تهران روي گسل بي‌تدبيري

۳۳۶ هزار خانه بي‌اسكلت در پايتخت

۱۴۰۵/۰۴/۲۷ - ۰۱:۳۶:۵۳
کد خبر: ۳۹۵۴۱۸

اگر زلزله، توكيو را به الگويي جهاني در مقاوم‌سازي ساختمان‌ها و استانبول را پس از تجربه زلزله‌هاي ويرانگر به اجراي گسترده طرح‌هاي نوسازي شهري واداشت، تهران همچنان با صدها هزار واحد مسكوني فاقد اسكلت، توسعه شتابان جمعيتي و بافت‌هاي فرسوده، در انتظار زمين‌لرزه‌اي است كه زمان وقوع آن مشخص نيست، اما وقوعش از نگاه زمين‌شناسان اجتناب‌ناپذير است.

اگر زلزله، توكيو را به الگويي جهاني در مقاوم‌سازي ساختمان‌ها و استانبول را پس از تجربه زلزله‌هاي ويرانگر به اجراي گسترده طرح‌هاي نوسازي شهري واداشت، تهران همچنان با صدها هزار واحد مسكوني فاقد اسكلت، توسعه شتابان جمعيتي و بافت‌هاي فرسوده، در انتظار زمين‌لرزه‌اي است كه زمان وقوع آن مشخص نيست، اما وقوعش از نگاه زمين‌شناسان اجتناب‌ناپذير است.  تازه‌ترين هشدار مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي نشان مي‌دهد حدود ۳۳۶ هزار واحد مسكوني در پايتخت فاقد اسكلت هستند و نزديك به يك ميليون نفر در مجاورت گسل فعال ايوانكي زندگي مي‌كنند؛ آماري كه بار ديگر فاصله ميان هشدارهاي مكرر كارشناسان و سرعت اجراي برنامه‌هاي نوسازي را آشكار مي‌كند.  در شرايطي كه كيفيت ساخت‌وساز، فرسودگي ساختمان‌ها و تمركز جمعيت مي‌تواند يك مخاطره طبيعي را به بحراني ملي تبديل كند، اين پرسش بيش از هر زمان ديگري مطرح است كه آيا سياست‌هاي بازآفريني و مقاوم‌سازي توانسته‌اند همپاي ابعاد خطر پيش بروند يا تهران همچنان در برابر بزرگ‌ترين تهديد طبيعي خود، آسيب‌پذير باقي مانده است؟

    زلزله پاكدشت هشداري كه نبايد كوچك شمرده شود

زمين‌لرزه اخير پاكدشت اگرچه خسارت گسترده‌اي بر جاي نگذاشت، اما از نگاه متخصصان زلزله‌شناسي، اهميت آن بسيار فراتر از بزرگي اين رخداد است. اين زمين‌لرزه بار ديگر فعال بودن يكي از مهم‌ترين گسل‌هاي پيرامون تهران را يادآوري كرد؛ گسلي كه در صورت فعال شدن، ميليون‌ها نفر را تحت تأثير قرار خواهد داد. علي بيت‌اللهي، رييس بخش زلزله‌شناسي و خطرپذيري مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي، درباره اهميت اين رخداد گفت: اهميت اين زمين‌لرزه از آن جهت است كه بار ديگر فعال بودن گسل‌هاي اطراف تهران را نشان مي‌دهد. زمين‌لرزه اخير پاكدشت روي گسل ايوانكي رخ داده است. گسلي كه از شمال گرمسار و مجاورت شهر ايوانكي آغاز مي‌شود و در امتداد جنوب‌شرق به شمال‌غرب، پس از عبور از مناطقي مانند قيامدشت و پاكدشت، به منطقه ۱۵ تهران در جنوب‌شرقي پايتخت مي‌رسد. اين مسير نشان مي‌دهد گسل ايوانكي تنها يك پديده زمين‌شناسي دور از مراكز جمعيتي نيست، بلكه مستقيماً به مناطقي مي‌رسد كه تراكم جمعيت و ساخت‌وساز در آنها بسيار بالاست.

    وقتي زلزله كوچك پيام يك خطر بزرگ است

در بسياري از موارد، افكار عمومي وقوع زمين‌لرزه‌هاي كوچك را پايان يك بحران يا اتفاقي عادي تلقي مي‌كنند، اما متخصصان معتقدند چنين رخدادهايي بيش از هر چيز نشانه زنده بودن سامانه‌هاي گسلي است. وقوع زمين‌لرزه‌هاي كوچك از اين جهت اهميت دارد كه ظرفيت لرزه‌خيزي منطقه و فعال بودن گسل‌ها را نشان مي‌دهد. از سوي ديگر، وقوع زلزله در اين محدوده، هشداري جدي محسوب مي‌شود؛ زيرا در اطراف اين گسل حدود ۵۵۰ هزار نفر جمعيت روستايي سكونت دارند و اگر جمعيت شهر تهران نيز در نظر گرفته شود، نزديك به ۱۰ ميليون نفر در اين محدوده متراكم جمعيتي زندگي مي‌كنند كه در صورت وقوع زمين‌لرزه‌هاي متوسط يا بزرگ، در معرض خطر خواهند بود. اين هشدار، در واقع تصويري از يكي از بزرگ‌ترين ريسك‌هاي طبيعي كشور ارايه مي‌دهد؛ خطري كه نه تنها به بزرگي زلزله، بلكه به كيفيت ساختمان‌ها و ميزان آمادگي شهر بستگي دارد.

  آمارهايي كه نگران‌كننده‌اند

اگرچه زلزله يك پديده طبيعي است، اما آنچه آن را به فاجعه انساني تبديل مي‌كند، ضعف ساخت‌وساز و فرسودگي ساختمان‌هاست. بيت‌اللهي با اشاره به وضعيت واحدهاي مسكوني روستايي گفت: آنچه بيش از همه مي‌تواند موجب افزايش تلفات جاني در زلزله شود، كيفيت ساخت‌وساز واحدهاي مسكوني است. بر اساس آمار مركز آمار ايران، نزديك به ۵۰ هزار واحد مسكوني روستايي در اين محدوده فاقد اسكلت هستند و حتي در برابر زلزله‌هاي متوسط نيز مقاومت لازم را ندارند.اما ابعاد بحران تنها به روستاها محدود نمي‌شود. در محدوده‌هاي شهري كه گسل ايوانكي از آن عبور مي‌كند و همچنين در شهر تهران، بالغ بر ۳۳۶ هزار واحد مسكوني فاقد اسكلت وجود دارد كه رقم بسيار بزرگي است. اگر براي هر واحد مسكوني به‌طور متوسط سه نفر ساكن در نظر بگيريم، حدود يك ميليون نفر در مجاورت چنين گسل فعالي زندگي مي‌كنند كه در صورت وقوع يك زلزله بزرگ، ممكن است آسيب‌هاي جدي ببينند. اين آمار تنها يك عدد نيست؛ بلكه نشان‌دهنده جمعيتي است كه امنيت جاني آنها مستقيماً به كيفيت ساختمان‌هايي وابسته است كه سال‌هاست ضرورت نوسازي آنها مطرح مي‌شود.

    فاصله ميان هشدارهاي علمي  و سياست‌هاي اجرايي

كارشناسان حوزه مديريت بحران بارها تأكيد كرده‌اند كه مهم‌ترين راهكار كاهش خسارات زلزله، پيشگيري است، نه امدادرساني پس از وقوع حادثه. با اين حال، روند نوسازي بافت‌هاي فرسوده در تهران و شهرهاي اطراف، متناسب با ابعاد خطر پيش نرفته است. افزايش هزينه ساخت، محدوديت منابع مالي، مشكلات حقوقي تجميع پلاك‌ها، نبود مشوق‌هاي كافي و كندي اجراي طرح‌هاي بازآفريني، موجب شده بخش قابل توجهي از ساختمان‌هاي ناايمن همچنان پابرجا بمانند. در چنين شرايطي، هر هشدار زلزله بيش از آنكه خبر از يك پديده طبيعي بدهد، يادآور تأخير در اجراي سياست‌هايي است كه سال‌ها پيش بايد به نتيجه مي‌رسيد.

    فرونشست، كمبود آب و زلزله  سه تهديد همزمان تهران

تهران تنها با خطر زلزله مواجه نيست. رشد جمعيت، بحران آب و فرونشست زمين نيز بر پيچيدگي وضعيت افزوده‌اند.بيت‌اللهي در اين باره گفت: توجه به كيفيت ساخت‌وساز، نوسازي ساختمان‌هاي فرسوده و همچنين كنترل جمعيت‌پذيري سكونتگاه‌هاي اطراف تهران از ضرورت‌هاي اساسي است؛ زيرا اين مناطق از ديدگاه زيست‌محيطي به دليل كمبود منابع آب و پديده فرونشست زمين، با محدوديت‌هاي جدي مواجه هستند. اين موضوع نشان مي‌دهد مديريت خطر در تهران بايد فراتر از نگاه صرف به زلزله باشد. توسعه بي‌ضابطه شهر در مناطقي كه هم با خطر لرزه‌اي و هم با بحران‌هاي محيط‌زيستي روبرو هستند، مي‌تواند هزينه‌هاي اقتصادي و اجتماعي حوادث آينده را چند برابر كند.

    نهضت ملي مسكن فرصتي كه نبايد از دست برود

در كنار هشدارها، كارشناسان بر استفاده از ظرفيت طرح‌هاي ملي براي كاهش آسيب‌پذيري ساختمان‌ها نيز تأكيد دارند. بيت‌اللهي اظهار كرد: فرصتي كه اجراي نهضت ملي مسكن ايجاد مي‌كند، مي‌تواند در تغيير چهره بافت‌هاي فرسوده و همچنين نوسازي خانه‌هاي روستايي فاقد استحكام مورد استفاده قرار گيرد؛ واحدهايي كه در برابر زلزله‌هاي متوسط و شديد كاملاً آسيب‌پذير هستند. اگر اين ظرفيت به سمت نوسازي بافت‌هاي فرسوده، مقاوم‌سازي ساختمان‌هاي موجود و جايگزيني خانه‌هاي ناايمن هدايت شود، مي‌تواند بخشي از ريسك زلزله را كاهش دهد. اما اگر صرفاً به توسعه سكونتگاه‌هاي جديد محدود بماند، بخش بزرگي از ساختمان‌هاي آسيب‌پذير همچنان در معرض تهديد باقي خواهند ماند.

     هزينه بي‌توجهي از هزينه پيشگيري بيشتر است

تجربه زلزله‌هاي بم، سرپل ذهاب و ديگر زمين‌لرزه‌هاي كشور بارها نشان داده است كه عامل اصلي افزايش تلفات، شدت زلزله نيست، بلكه كيفيت پايين ساختمان‌ها، فرسودگي بافت‌هاي شهري، ضعف نظارت بر ساخت‌وساز و نبود آمادگي كافي براي مواجهه با بحران است.  در بسياري از اين حوادث، ساختمان‌هايي كه مطابق اصول فني و آيين‌نامه‌هاي مقاوم‌سازي ساخته شده بودند، آسيب كمتري ديدند، اما بناهاي فرسوده و فاقد اسكلت، بيشترين سهم را در تلفات و خسارت‌ها داشتند. اكنون نيز هشدارهاي تازه درباره گسل ايوانكي، بيش از آنكه خبر از وقوع يك زلزله قريب‌الوقوع بدهد، زنگ خطري درباره وضعيت ساختمان‌هايي است كه سال‌هاست كارشناسان نسبت به ناايمن بودن آنها هشدار مي‌دهند؛ هشداري كه اگر همچنان ناديده گرفته شود، مي‌تواند در آينده به يكي از پرهزينه‌ترين بحران‌هاي انساني و اقتصادي كشور تبديل شود. وقتي آمار از وجود ۳۳۶ هزار واحد مسكوني فاقد اسكلت و زندگي حدود يك ميليون نفر در مجاورت يك گسل فعال حكايت دارد، مساله ديگر صرفاً يك موضوع فني يا عمراني نيست؛ بلكه به يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي اقتصاد شهري، مديريت بحران و امنيت انساني تبديل مي‌شود. وقوع يك زمين‌لرزه بزرگ در چنين شرايطي تنها به تخريب ساختمان‌ها محدود نخواهد شد، بلكه مي‌تواند زيرساخت‌هاي حياتي، شبكه‌هاي آب، برق، گاز، حمل‌ونقل و مراكز درماني را نيز با اختلال جدي مواجه كند و هزينه‌هاي سنگيني را بر اقتصاد كشور تحميل كند.  افزون بر خسارت‌هاي مستقيم، پيامدهاي اجتماعي و اقتصادي ناشي از اسكان اضطراري، توقف فعاليت‌هاي اقتصادي، كاهش بهره‌وري، افزايش هزينه‌هاي بازسازي و فشار مضاعف بر منابع عمومي، سال‌ها ادامه خواهد داشت. از همين رو، هر سال تأخير در نوسازي بافت‌هاي فرسوده، مقاوم‌سازي ساختمان‌ها، اجراي دقيق مقررات ملي ساختمان و اصلاح سياست‌هاي توسعه شهري، به معناي افزايش ريسك و هزينه‌هاي جاني و مالي حادثه‌اي است كه زمان وقوع آن نامعلوم، اما اصل وقوع آن از ديدگاه متخصصان اجتناب‌ناپذير است. به همين دليل، بسياري از كارشناسان معتقدند هزينه سرمايه‌گذاري امروز براي پيشگيري و مقاوم‌سازي، به‌مراتب كمتر از بهاي سنگيني است كه كشور ناچار خواهد بود پس از وقوع يك زلزله بزرگ براي جبران خسارت‌هاي انساني، اقتصادي و اجتماعي آن بپردازد.

بیمه ملت