاي اجرايي، اما با تكيه بر توان بومي پروژهها را پيش ببرد. اين روند اگرچه جايگزين ايدهآل براي جذب سرمايه و فناوري خارجي نبود، اما مانع از توقف كامل توسعه شد.
در اين ميان، نقش ميدانهاي مشترك، بهويژه در جنوب كشور، تعيينكننده بوده است. بخش مهمي از رشد توليد گاز ايران به استمرار توسعه و بهرهبرداري از ظرفيتهاي موجود در ميادين بزرگ بازميگردد؛ ميدانهايي كه هر ميزان تعلل در آنها، نه فقط به معناي عقبماندن از برنامههاي داخلي، بلكه به معناي از دست دادن سهم در رقابت منطقهاي نيز هست. همين واقعيت، انگيزهاي مضاعف براي حفظ شتاب توليد ايجاد كرده. اما در كنار اين موفقيت آماري، يك واقعيت مهم نيز وجود دارد: رتبه بالاي توليد، به خودي خود به معناي تبديل كامل اين ظرفيت به قدرت اقتصادي نيست. ايران اگرچه سومين توليدكننده بزرگ گاز جهان است، اما هنوز با چالشهاي جدي در زمينه مصرف، بهرهوري، سرمايهگذاري در زيرساخت، توسعه تجارت گاز و ايجاد ارزش افزوده روبروست. بخش قابل توجهي از گاز توليدي در داخل مصرف ميشود و شدت مصرف انرژي در كشور همچنان بالاست. به همين دليل، مزيت توليد زماني به مزيت پايدار اقتصادي تبديل ميشود كه همزمان با رشد توليد، اصلاح الگوي مصرف و توسعه زنجيره ارزش نيز دنبال شود. واقعيت اين است كه توليد بيشتر، وقتي به رشد بهرهوري منجر نشود، ممكن است تنها پاسخ كوتاهمدتي به نيازهاي فزاينده داخلي باشد. ايران امروز در نقطهاي ايستاده كه بايد از «افزايش توليد» به «بهينهسازي حكمراني گاز» عبور كند. اين حكمراني يعني كاهش هدررفت در شبكه، مديريت مصرف در بخش خانگي، نوسازي تجهيزات فرسوده، افزايش بازدهي نيروگاهها، و هدايت گاز به سمت صنايعي كه ارزش افزوده بيشتري ايجاد ميكنند. اگر اين حلقهها تكميل نشود، حتي رشد توليد نيز ممكن است در تله مصرف بيرويه گرفتار شود.
نكته مهم ديگر، جايگاه ايران در رقابت آينده بازار گاز است. چين با توليد 264.1 ميليارد مترمكعبي، تنها فاصلهاي بسيار ناچيز با ايران دارد و بهوضوح در مسير افزايش سهم خود حركت ميكند. اين يعني جايگاه سوم ايران، اگرچه اكنون تثبيت شده به نظر ميرسد، اما تضمينشده نيست. بازار جهاني انرژي با سرعت در حال بازآرايي است؛ بازيگران جديد وارد ميشوند، فناوريها تغيير ميكنند، الگوي تقاضا دگرگون ميشود و كشورهايي كه در سرمايهگذاري، فناوري و تجارت انرژي چابكتر عمل ميكنند، جايگاه بهتري به دست ميآورند. بنابراين حفظ رتبه فعلي، به اندازه رسيدن به آن اهميت دارد. از سوي ديگر، رشد توليد گاز ايران در دهه اخير يك پيام سياسي و اقتصادي نيز در خود دارد. اين رشد نشان ميدهد تحريمها اگرچه هزينهزا و محدودكننده بودهاند، اما نتوانستهاند صنعت گاز ايران را از حركت بازدارند. البته اين گزاره نبايد به معناي ناديده گرفتن آثار منفي تحريم تلقي شود. روشن است كه بدون تحريم، ايران ميتوانست در جذب فناوري، سرمايه، توسعه صادرات، نوسازي تاسيسات و تبديل ذخاير به ثروت ملي عملكردي بسيار فراتر داشته باشد. با اين حال، همين كه در سختترين شرايط، روند توليد حفظ شده و حتي از متوسط جهاني پيش افتاده، خود يك نشانه روشن از ظرفيت تابآوري اين بخش است. اكنون مساله اصلي اين نيست كه ايران چه رتبهاي در توليد گاز دارد، بلكه اين است كه با اين رتبه چه خواهد كرد. كشوري كه 6.3 درصد گاز جهان را توليد ميكند، بايد بتواند اين مزيت را به امنيت انرژي پايدار، درآمد ارزي مطمئن، توسعه صنعتي و قدرت چانهزني منطقهاي تبديل كند. اين هدف تنها با اتكا به آمار توليد محقق نميشود؛ نيازمند تصميمهاي بزرگتر در حوزه سرمايهگذاري، ديپلماسي انرژي، اصلاح ساختار مصرف و تكميل زنجيره ارزش است.
رشد دو برابري توليد گاز ايران نسبت به متوسط جهان در اوج تحريمها، بدون ترديد يك دستاورد مهم است؛ اما اين دستاورد زماني معنا و ماندگاري پيدا ميكند كه به سكوي پرش براي مرحله بعدي تبديل شود. مرحلهاي كه در آن، ايران نه فقط يكي از بزرگترين توليدكنندگان گاز جهان، بلكه يكي از هوشمندترين بازيگران اين بازار باشد؛ بازيگري كه از دل فشار، فرصت ساخته و از دل محدوديت، مزيت پايدار بيرون كشيده است. اين همان نقطهاي است كه صنعت گاز ايران ميتواند از يك موفقيت آماري عبور كند و به يك موفقيت راهبردي برسد.