بازار در مدار بازتنظيم ارزش
بازار سرمايه ايران سرانجام پس از پشت سر گذاشتن يك دوره جنگ تحميلي و وقفهاي ۵۲ روز كاري كه در مجموع حدود ۸۰ روز تقويمي به طول انجاميد از ۲۹ ارديبهشتماه سال جاري فعاليت مجدد خود را آغاز كرد.
بازار سرمايه ايران سرانجام پس از پشت سر گذاشتن يك دوره جنگ تحميلي و وقفهاي ۵۲ روز كاري كه در مجموع حدود ۸۰ روز تقويمي به طول انجاميد از ۲۹ ارديبهشتماه سال جاري فعاليت مجدد خود را آغاز كرد. اين بازگشايي، نه يك فرآيند عادي معاملاتي، بلكه بهمثابه يك كشف قيمت ثانويه در ابعادي كلان بود.
براساس گزارش صداي بورس، بازاري كه تا زمان تنظيم اين گزارش در ۱۷ تيرماه به فعاليت هفتگي خود خاتمه داد، با ترازنامهاي روبهرو است كه نشان ميدهد برخي نمادها نه تنها از شوكهاي سيستماتيك عبور كردهاند، بلكه توانستهاند بازدهيهاي شگفتانگيز بالاي ۱۲۰ درصد را در بازهاي كوتاه به ثبت برسانند. اين جهش قيمتي در شرايطي رخ داد كه متغيرهاي كلان اقتصادي تحت تاثير ريسكهاي ژئوپليتيك با تغييرات بنيادين روبهرو شده بودند و نرخ تنزيل در ذهن معاملهگران به كلي بازتعريف شده بود.بررسي دقيق دادههاي معاملاتي نشان ميدهد كه اين رشد انفجاري، صرفا يك رالي هيجاني نبوده، بلكه حاصل تلاقي تقاضاي انباشته، محدوديت عرضه در نمادهاي خاص و بازتنظيم ارزش جايگزيني داراييها در صنايع منتخب است. نمادهايي كه در اين گزارش مورد بررسي قرار گرفتهاند، خطشكناني هستند كه توانستند سقفهاي رواني را درهمشكسته و بازدهيهايي را ثبت كنند كه در شرايط عادي بازار، دستيابي به آنها ماهها به طول ميانجامد.
استيلاي گروههاي تدافعي
در صدر فهرست خيرهكننده بازدهيها، نماد دالبر متعلق به شركت البرز دارو با ثبت عدد ۱۳۹.۷۷ درصد خودنمايي ميكند. دالبر با بهرهگيري از زيرساختهاي توليدي گسترده و احتمالا خوشبيني بازار، توانست بيشترين بهره را از بازگشايي بازار ببرد.
در كنار آن، نماد هجرت مربوط به پخش هجرت با بازدهي ۱۳۳.۳۰ درصد، تكميلكننده زنجيره ارزش اين صنعت در فهرست برترينهاست. توزيع و پخش دارو به دليل جريان نقدينگي سريع و گردش عملياتي بالا، در دوران بازگشايي بهشدت مورد توجه قرار گرفت. علاوه بر اين دو، حضور نمادهاي دجابر «داروسازي جابربن حيان» با ۱۲۳.۰۵ درصد و دزهراوي «داروسازي زهراوي» با ۱۲۲.۸۱ درصد نشان ميدهد كه يك چرخش بخشي آگاهانه به سمت گروه دارويي رخ داده است. معاملهگران با درك اين نكته كه نيازهاي دارويي كشور تحت تاثير نوسانات سياسي قرار نميگيرد، نقدينگي خود را به سمت اين نمادها گسيل داشتند تا علاوه بر حفظ ارزش پول، از رشد قيمتي ناشي از عقبماندگي تاريخي اين صنعت نيز بهرهمند شوند.
اما شايد شگفتيساز بزرگ اين دوره، نماد بتهران «بيمه اتكايي تهران رواك» باشد كه با بازدهي ۱۳۴.۲۹ درصد در رتبه دوم ايستاده است. صنعت بيمه، بهويژه در بخش اتكايي، مستقيما با مديريت ريسك كلان در ارتباط است. بازدهي سهرقمي بتهران نشاندهنده اعتماد بازار به ساختار مالي اين شركت و احتمالا پيشبيني سودآوري ناشي از سرمايهگذاريهاي ذخاير بيمهاي در بازارهاي موازي است.
اين نماد توانست با جذب حجم مشكوك معاملات در روزهاي نخست بازگشايي، به سرعت از سطوح مقاومتي عبور كرده و خود را به عنوان يكي از ليدرهاي جديد بازدهي معرفي كند. موفقيت بتهران ثابت كرد كه در دوران پساجنگ، نهادهاي مالي كه توانايي مديريت ريسك و تطبيق با شرايط جديد را دارند، سريعتر از صنايع سنگين به مدار رشد بازميگردند.
رشد اين نماد در كنار داروييها و بيمهايها نشان ميدهد كه بازار پس از بازگشايي، بهطور همزمان در حال قيمتگذاري مجدد صنايع مختلف بوده و صرفا به يك موتور رشد واحد تكيه نكرده است. در چنين فضايي، نمادهايي كه از لحاظ بنيادي يا ساختار معاملاتي در موقعيت خاصتري قرار داشتند، توانستند بازدهيهاي چشمگيري ثبت كنند و توجه معاملهگران كوتاهمدت و ميانمدت را به خود جلب كنند.
زنجيره تامين و فناوري؛ انعطافپذيري در برابر شوكهاي سيستماتيك
بخش ديگري از فهرست برترينهاي بازار به صنايعي اختصاص دارد كه مستقيما با معيشت و زيرساختهاي فناورانه گره خوردهاند. صنعت ساير محصولات غذايي با سه نماينده قدرتمند يعني غبشهر «صنعتي بهشهر» با ۱۲۸.۸۲ درصد، غپونه «نوش پونه مشهد» با ۱۲۸.۵۸ درصد و غدانه «پنبه و دانههاي روغني خراسان» با ۱۲۳.۳۶ درصد، سهم عمدهاي از كيك بازدهيهاي بالاي ۱۲۰ درصد را به خود اختصاص داده است.
دليل فني اين جهش را ميتوان در اهرم عملياتي اين شركتها جستوجو كرد. شركتهاي غذايي به دليل برخورداري از موجودي كالا با نرخهاي قبلي و توانايي تعديل نرخ فروش متناسب با تورم انتظاري، در دورههاي بازگشايي پس از وقفه، همواره با استقبال شديد روبهرو ميشوند.
غبشهر و غدانه به عنوان بازيگران كليدي زنجيره روغن نباتي و دانههاي روغني، در واقع به عنوان سپري در برابر كاهش ارزش پول ملي عمل كردند. سرمايهگذاران با هجوم به اين نمادها در تلاش بودند تا از جاماندگي قيمت محصولات اين شركتها نسبت به نرخهاي بازار آزاد بهرهبرداري كنند كه منجر به ايجاد صفهاي خريد پايدار و رشد بيوقفه قيمتي شد.
در اين ميان، ظهور نماد فنافزار «توسعه فنافزار توسن» با بازدهي ۱۲۸.۷۷ درصد در گروه نرمافزار و خدمات، حكايت از تغيير ذائقه بازار به سمت «داراييهاي نامشهود» دارد. در دنياي پساجنگ، زيرساختهاي پرداخت الكترونيك و خدمات نرمافزاري نه تنها اهميت خود را از دست ندادند، بلكه به دليل نياز به نوسازي سيستمهاي مالي، با تقاضاي فزايندهاي روبهرو شدند.
بازدهي خيرهكننده اين نماد نشاندهنده اين واقعيت است كه هوشمندي بازار در شناسايي شركتهاي با مقياسپذيري بالا افزايش يافته است. در كنار آن، نماد ولملت «واسپاري ملت» با بازدهي ۱۲۵.۶۱ درصد، نشان داد كه بخش ليزينگ و واسپاري به دليل افزايش تقاضا براي خريد اعتباري در دوران پس از بحران، از پتانسيل بالايي براي رشد برخوردار است.
بازخواني متغيرهاي بنيادين؛ از كشاورزي تا صنعت فولاد
يكي از جالبتريت نكات در دادهها، حضور نماد زفجر «كشاورزي و دامپروري فجر اصفهان» با بازدهي ۱۲۴.۱۹ درصد است. حضور اين نماد نشان ميدهد كه بازار در دوره بازگشايي، به شركتهاي مرتبط با توليدات اوليه و زنجيره تامين غذايي نيز توجه داشته است. از آنجا كه اين گروهها معمولا با متغيرهايي مانند قيمت نهادهها، نرخ فروش محصولات و شرايط عرضه در بازار داخلي گره خوردهاند، هرگونه تغيير در انتظارات تورمي يا فضاي معاملاتي ميتواند به افزايش محسوس تقاضا براي سهام آنها منجر شود. در نهايت، انتهاي اين فهرست طلايي به نماد فسازان «غلتكسازان سپاهان» با بازدهي ۱۲۱.۹۶ درصد ميرسد. حضور يك شركت از گروه فلزات اساسي در جمع برترينهاي بازدهي سهرقمي، بسيار حايز اهميت است.
پيام بازدهيهاي ۱۲۰ درصدي براي بازار؛ هيجان بازگشايي يا ترميم قيمت؟
در مجموع، بررسي اين ۱۲ نماد پيشتاز كه همگي مرز ۱۲۰ درصد بازدهي را در نورديدهاند، تصويري از يك بازار فرصتطلب و تحليلگر را ترسيم ميكند. بازاري كه پس از وقفه ۵۲ روزه كاري، با ولع بسيار به دنبال جبران زمان از دست رفته بود.
آنچه از اين فهرست بيش از هر چيز به چشم ميآيد، صرفا اعداد بزرگ بازدهي نيست، بلكه ماهيت رفتار بازار در نخستين هفتههاي بازگشايي است. وقتي چندين نماد در بازهاي كوتاه به بازدهيهاي بالاتر از ۱۲۰ درصد ميرسند، ميتوان اين نتيجه را گرفت كه بازار در فاز عادي و آرام قرار نداشته، بلكه در حال جبران وقفه معاملاتي و انجام يك كشف قيمت فشرده بوده است. به بيان ديگر، آنچه رخ داده فقط رشد ساده قيمتها نيست، بلكه نوعي بازتنظيم ارزش سهام پس از توقفي بلندمدت بوده است؛ توقفي كه موجب انباشته شدن انتظارات، محدود شدن عرضه و افزايش فشار تقاضا در اولين روزهاي معاملاتي شد.
بررسي جدول بازدهي نمادها نشان ميدهد كه موج تقاضا در بازگشايي، تنها محدود به چند صنعت خاص نبوده و از گروههاي دارويي و بيمهاي گرفته تا غذايي، ليزينگ، نرمافزار و حتي فولاد را دربر گرفته است. اين تنوع صنعتي، از يكسو نشانهاي از جستوجوي سرمايهگذاران براي يافتن فرصت در نمادهاي كمعرضه و بنيادي بوده و از سوي ديگر، بازتابي از واكنش سريع بازار به شرايط پساجنگ و تلاش براي قيمتگذاري مجدد داراييها پس از يك دوره توقف طولاني به شمار ميرود.