كاهش ذخاير راهبردي انرژي جهان
يك تحليلگر بينالمللي بازار نفت و انرژي با اشاره به كاهش شديد ذخاير راهبردي انرژي، نسبت به پيامدهاي آن در اقتصاد جهاني هشدار داد و گفت: اين ذخاير كه از آن به عنوان ضربهگير امنيتي ياد ميشود، اكنون به پايينترين سطح خود در چهار دهه اخير سقوط كرده است بهطوري كه فرآيند بازسازي مخازن خالي، خود به موتور محرك جديدي براي افزايش قيمتها در بازارهاي جهاني تبديل خواهد شد.
يك تحليلگر بينالمللي بازار نفت و انرژي با اشاره به كاهش شديد ذخاير راهبردي انرژي، نسبت به پيامدهاي آن در اقتصاد جهاني هشدار داد و گفت: اين ذخاير كه از آن به عنوان ضربهگير امنيتي ياد ميشود، اكنون به پايينترين سطح خود در چهار دهه اخير سقوط كرده است بهطوري كه فرآيند بازسازي مخازن خالي، خود به موتور محرك جديدي براي افزايش قيمتها در بازارهاي جهاني تبديل خواهد شد. نقض تفاهم اسلامآباد ازسوي امريكا كه بلافاصله پس از امضاي تفاهم در ۲۸ خرداد (۲۰ ژوئن) آغاز و بهتدريج ساير بندهاي تفاهم را نيز در بر گرفت، همچنان تنگه هرمز را به عنوان شاهراه انرژي جهان در بطن حوادث و تحولات سياسي و ژئوپليتيك قرار داده است. براساس بند ۵ يادداشت تفاهم اسلام آباد كه به امضاي روساي جمهور امريكا و ايران رسيده است، مسووليت تنظيم ترتيبات اداره آتي تنگه هرمز برعهده جمهوري اسلامي ايران و با مشورت عمان و تبادل نظر با ساير كشورهاي منطقه پيشبيني شده است اما امريكا با عهدشكني به ويژه در هفتههاي اخير تلاش كرده تا با ايجاد مسير جنوبي در تنگه هرمز به عهدشكني خود ادامه دهد؛ اين سوءاستفاده مستمر امريكا براي تشديد نقض تفاهم اسلام آباد كه با هدف تهديد امنيت ملي ايران صورت ميگيرد، سبب آغاز دور جديدي از تجاوزات نظامي عليه ايران و پاسخهاي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به مبادي تهديدات شده است و به همين سبب نهاد مديريت آبراه خليجفارس ۲۱ تير ماه اعلام كرد كه به دليل تحركات غيرقانوني امريكا در منطقه، تردد از تنگه هرمز در حال حاضر امكان پذير نيست. توقف تردد نفتكشها از تنگه هرمز بار ديگر زمينهساز بروز تلاطم در بازارهاي جهاني شده است؛ بازارهايي كه پس از اعلام توافق، از قيمتهاي بالاي ۹۰ دلار در هر بشكه دست كشيده و به كانال ۷۵ دلاري رسيده بودند، اكنون دوباره افزايشي شدهاند و در محدوده ۸۵ دلار قرار دارند هرچند ناظران سياسي و بينالمللي وضعيت ذخاير انرژي در جهان را عامل اصلي و تعيينكننده در قيمت گذاري نفت ميدانند و بر اين باورند كه زنگ خطر اقتصاد جهاني با كاهش شديد اين ذخاير گروه خورده است. از تحولات در شرايطي است كه شوكهاي انرژي ناشي از تنشهاي ژئوپليتيكي در خليجفارس و كنترل تردد شناورها در تنگه هرمز، كشورهاي بزرگ مصرفكننده جهان به رهبري ايالاتمتحده و آژانس بينالمللي انرژي (IEA) را ناگزير به برداشت بيسابقه از ذخاير استراتژيك نفت (SPR) كرده و آن را به پايينترين سطح در حدود نيم قرن اخير رسانده است. در اين پيوند، احسان جنابي تحليلگر بازار انرژي در گفتوگو با ايرنا در تحليل آخرين وضعيت بازار جهاني نفت پس از تجاوز نظامي اخير امريكا عليه خاك جمهوري اسلامي ايران اظهار داشت: از نظر كشورهاي عضو آژانس بينالمللي انرژي (IEA)، ذخاير استراتژيك نفتي (SPR) خط مقدم دفاعي كشورها در برابر شوكهاي انرژي به شمار ميروند و نقش حياتي در ثبات اقتصاد جهاني ايفا ميكنند. وي با يادآوري اينكه اين ذخاير كه اغلب پس از بحران نفتي سال ۱۹۷۳ ميلادي ايجاد شدند، به نوعي ضربه گير امنيتي براي كنترل هرگونه اختلالات شديد بازار و يا جبران كمبودهاي ناگهاني نفت ناشي از تنشهاي ژئوپليتيكي و بلاياي طبيعي محسوب ميشوند، افزود: در حال حاضر از ذخاير استراتژيك براي جبران كاهش عرضه ناشي از كنترل ايران بر تنگه هرمز استفاده ميشود كه تبعاتي براي كشورهاي مصرفكننده و همچنين بازارهاي جهاني به همراه دارد. جنابي افزود: كشورهاي عضو آژانس بينالمللي انرژي موظف هستند ذخايري معادل حداقل ۹۰ روز واردات خالص نفت خود نگهداري كنند كه اين ذخاير ميتوانند به صورت دولتي يا تحت تكليف قانوني دراختيار بخش خصوصي باشند. بهطور معمول در شرايط بحراني، به خصوص در مقاطعي كه قيمت بسيار بالا ميرود، اين آژانس اقدام به آزادسازي ذخاير ميكند و در زمان كاهش قيمت اقدام به جايگزيني نفت برداشتشده مينمايد اما در مقطع فعلي، هدف از آزادسازي ذخاير كمك به مديريت كمبود نفت در بازار است. وي يادآور شد: آزادسازي ركورد ۴۰۰ ميليون بشكه نفت در ماه مارس ۲۰۲۶ در پاسخ به اختلالات ناشي از بسته شدن تنگه هرمز نمونه بارز اين اقدامات است كه بيش از دو برابر ركورد قبلي اين آژانس در سال ۲۰۲۲ ميلادي بود. اين تحليلگر بينالمللي انرژي درباره شرايط حاكم بر اين ذخاير راهبردي توضيح داد: اكنون اين ذخاير تحت تاثير تسلط ايران بر تنگه هرمز، كنترل تردد شناورها توسط ايران و البته تجاوز نظامي امريكا عليه ايران و پاسخ نيروهاي مسلح ايران به اين تجاوزات قرار دارد. جنابي گفت: تنگه هرمز از يك گلوگاه انرژي به خط مقدم يك درگيري ژئوپليتيكي تبديل شده كه نه تنها قيمت نفت، بلكه چشمانداز رشد اقتصادي جهان را براي ماههاي آينده تحت تاثير قرار داده است. به همين دليل برداشت از ذخاير استراتژيك نفت با هدف جبران مقطعي كمبود نفت در كشورهاي مصرفكننده در حال انجام است. وي در عين حال به محدوديت منابع ذخيرهسازي شده انرژي نيز اشاره كرد و گفت: بايد به خاطر داشت كه اين ذخاير نامحدود نيستند و در صورت تداوم بحرانهاي طولاني، نميتوانند جايگزين كامل توليد يا واردات روزانه نفت شوند و در همين راستا گفته ميشود دليل امضاي يادداشت تفاهم ميان امريكا و ايران براي توقف مقطعي جنگ، كاهش حداكثري ذخاير استراتژيك بوده است. اين كارشناس انرژي با بيان اينكه امريكا از اين فرصت براي پركردن مجدد ذخاير استراتژيك خود و ديگر مصرفكنندگان استفاده كرده است، اظهار داشت: برداشت مقادير بالا از ذخاير استراتژيك شايد نقش درمان موقت را در مقطع فعلي، يعني بسته شدن تنگه هرمز ايفا كند، ولي بايد توجه داشت كه هرگونه برداشت از ذخاير استراتژيك كه موجب كاهش ذخاير ميشود، بايستي در اسرع وقت جبران شود. وي در عين حال افزود: البته عدم عرضه نفت كافي براي جايگزيني نفت برداشتشده از ذخاير استراتژيك، به نوعي زنگ خطر براي كشورهاي مصرفكننده به شمار ميرود. اين كارشناس ارشد انرژي با استناد به آخرين برآوردهاي اداره اطلاعات انرژي امريكا (EIA) تصريح كرد: مجموع ذخاير استراتژيك نفت خام جهان در پايان سال ۲۰۲۵ ميلادي حدود ۲.۵ ميليارد بشكه بوده است و شواهد و قراين حاكي از آن است كه يكي از مهمترين اهداف اصلي اين ذخاير، مديريت قيمتها در بلندمدت نيست، بلكه مقابله با بحرانهاي موقت و تأمين امنيت انرژي مصرفكنندگان است. وي چين، آمريكا و ژاپن را سه كشور دارنده بزرگترين ذخاير استراتژيك نفت جهان دانست و گفت: چين با حدود ۱.۴ ميليارد بشكه در رتبه نخست قرار دارد كه اين حجم عظيم نشاندهنده وابستگي شديد اين كشور به مسيرهاي تأمين خارجي است. ايالاتمتحده با ۴۱۳ ميليون بشكه در ذخيره كه در غارهاي نمكي زيرزميني در سواحل خليج مكزيك نگهداري ميشود، پس از چين قرار دارد. جنابي ادامه داد: ژاپن نيز با حدود ۲۶۳ ميليون بشكه ذخيره دولتي، در جايگاه سوم است و به دليل واردات، كل نفت خام مورد نياز خود، حفظ اين ذخاير را يك اولويت ملي ميداند. به همين دليل همواره ژاپن به دنبال تقويت امنيت انرژي جهان بوده و با استفاده از ابزارهاي مختلف ازجمله حمايت از ايجاد بانك اطلاعاتي انرژي موسوم به JODI ذيل مجمع بينالمللي انرژي، به دنبال شفافيت دادهها و تقويت امنيت انرژي جهان در كنار اقدامات آژانس بينالمللي انرژي بوده است. به گفته وي، بر اساس آخرين دادههاي موجود تا اواخر ژوئن ۲۰۲۶، ذخاير استراتژيك نفت جهان به دليل برداشتهاي گسترده براي جبران بحران ناشي از درگيري در تنگه هرمز، به پايينترين سطح چند دهه اخير سقوط كرده است. اين تحليلگر بينالمللي بازار نفت تاكيد كرد: ذخيره استراتژيك نفت آمريكا (SPR) كه بزرگترين ذخيره اضطراري جهان محسوب ميشود، در بحبوحه بحران اخير تنگه هرمز با افت شديدي مواجه شده است. براساس گزارش اداره اطلاعات انرژي امريكا (EIA) در هفته منتهي به سوم ژوئيه، حجم اين ذخاير به ۳۱۹.۵ ميليون بشكه كاهش يافته است. اين رقم پايينترين سطح ثبتشده از آوريل ۱۹۸۳ ميلادي بوده و نشانگر اين است كه اين ذخاير اكنون بيش از ۴۰۵ ميليون بشكه با حداكثر ظرفيت خود ۷۱۳.۵ ميليون بشكه فاصله دارند. به عقيده وي، كاهش هفتگي ۲.۶ ميليون بشكهاي از ذخاير استراتژيك در اين هفته، بخشي از يك برنامه گسترده براي آزادسازي ۱۷۲ ميليون بشكه نفت با هدف جبران اختلالات عرضه ناشي از درگيريهاي ايران بوده است. اين برداشتها كه مشابه وام با تعهد بازپرداخت انجام شدهاند، منجر به اين شده است كه علاوه بر ذخاير دولتي، كل ذخاير نفتي امريكا شامل بخش تجاري نيز به پايينترين سطح از سال ۱۹۸۳ ميلادي برسد. جنابي درخصوص وضعيت ساير نقاط جهان توضيح داد: درحالي كه امريكا با كاهش شديد ذخاير خود مواجه است، كشورهاي ديگري مانند چين و هند به واسطه داشتن روابط سياسي و تجاري مطلوب با ايران، تا قبل از شروع مجدد تنشها در منطقه خليجفارس، بهطور فعال در حال افزايش ظرفيتهاي استراتژيك خود بودند. ازسوي ديگر، كشورهايي كه به عنوان بخشي از آزادسازي هماهنگ آژانس بينالمللي انرژي (IEA) از ذخاير خود برداشت كردهاند، در زمان آرامش در بازار و برداشته شدن محدوديتها موظف به بازسازي آن براي رسيدن به پوشش ۹۰ روز واردات هستند. وي اعلام كرد: كاهش ۴۰۵ ميليون بشكهاي ذخاير استراتژيك امريكا از حداكثر ظرفيت و برداشتهاي گسترده ديگر كشورها، تا قبل از شروع مجدد درگيريها در منطقه خليجفارس زمينهساز يك دوره طولاني بازسازي ذخاير بود. تحليلگران تخمين ميزنند كه در صورت بازگشت آرامش مقطعي به تنگه هرمز، اين بازسازي ميتواند تا سال ۲۰۲۸ ادامه يابد و تقاضايي معادل ۶۶۴ هزار بشكه در روز تا سهماهه سوم ۲۰۲۷ ايجاد كند. البته با از سرگيري درگيريها و نبود ثبات در منطقه خليجفارس، شايد بتوان گفت كه فعلاً اين شرايط دور از ذهن ميباشند. اين تحليلگر گفت: در صورت كاهش تنش بين ايران و امريكا كه در روزهاي اخير شدت گرفته است، اين تقاضاي جديد ازسوي دولتها در كنار تلاش كشورهاي عضو آژانس بينالمللي انرژي براي پركردن مجدد ذخاير استراتژيك، كه به عنوان يك كف قيمتي جديد در بازار عمل خواهد كرد، ميتواند تعادل عرضه و تقاضا را در سالهاي آينده تحت تاثير قرار دهد و از كاهش بيشتر قيمتها جلوگيري كند، كه اين موضوع در ارتباط مستقيم با وضعيت ژئوپليتيكي منطقه است. جنابي براساس تحليل دادههاي اقتصادي و انرژي اظهار داشت: كشورهايي كه بيشترين آسيب را از درگيريها در تنگه هرمز متحمل ميشوند، بيشتر در آسيا هستند و پس از آن كشورهاي حوزه خليجفارس و به صورت غيرمستقيم، كشورهاي واردكننده مواد غذايي در سراسر جهان قرار دارند. وي در تشريح آسيب كشورهاي آسيايي اذعان داشت: بيش از ۸۰درصد از نفت و الانجي كه بهطور معمول از اين تنگه عبور ميكند، به مقصد بازارهاي آسيايي ميرود و اين كشورها در خط مقدم آسيبپذيري قرار دارند. اين كارشناس انرژي ادامه داد: روزانه ۴.۵ ميليون بشكه نفت خام از تنگه هرمز به مقصد چين عبور ميكند كه آن را به بزرگترين واردكننده اين مسير تبديل كرده است ضمن آنكه اين كشور همچنين بيش از ۸۰درصد از نفت صادراتي ايران را خريداري ميكند. جنابي يادآور شد: با ۱.۲ ميليون بشكه در روز، هند دومين واردكننده بزرگ است و با ذخاير استراتژيك محدودتر، در برابر اختلالات طولانيمدت بسيار آسيبپذير است. كره جنوبي و ژاپن به ترتيب با ۱.۸ و ۱.۷ ميليون بشكه در روز، وابستگي شديدي به انرژي خاورميانه دارند. ژاپن حدود ۹۰درصد از نفت خام خود را از اين منطقه تأمين ميكند. علاوه بر اختلال در تأمين انرژي، اين كشورها با افزايش چشمگير هزينههاي حملونقل و بيمه نيز مواجه شدهاند؛ بهطوري كه هزينه بيمه براي عبور از تنگه تا ۸درصد ارزش محموله افزايش يافته است. اين تحليلگر بازار انرژي در مورد زياندهندگان صادركننده در منطقه توضيح داد: درحالي كه كشورهاي واردكننده از سمت قيمت متضرر ميشوند، كشورهاي صادركننده حوزه خليجفارس به دليل كاهش شديد صادرات خود با كاهش درآمدهاي ارزي مواجه هستند و همچنين به دليل نبود امكان صادرات، مجبور به كاهش توليد هستند كه ميتواند از بعد فني براي مخازن مشكلساز باشد. وي اظهار كرد: عراق، كويت و قطر به شدت آسيب ديدهاند، زيرا فاقد خطوط لوله جايگزين براي دور زدن تنگه هستند و كل صنعت صادرات الانجي قطر به ويژه راسلافان، در عمل به تنگه هرمز وابسته است. اگرچه عربستان و امارات با سرمايهگذاري قبلي روي خطوط لوله جايگزين، بخشي از صادرات خود را نجات دادهاند، اما صادرات دريايي آنها نيز به شدت كاهش يافته كه موجب اختلال در بودجه آنها شده است. جنابي با اشاره به قربانيان غيرنفتي و پنهان بحران انرژي اظهار داشت: يكي از پيامدهاي كمتر شناخته شده اما بسيار جدي، بحران كود شيميايي است. حدود ۳۰ درصد از تجارت دريايي كودهاي شيميايي از طريق تنگه هرمز انجام ميشود. اختلال در اين مسير، قيمت كود اوره را به شدت افزايش داده است. اين امر براي كشورهاي واردكننده مواد غذايي و كشاورزان در سراسر جهان، به ويژه در آفريقا و آسيا كه از قبل با ناامني غذايي دست و پنجه نرم ميكردند، به معناي كاهش عملكرد محصول در فصل برداشت آينده و افزايش قيمت مواد غذايي است. اين تحليلگر به محورهاي اصلي و پيامدهاي نهايي اين بحران اشاره و اعلام كرد: وضعيت اضطراري ذخاير امريكا يكي از اين موارد است زيرا ذخيره استراتژيك نفت امريكا (SPR) در اوايل ژوئيه ۲۰۲۶ به ۳۱۹.۵ ميليون بشكه رسيده كه پايينترين سطح از آوريل ۱۹۸۳ ميلادي است. اين كاهش ناشي از برداشتهاي بيسابقه براي جبران كمبود حاصل از بحران تنگه هرمز بوده و اين ذخاير اكنون بيش از ۴۰۵ ميليون بشكه با حداكثر ظرفيت خود فاصله دارند. وي آزادسازي هماهنگ جهاني ذخاير را از ديگر موارد دانست و افزود: كشورهاي عضو آژانس بينالمللي انرژي از ابتداي تنشها در تنگه هرمز تاكنون بيش از ۴۰۰ ميليون بشكه نفت را آزاد كردند كه بزرگترين اقدام هماهنگ و ركورد آزادسازي ذخاير در تاريخ اين آژانس محسوب ميشود. جنابي با بيان اينكه چالش بازسازي مخازن از ديگر پيامدهاي اين بحران به شمار ميآيد، خاطرنشان كرد: پس از امضاي يادداشت تفاهم اسلام آباد توسط ايران و امريكا و كاهش تنشها، حركت براي پر كردن مجدد مخازن خالي آغاز شده بود كه با از سرگيري درگيريها بين ايران و امريكا دچار اختلال جدي خواهد شد. وي با بيان اينكه وضعيت انرژي در جهان به شدت به تحولات ژئوپليتيكي منطقه خليجفارس وابسته است، اظهار داشت: برآوردها نشان ميدهد چنانچه تنشها كاهش يافته و پركردن مجدد ذخاير تا سال ۲۰۲۸ ادامه يابد، تقاضايي معادل ۶۶۴ هزار بشكه در روز ايجاد ميكند كه ميتواند به عنوان يك كف قيمتي جديد در بازار عمل كند. اين تحليلگر تفاوت در رفتار كشورها را از ديگر موارد برشمرد و گفت: درحالي كه امريكا با كاهش شديد مواجه بود، با كاهش تنشها و ثبات نسبي در تنگه هرمز، كشورهايي مانند چين و هند بهطور فعال در تلاش براي افزايش ظرفيت ذخاير خود بودند و آلمان نيز موظف به بازسازي ذخاير خود براي رسيدن به پوشش ۹۰ روز واردات شده بود. اما در حال حاضر اين روند پركردن توسط كشورها با اختلال روبهرو شده است. وي با اشاره به تاثير نامتقارن اين بحران بر اقتصادها ادامه داد: كشورهاي مختلف به شكل نامتقارن تحت تاثير اين شرايط قرار گرفتهاند؛ به عنوان نمونه هند تا ۹۰درصد از واردات گاز مايع (LPG) خود را از اين مسير تأمين ميكند، درحالي كه امريكا به ميزان بسيار كم وابسته به واردات از منطقه خليجفارس است، اما اروپا به درجات بسيار بالايي تحت تاثير اين شرايط قرار دارد. با اين حال، به دليل نقش محوري آسيا در زنجيره تأمين جهاني، اين بحران در صورت حل نشدن، به سرعت به يك ركود تورمي (stagflation) در اقتصاد جهاني منجر خواهد شد. جنابي تاكيد كرد: اين بحران نشان داد كه ذخاير استراتژيك گرچه براي مقابله با شوكهاي كوتاهمدت مفيد هستند، اما در برابر بحرانهاي طولانيمدت همچون تبعات بسته بودن تنگه هرمز ناكارآمد بوده و پر كردن مجدد آنها پس از برداشت مقادير بالا، خود به يك چالش بزرگ و عامل تعيينكننده در بازار نفت تبديل شده است كه ميتواند موجب تقويت تقاضا و بالطبع تقويت قيمت در بازار شود.