عبور از «صرف ريسك» تا «شناسايي روند»

۱۴۰۵/۰۴/۲۵ - ۰۰:۴۳:۱۷
کد خبر: ۳۹۵۲۲۶

فضاي غبارآلودِ بازار سرمايه و نگراني بسياري از ايرانيان نسبت به آينده اقتصادي، ضرورت استفاده از راهبردي رياضي‌محور و تكنيكال را براي تداوم فعاليت موثر يادآور مي‌سازد.

محسن عباسي

فضاي غبارآلودِ بازار سرمايه و نگراني بسياري از ايرانيان نسبت به آينده اقتصادي، ضرورت استفاده از راهبردي رياضي‌محور و تكنيكال را براي تداوم فعاليت موثر يادآور مي‌سازد. تصميم‌گيري براي كنشگري فعال در بازار، پيش از هر چيز نيازمند محاسبه «صرف ريسك» در برابر نرخ بدون‌ريسك (اوراق درآمد ثابت) است. سرمايه‌گذار هوشمند به‌ جاي تلاش براي شكار «كف» و «سقف» قيمت‌‌ها، بايد به دنبال شناسايي سيگنال‌هاي تركيبي تغيير روند باشد و اولويت اصلي خود را نه كسب آخرين درصد سود، بلكه «حفظ سرمايه» در برابر نوسانات قرار دهد. بازار سرمايه ايران در شرايط فعلي، دوراني پر از پرسش و ابهام را سپري مي‌كند. بسياري از سهامداران با اين دغدغه روبه‌رو هستند كه در تقابل ميان نرخ سود بدون‌ريسك اوراق و نوسانات بازار سهام، چه نوع كنشگري مي‌تواند به تداوم فعاليت حرفه‌اي آنها كمك كند. براي پاسخ به اين پرسش، نيازي به پيچيدگي‌هاي غيرضروري نيست، بلكه بايد با نگاهي واقع‌بينانه به اعداد و ارقام، به تبيينِ يك استراتژي منطقي پرداخت. براي تحليل از وضعيت كنوني، يك معيار ساده اما تعيين‌كننده را بايد مدنظر قرار داد. معياري كه نقطه كانوني آن، مقايسه بازدهي بازار با «نرخ بدون‌ريسك» است. فرض كنيد شاخص بورس در محدوده ۵ ميليون واحد قرار دارد و نرخ اوراق درآمد ثابت در بازار ۴۰درصد است. اگر بازار سهام در يك سال آينده ۴۰درصد بازدهي (مجموع سود نقدي و رشد قيمت) داشته باشد و شاخص به ۷ ميليون واحد برسد، سرمايه‌گذار دقيقا معادل نرخ اوراق درآمد ثابت سود كرده است. اما نكته كليدي اينجاست: سرمايه‌گذار در بازار سهام، ريسكي به مراتب بالاتر از خريد اوراق را متحمل شده است. بنابراين، طبيعي است كه او براي پذيرش اين ريسك اضافي، «صرف ريسك» طلب كند. به عبارت ديگر، ورود به بازار سهام تنها زماني توجيه‌پذير است كه نرخ بازدهي پيش‌بيني‌شده، فراتر از نرخ بدون‌ريسك باشد. اين «عددِ مطلوب» براي هر فرد متفاوت است، يكي ممكن است ۵۰درصد و ديگري ۶۰درصد بازدهي را بابت ريسك‌‌هاي بازار طلب كند. بنابراين، نخستين گام در كنشگري بازار، نه پيش‌بيني صرف، بلكه ارزيابي نسبت ريسك به بازده شخصي است. اگر بازارِ فعلي توانِ پرداختِ آن صرفِ ريسك مطلوبِ سرمايه‌گذاران را ندارد، ماندن در آن منطقي نيست و خروج، حتي با زيانِ احتمالي، بخشي از مديريتِ دارايي محسوب مي‌شود تا در زماني كه ريسك كاهش يا قيمت‌ها اصلاح شده‌اند، فرصتِ ورودِ مجدد فراهم شود. اما پرسش دشوار‌تر اين است: چگونه مي‌توان آغاز يك روند صعودي را تشخيص داد يا به موقع پايان آن را شناسايي كرد؟ بازار معمولا زماني «بي‌سروصدا» استارتِ صعود را مي‌زند كه همه از آن نااميدند و دقيقا زماني نشانه‌هاي ريزش را بروز مي‌دهد كه همه نسبت به رشدِ ادامه‌دار آن اطمينانِ كامل دارند. تشخيص اين نقاط عطف، از آن جهت دشوار است كه بسياري از ابزارهاي تكنيكال، با تاخير سيگنال مي‌دهند. لذا نبايد تنها به يك نشانه اكتفا كرد. براي تاييد شروع يك روند صعودي، بايد مجموعه‌اي از نشانه‌ها همزمان رويت شوند. نخستين نشانه، «افزايش محسوس حجم و ارزش معاملات» است، چراكه پولِ هوشمند، همواره پيش از حركتِ قيمت، در حجم معاملات ردپاي خود را به‌جا مي‌گذارد. در كنار آن، بايد به دنبال «تشكيل واگرايي مثبت» در انديكاتورهاي معتبري همچون RSI يا MACD روي حمايت‌هاي كليدي بود. ورود پولِ حقيقي، كاهشِ فشارِ فروش و قدرت‌‌گيري خريداران حتي در روزهاي منفي بازار، از ديگر مولفه‌هاي حياتي است. همچنين، جمع شدنِ صف‌هاي فروش بدون افتِ قيمت، نشان‌دهنده جذبِ عرضه توسط بازار است. در اين ميان، شكسته شدنِ مقاومت‌‌هاي مهم با حجمِ بالا، نشانه اعتبارِ روند است؛ مقاومتي كه بدون حجم شكسته شود، غالبا فريبنده است. درنهايت، بايد به «سنتيمنت» يا فضاي رواني بازار توجه كرد؛ جايي كه اميدِ محتاطانه جاي نااميدي مطلق را مي‌گيرد و بازار نسبت به اخبارِ مثبت، واكنشي جسورانه نشان مي‌دهد. نكته پاياني و شايد طلايي‌ترينِ بخش اين يادداشت، فلسفه مديريتِ دارايي است: هدفِ تحليل، شكارِ دقيقِ كف يا سقفِ بازار نيست؛ چراكه چنين هدفي غالبا غيرممكن و توام با ريسك بالاست. هدفِ اصلي، همراهي با بخشِ اصلي روند و حفاظت از سرمايه در زمانِ تغييرِ مسير است. در ادبياتِ بازار سرمايه، «حفظ سرمايه» اولويتِ بلامنازعي نسبت به گرفتنِ آخرين درصدهاي سودِ پيش از ريزش دارد. سهامداري كه اين اصل را درك كند، نه با شعارهاي هيجاني وارد بازار مي‌شود و نه با ترسِ غيرمنطقي از آن خارج مي‌گردد. درنهايت، تصميم نهايي شما بايد براساسِ ترازوي ريسك و بازدهي شخصي‌‌تان باشد، اگر بازار، پاداشِ ريسك پذيرفته‌ شده را نمي‌پردازد، بهترين تصميم، نظاره‌گري و انتظار براي فرصت‌هاي آتي است.

بیمه ملت