مرگ تدريجي يك «رويا»؛ داستان غمانگيز درناهاي سيبري در ايران
مرگ «رويا» فقط تلف شدن يك پرنده نادر نيست. براي بسياري از فعالان محيط زيست، اين خبر يادآور يكي از طولانيترين و غمانگيزترين داستانهاي حيات وحش ايران است؛ داستان پرندهاي كه سالهاست هر پاييز از هزاران كيلومتر دورتر به شمال ايران ميآيد و هر بار تنهاتر از قبل به خانه زمستاني خود بازميگردد.
مرگ «رويا» فقط تلف شدن يك پرنده نادر نيست. براي بسياري از فعالان محيط زيست، اين خبر يادآور يكي از طولانيترين و غمانگيزترين داستانهاي حيات وحش ايران است؛ داستان پرندهاي كه سالهاست هر پاييز از هزاران كيلومتر دورتر به شمال ايران ميآيد و هر بار تنهاتر از قبل به خانه زمستاني خود بازميگردد. اداره كل حفاظت محيط زيست مازندران روز يكشنبه ۲۱ تير ماه، از تلف شدن «رويا»، درناي سيبري مادهاي كه با هدف جفت شدن با «اميد» به ايران منتقل شده بود، خبر داد. به گفته مسوولان، اين پرنده پس از ابتلا به يك عفونت شديد تنفسي و با وجود مراقبتهاي دامپزشكي جان خود را از دست داده است. مرگي كه بار ديگر نگاهها را به سرنوشت يكي از نادرترين جمعيتهاي پرندگان مهاجر جهان جلب كرده است. اما چرا مرگ يك درنا تا اين اندازه اهميت دارد؟
آخرين بازمانده يك نسل
درناي سيبري يكي از شناختهشدهترين پرندگان مهاجر جهان است؛ پرندهاي بلندبالا با پرهاي سفيد، نوك بلند و بالهايي كه هنگام پرواز منظرهاي باشكوه ايجاد ميكنند. اين گونه زماني در بخشهاي مختلف شمال اوراسيا زادآوري ميكرد و هر سال هزاران كيلومتر را براي رسيدن به مناطق زمستانگذراني طي ميكرد. دانشمندان درناهاي سيبري را به سه جمعيت اصلي شرقي، مركزي و غربي تقسيم ميكنند. جمعيت شرقي هنوز در شرق آسيا حضور دارد و عمدتاً ميان روسيه و چين مهاجرت ميكند. اما جمعيت مركزي سالها پيش از ميان رفت و جمعيت غربي نيز تقريباً به تاريخ پيوسته است. امروز «اميد» تنها درناي شناختهشده اين جمعيت به شمار ميرود؛ پرندهاي كه هر سال از زيستگاههاي زادآوري خود در سيبري به تالابهاي شمال ايران ميآيد و سپس دوباره به روسيه بازميگردد. به همين دليل است كه بسياري از كارشناسان محيط زيست از او با عنوان «آخرين مهاجر تنها» ياد ميكنند. نام «اميد» براي بسياري از ايرانيان آشناست. اين درناي سيبري از اوايل دهه ۱۳۸۰ به چهرهاي شناختهشده در ميان دوستداران محيط زيست تبديل شد. سالها پيش او همراه جفت خود، «آرزو»، به ايران مهاجرت ميكرد؛ اما پس از ناپديد شدن آرزو، اميد تنها ماند. از آن زمان تاكنون، هر بار كه اين پرنده در تالابهاي فريدونكنار ديده ميشود، خبر حضورش به رسانهها راه پيدا ميكند. دليل اين توجه صرفاً نادر بودن گونه نيست؛ اميد در واقع آخرين نشانه زنده از مسيري مهاجرتي است كه زماني دهها درناي سيبري از آن عبور ميكردند. اگر اين مسير بهطور كامل فراموش شود، بازگرداندن آن تقريباً غيرممكن خواهد بود .
«رويا» چگونه وارد اين داستان شد؟
در سالهاي اخير، نگراني درباره آينده اميد و جمعيت غربي درناي سيبري افزايش يافت. از آنجا كه اين پرنده سالها بدون جفت زندگي ميكرد، سازمان حفاظت محيط زيست با همكاري نهادهاي بينالمللي به دنبال يافتن راهي براي حفظ اين مسير مهاجرتي رفت. نتيجه اين تلاشها انتقال يك درناي ماده به نام «رويا» از بلژيك به ايران بود. رويا در بهمن ۱۴۰۱ وارد كشور شد و در تالاب ميانكاله مستقر شد. هدف از اين پروژه آن بود كه اميد و رويا بتوانند با يكديگر ارتباط برقرار كنند و در نهايت به احياي جمعيت غربي درناهاي سيبري كمك شود. اين پروژه از همان ابتدا با اميدها و البته ترديدهايي همراه بود. برخي كارشناسان معتقد بودند تفاوت شرايط رشد و زندگي اين دو پرنده ميتواند مانع موفقيت كامل طرح شود. با اين حال، بسياري از فعالان محيط زيست آن را آخرين فرصت براي نجات يك مسير مهاجرتي تاريخي ميدانستند .
چرا احياي يك مسير مهاجرت اهميت دارد؟
در نگاه نخست ممكن است اين پرسش مطرح شود كه چرا حفظ يك مسير مهاجرتي تا اين اندازه مهم است؟
پاسخ در مفهوم تنوع زيستي نهفته است. هر جمعيت جانوري بخشي از ميراث طبيعي جهان محسوب ميشود. نابودي يك جمعيت تنها به معناي كاهش تعداد افراد يك گونه نيست؛ بلكه به معناي از بين رفتن رفتارها، مسيرهاي مهاجرتي، سازگاريهاي ژنتيكي و دانش طبيعياي است كه طي هزاران سال شكل گرفته است.
مسير غربي مهاجرت درناهاي سيبري نيز يكي از همين ميراثهاي طبيعي است؛ مسيري كه از روسيه آغاز ميشود و پس از عبور از بخشهايي از آسياي غربي به شمال ايران ميرسد. بر اساس اعلام محيط زيست مازندران، رويا پس از بروز علائمي مانند بياشتهايي و اختلال در تعادل تحت مراقبت دامپزشكي قرار گرفت. آزمايشها نشان داد اين پرنده به يك عفونت شديد تنفسي مبتلا شده و ريهها و كيسههاي هوايي او بهشدت درگير شدهاند. دامپزشكان ميگويند بسياري از بيماريهاي تنفسي در پرندگان تا مراحل پيشرفته نشانه آشكاري ندارند و به همين دليل، درمان آنها دشوار است. با وجود تلاشهاي انجامشده، رويا جان خود را از دست داد و اكنون بررسيهاي تخصصي براي تعيين علت دقيق مرگ ادامه دارد. اما اهميت اين خبر فقط در جنبه دامپزشكي آن نيست. مرگ رويا ضربهاي به يكي از مهمترين پروژههاي حفاظتي سالهاي اخير در ايران محسوب ميشود؛ پروژهاي كه هدف آن جلوگيري از خاموش شدن آخرين نشانههاي جمعيت غربي درناي سيبري بود.
«اميد» ماندني است؟
اكنون بار ديگر همه نگاهها به «اميد» دوخته شده است. پرندهاي كه سالهاست به تنهايي مسير طولاني سيبري تا ايران را طي ميكند و به نمادي از شكنندگي حيات وحش تبديل شده است. تلف شدن رويا لزوماً به معناي پايان همه تلاشهاي حفاظتي نيست، اما بدون ترديد چشمانداز احياي جمعيت غربي درناهاي سيبري را دشوارتر از گذشته ميكند. شايد به همين دليل باشد كه نام اين دو پرنده، «اميد» و «رويا»، بيش از آنكه فقط نام دو درنا باشد، روايت وضعيت بسياري از گونههاي در معرض خطر در جهان امروز است؛ گونههايي كه بقاي آنها به مجموعهاي از تصميمهاي انساني، حفاظت علمي و گاهي اندكي شانس وابسته است. و حالا، پس از مرگ رويا، تنها اميد باقي مانده است؛ آخرين مهاجر تنها كه هر پاييز، همچنان آسمان ايران را پيدا ميكند.