«تعادل» گزارش مي‌دهد

بازي با انبار باروت

۱۴۰۵/۰۴/۲۴ - ۰۰:۲۷:۴۰
کد خبر: ۳۹۵۰۶۵

در دنياي امروز، امنيت انرژي ديگر يك مفهوم انتزاعي در كتاب‌هاي علوم سياسي نيست؛ خط باريكي است كه معيشت ميلياردها انسان، ثبات بازارهاي مالي و جهت‌گيري سياست‌هاي پولي قدرت‌هاي بزرگ را تعيين مي‌كند.

در دنياي امروز، امنيت انرژي ديگر يك مفهوم انتزاعي در كتاب‌هاي علوم سياسي نيست؛ خط باريكي است كه معيشت ميلياردها انسان، ثبات بازارهاي مالي و جهت‌گيري سياست‌هاي پولي قدرت‌هاي بزرگ را تعيين مي‌كند. تحولات اخير در پهنه آبي خليج‌فارس و بالا گرفتن مجدد آتش تنش ميان ايالات‌متحده و ايران، بار ديگر ثابت كرد كه بازار نفت چقدر در برابر متغيرهاي ژئوپليتيك شكننده است. اين‌بار اما بحران در شرايطي رخ مي‌دهد كه ذخاير استراتژيك و تجاري نفت خام جهان با سرعتي بي‌سابقه در حال آب رفتن هستند؛ واقعيتي كه مي‌تواند هر شوك كوچكي را به يك زلزله اقتصادي تمام‌عيار در سطح بين‌المللي تبديل كند.

گزارش‌هاي معتبر بين‌المللي و داده‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي نشان مي‌دهند كه بازار جهاني نفت نه تنها درگير يك جنگ رواني، بلكه با يك واقعيت فيزيكي نگران‌كننده يعني كاهش شديد موجودي انبارها روبه‌روست. سقوط ۱۲۹ ميليون بشكه‌اي ذخاير جهاني نفت در ماه مارس و تداوم اين روند با كاهش ۱۱۷ ميليون بشكه‌اي در ماه آوريل، زنگ خطري جدي را براي اقتصاد بين‌الملل به صدا درآورده است. اين حجم از كاهش عرضه كه مستقيماً از افت جريان نفت از مبدأ خليج‌فارس نشأت مي‌گيرد، بازار را در موقعيت «تخصيص كميابي» قرار داده است.

در چنين بستر شكننده‌اي، اقدامات تحريك‌آميز نظير مواضع تند دولت ترامپ، تهديد به محاصره دريايي و هدف قرار گرفتن زيرساخت‌ها، بلافاصله اثر خود را بر منحني قيمت‌ها برجسته مي‌كند. عبور بهاي نفت خام برنت از مرز ۸۵ دلار در هر بشكه و گذشتن نفت خام وست‌تگزاس اينترمديت از ۸۰ دلار، آن‌هم تنها مدتي كوتاه پس از آنكه قيمت‌ها در محدوده ۷۰ دلار آرام گرفته بودند، نشان مي‌دهد كه بازار ريسك‌ها را با سرعتي باورنكردني پيش‌خور مي‌كند. اين جهش ناگهاني، بازتاب‌دهنده هراسي است كه از احتمال قطع كامل يا طولاني‌مدت جريان نفت از گلوگاه‌هاي استراتژيك وجود دارد. اثرات ناشي از جهش قيمت نفت هرگز در مرزهاي جغرافيايي خاورميانه يا حتي بنادر خريدار نفت خام متوقف نمي‌شود. نفت محرك اصلي زنجيره ارزش جهاني است. وقتي قيمت نفت خام صعودي مي‌شود، هزينه حمل‌ونقل كالاها، سوخت كشتي‌ها، خوراك صنايع پتروشيمي و نهاده‌هاي كشاورزي افزايش مي‌يابد. اين روند مستقيماً به «تورم سمت عرضه» دامن مي‌زند.

براي درك بهتر اين اتصال جهاني، كافي است به واكنش بانك‌هاي مركزي در نقاط دوردست جهان نگاه كنيم. اقتصاددانان هشدار مي‌دهند كه تداوم تنش‌هاي فعلي و ناتواني در مهار بحران، مي‌تواند موج جديدي از افزايش نرخ بهره را در كشورهايي مانند استراليا يا اتحاديه اروپا رقم بزند. وقتي هزينه‌هاي انرژي بالا مي‌رود، سياست‌گذاران پولي براي جلوگيري از خروج تورم از كنترل، مجبور به انقباضي‌تر كردن اقتصاد مي‌شوند؛ سياستي كه هزينه وام‌گيري را افزايش داده، رشد اقتصادي را كند مي‌كند و در نهايت معيشت طبقه متوسط جهاني را تحت فشار قرار مي‌دهد. اين يعني يك تصميم نظامي يا سياسي در واشنگتن يا خليج‌فارس، هفته‌ها بعد به شكل افزايش اقساط وام مسكن يك شهروند در سيدني يا توكيو ظاهر مي‌شود.

يكي از تصورات غلط در زمان صلح اين است كه ذخاير راهبردي نفت (SPR) كه توسط مصرف‌كنندگان بزرگي چون امريكا، چين و كشورهاي اروپايي نگهداري مي‌شوند، مي‌توانند به عنوان سپر دفاعي مطلق در برابر بحران‌ها عمل كنند. اما واقعيت‌هاي آماري اخير خلاف اين ادعا را ثابت مي‌كند.

ذخاير استراتژيك اساساً براي خريدن زمان در بحران‌هاي كوتاه‌مدت طراحي شده‌اند، نه جايگزيني براي جريان مداوم و روزانه نفت. هنگامي كه روند كاهش ذخاير سرعت مي‌گيرد، توان ضربه‌گيري بازار به‌شدت تحليل مي‌رود. افزون بر اين، ظرفيت خطوط لوله جايگزين كه تلاش مي‌كنند تنگه هرمز يا مسيرهاي دريايي خليج‌فارس را دور بزنند، به هيچ‌وجه با حجم عظيم محموله‌هاي ترانزيتي اين منطقه همخواني ندارد. به بيان ساده، دنيا راهي براي جبران سريع و كامل نفت عبوري از اين منطقه ندارد. در نتيجه، هرگونه تهديد واقعي به انسداد يا ناامني مسيرهاي مواصلاتي، بازار را با كمبود فيزيكي مواجه خواهد كرد، نه فقط نوسان قيمت كاغذي در بازارهاي بورس.

رويكرد تهاجمي ايالات‌متحده تحت مديريت ترامپ، استفاده از ابزار تحريم، بازتعريف قواعد دريانوردي و اتكا به فشارهاي شديد اقتصادي را در دستور كار قرار داده است. با اين حال، بازار انرژي منطق خاص خود را دارد و همواره به صورت دوجانبه عمل مي‌كند.

هر چند هدف اين سياست‌ها كاهش توان اقتصادي و صادراتي ايران است، اما هزينه اجراي آن از جيب مصرف‌كنندگان غربي پرداخت مي‌شود. در بازاري كه ذخاير آن با سرعتي بي‌سابقه رو به كاهش است، حذف يا حتي تهديد به كاهش سهم هر توليدكننده بزرگ، قيمت بنزين را در پمپ‌بنزين‌هاي كاليفرنيا و ميشيگان بالا مي‌برد. اين همان اثر بومرنگي است كه در تحليل‌هاي ژئوپليتيك انرژي ناديده گرفته مي‌شود؛ اعمال فشار بر توليدكننده، بهاي سنگيني براي مصرف‌كننده داخلي در كشورهاي تحريم‌كننده به همراه دارد.

بازار جهاني نفت امروز روي لبه تيغ حركت مي‌كند. از يك‌سو، تقاضاي جهاني با وجود تلاش‌ها براي گذار به انرژي‌هاي پاك همچنان بالاست و ازسوي ديگر، توان عرضه به دليل تنش‌هاي مداوم و كاهش ذخاير استراتژيك در پايين‌ترين سطوح خود قرار دارد.

تا زماني كه عقلانيت ديپلماتيك جايگزين تهديدهاي نظامي و مانورهاي دريايي نشود، بازار انرژي طعم آرامش را نخواهد چشيد. كاهش مستمر موجودي انبارهاي نفت، ظرفيت تاب‌آوري اقتصاد جهاني را در برابر شوك‌هاي بعدي به حداقل رسانده است. در اين شرايط، حتي يك جرقه كوچك در ساختار ژئوپليتيك منطقه مي‌تواند قيمت‌ها را به ارقامي برساند كه اقتصاد جهان براي مهار تورم ناشي از آن، ابزارهاي زيادي در دست نداشته باشد. هرمز و ذخاير جهاني نفت، دو روي يك سكه‌اند؛ سكه‌اي كه امنيت اقتصادي جهان را در دستان خود نگه داشته است.

بیمه ملت