از ناكامي در ميدان تا ابهام در آينده تقابل با ايران

ترامپ در تله خودساخته

۱۴۰۵/۰۴/۲۴ - ۰۰:۱۶:۴۷
کد خبر: ۳۹۵۰۵۸

بيش از چند هفته از آغاز دور تازه تنش‌ها ميان ايران و امريكا مي‌گذرد؛ تنش‌هايي كه قرار بود از نگاه مقام‌هاي امريكايي با افزايش فشار نظامي، محدودسازي توان ايران و ايجاد معادله‌اي جديد در منطقه به پايان برسد، اما امروز بسياري از تحليل‌ها از شكل‌گيري وضعيتي متفاوت سخن مي‌گويند؛ وضعيتي كه در آن نه جنگ به اهداف اعلامي خود رسيده، نه تفاهم‌هاي اوليه توانسته‌اند به ثباتي پايدار تبديل شوند و نه مسير ديپلماسي چشم‌اندازي روشن پيدا كرده است.

بيش از چند هفته از آغاز دور تازه تنش‌ها ميان ايران و امريكا مي‌گذرد؛ تنش‌هايي كه قرار بود از نگاه مقام‌هاي امريكايي با افزايش فشار نظامي، محدودسازي توان ايران و ايجاد معادله‌اي جديد در منطقه به پايان برسد، اما امروز بسياري از تحليل‌ها از شكل‌گيري وضعيتي متفاوت سخن مي‌گويند؛ وضعيتي كه در آن نه جنگ به اهداف اعلامي خود رسيده، نه تفاهم‌هاي اوليه توانسته‌اند به ثباتي پايدار تبديل شوند و نه مسير ديپلماسي چشم‌اندازي روشن پيدا كرده است. در چنين فضايي، اين پرسش بيش از گذشته مطرح مي‌شود كه آيا واشنگتن خود در مسيري قرار گرفته كه خروج از آن دشوارتر از آغاز آن  است؟

از ابتداي اين رويارويي، امريكا مجموعه‌اي از اهداف راهبردي را دنبال مي‌كرد؛ از محدود كردن توان هسته‌اي ايران گرفته تا كاهش قدرت موشكي و تغيير موازنه منطقه‌اي. اما با وجود ماه‌ها فشار، درگيري و عمليات نظامي، همچنان اختلاف‌ها بر سر همين موضوعات ادامه دارد و مذاكرات نيز نتوانسته به توافق نهايي منجر شود. همين مساله باعث شده بسياري از تحليلگران معتقد باشند كه دستيابي به اهداف اوليه بسيار پيچيده‌تر از برآوردهاي اوليه  بوده و برخلاف تصور اوليه، ايران توانسته بخش مهمي از توان بازدارندگي و خطوط قرمز خود را حفظ كند. در كنار اين موضوع، تنگه هرمز نيز به يكي از مهم‌ترين محورهاي اختلاف تبديل شده است. اين گذرگاه حياتي انرژي همچنان نقشي تعيين‌كننده در معادلات منطقه دارد و هرگونه تنش پيرامون آن بلافاصله بر بازارهاي جهاني نفت، حمل‌ونقل دريايي و اقتصاد بين‌الملل اثر مي‌گذارد. در هفته‌هاي اخير نيز اختلاف بر سر نحوه مديريت اين آبراه، يكي از اصلي‌ترين عوامل افزايش تنش ميان دو طرف بوده؛ موضوعي كه نشان مي‌دهد برخلاف برخي برآوردها، كنترل اين منطقه همچنان بدون در نظر گرفتن ملاحظات ايران امكان‌پذير نيست. در همين حال، دونالد ترامپ طي روزهاي اخير بار ديگر از ايده‌هايي مانند دريافت عوارض يا اعمال سازوكارهاي جديد براي عبور كشتي‌ها از منطقه سخن گفته است، اما اين پيشنهادها تاكنون به نتيجه عملي مشخصي نرسيده‌اند. همزمان مقام‌هاي ايراني نيز بارها تأكيد كرده‌اند كه درباره حقوق و منافع خود در خليج فارس و تنگه هرمز كوتاه نخواهند آمد و هرگونه ترتيبات جديد بايد حقوق ايران را به رسميت بشناسد. همين مساله موجب شده اجراي بسياري از طرح‌هاي مطرح‌شده از سوي امريكا با ابهام جدي روبه‌رو شود.

يكي از مهم‌ترين ابعاد اين بحران، هزينه‌هاي اقتصادي آن براي امريكاست. بسته ماندن يا حتي ناامن شدن تنگه هرمز، بازار جهاني انرژي را تحت فشار قرار داده و افزايش قيمت نفت و هزينه حمل‌ونقل دريايي را به دنبال داشته است. اين وضعيت نه تنها بر اقتصاد كشورهاي واردكننده انرژي اثر گذاشته، بلكه فشارهاي تورمي تازه‌اي را نيز متوجه اقتصاد امريكا كرده است؛ موضوعي كه براي دولتي كه همزمان با چالش‌هاي داخلي اقتصادي نيز  روبروست،  اهميت فراواني دارد.

 رابرت مالي، تحليلگر ارشد مسائل خاورميانه و مذاكره‌كننده سابق امريكايي در اين تحليل چهار محور را در رابطه با علت‌يابي وضعيت پرتنش كنوني ناشي از مداخله‌جويي و تجاوزگري ايالات متحده در منطقه مطرح ساخته است: 

۱. ورود يك اختلاف ديگر به مجموعه اختلافات ايران و امريكا: در حالي كه همچنان مسائل پراختلاف زيادي در نتيجه تجاوزگري‌ها و جنايتكاري‌هاي ايالات متحده مطرح هستند، مالي مي‌گويد: « اين جنگ بر سر مساله‌اي در جريان است - يعني وضعيت تنگه هرمز - كه پيش از جنگ قبلي، اصلا محل مناقشه نبود. به عبارت ديگر، جنگ امروز بدون جنگ پيشين كه اصلا نبايد رخ مي‌داد، اتفاق نمي‌افتاد.» اين جمله اشاره به زنجيره رويدادهاي مرتبط با موارد متعدد بدعهدي‌ها و نقض‌هاي رخ داده از سوي واشنگتن دارد كه تنش‌ها را به نقطه كنوني رسانده  است.

۲. سست‌بنيان دانستن تفاهم‌نامه: اين تحليلگر امريكايي از آنچه «دقت پايين و نگارش سست» در تدوين تفاهمنامه قبلي منعقد شده بين ايران و امريكا خوانده انتقاد كرده و مي‌نويسد: «مي‌توان يك كاميون - يا حتي يك ناو هواپيمابر - را بر مبناي بند ۵ اين تفاهمنامه (مربوط به هرمز) عبور داد.» او اشاره دارد كه واشنگتن و تهران هركدام با استناد به بندهاي مختلف، تفاسير كاملا  متضادي از مفاد آن ارائه مي‌دهند كه خود بستري براي سوءتفاهم  و اختلاف است.

۳. محاسبات راهبردي متفاوت طرفين: مالي در ادامه اين تویيت مي‌نويسد كه به اعتقاد او يك علت ديگر فروپاشي تفاهمنامه‌، ناشي از ارزيابي كاملا متفاوت دو طرف از «اهرم فشار» خود و ديگري است. از نگاه او «ايران معتقد است كه امريكا در برابر افزايش سرسام‌آور قيمت نفت و آشفتگي بازارها زودتر تسليم خواهد شد. امريكا بر اين باور است كه با كاهش منابع مالي و تخريب بيشتر زيرساخت‌هاي ايران، اين تهران است كه نخستين‌بار عقب‌نشيني خواهد كرد.»

۴. شكاف‌ داخلي: مالي به آنچه اختلال در ساختار تصميم‌گيري نظام‌هاي سياسي طرفين مي‌خواند اشاره كرده و نوشته است: در نهايت، فروپاشي تفاهمنامه نشان‌دهنده ناكارآمدي‌هايي در درون نظام سياسي است. به هر حال ايران نمي‌تواند به امريكا اعتماد كند. در واشنگتن به نظر مي‌رسد ترامپ ميان نگراني در قبال هزينه‌هاي اقتصادي جنگ يا اينكه به سادگي آنها را ناديده بگيرد، سرگردان است.»

مالي تنها سناريوي معقول براي خروج از بحران را «توافق موقت بر سر هرمز» مي‌داند شامل اينكه ايران حملات به كشتي‌هاي تجاري را متوقف كند و امريكا نيز از تلاش براي توسعه مسيرهاي جايگزين عبور از تنگه عقب‌نشيني كند.

دونالد ترامپ، رييس‌جمهور امريكا روز دوشنبه پس از نقض يادداشت تفاهم با ايران براي پايان دادن به جنگ مدعي شد كه تهران اين توافق را زير پا گذاشته است و نمي‌توان به جمهوري اسلامي براي پايبندي به يك توافق اعتماد كرد. اين در حالي است كه ترامپ خود، پيشينه خروج از توافق‌هاي بين‌المللي، از جمله توافق آب و هوايي پاريس (۲ بار) و توافق هسته‌اي ۲۰۱۵ با ايران را دارد. برخي از منتقدان، وضعيت فعلي امريكا را به تصميم ترامپ در دوره اول رياست‌جمهوري‌اش براي لغو توافق دوران اوباما كه برنامه هسته‌اي ايران را محدود مي‌كرد، ربط مي‌دهند. ترامپ سپس در همان روز قول داد كه عوارض خودش را بر كشتي‌هايي كه از تنگه هرمز عبور مي‌كنند، اعمال كند. ايران نيز در پيشنهادي كه با كنايه همراه بود با قيمتي بهتر از نويسنده كتاب «هنر معامله» وارد عمل شد. عباس عراقچي، وزير امور خارجه ايران در شبكه اجتماعي ايكس نوشت: رييس‌جمهور امريكا كاملا درست مي‌گويد. او استدلال كرد كه «ترامپ به موضع تهران در مورد دريافت هزينه براي عبور از اين آبراه حياتي مشروعيت بخشيده است.» عراقچي در ادامه با لحني آمرانه افزود: ۲۰ درصد البته زياد است. ما منصف خواهيم بود. به نوشته سي‌ان‌ان، ترامپ در حال درك اين است كه ايراني‌ها چانه‌زني سختي را برايش رقم زده‌اند و او تفسير خودش را از آنچه در يادداشت تفاهم آمده بود، دارد. و او هنوز به روشني براي امريكايي‌ها توضيح نداده است كه چرا جنگي را كه بارها گفته بود در آن پيروز شده، دوباره شعله‌ور كرده است. هفته‌ها پس از اعلام اينكه تفاهم‌نامه‌اي كه او با آب و تاب امضا كرده به اين معني است كه او «براي هميشه به برنامه هسته‌اي ايران پايان داده و براي اولين‌بار در سه هزار سال گذشته صلح را به خاورميانه آورده است» لحن خود را تغيير داد و اين‌بار طبق انتظارات و پيشينه‌اش گفت كه اين توافق «آزمايشي» بوده و «معناي زيادي نداشته است.»

روزگاري ممكن بود حاميانش استدلال كنند كه تناقضات شديد ترامپ گواه اين است كه او شطرنج ديپلماتيك چهاربعدي بازي مي‌كند، اما اكنون توصيف او در بهترين شرايط اين است كه در بن‌بست گير افتاده است. اين تفاهمنامه به دليل اقدام ايران براي دفاع از پيروزي بزرگ خود در جنگ - كنترل موثر بر تنگه - از هم پاشيد. اين امر يك واقعيت تلخ را براي ايالات متحده تقويت كرد: با وجود تمام تهديدها و قدرت نظامي ترامپ، تهران هنوز پويايي‌هاي رويارويي را ديكته مي‌كند و معادل‌هاي كه جنگ را تعريف مي‌كرد بدون تغيير باقي مانده است: جمهوري اسلامي از جغرافيا و درك زيركانه از قدرت محدود خود براي غلبه بر يك ابرقدرت رقيب استفاده مي‌كند. اين آزمون جديد اراده‌ها تا حدودي ناشي از عجله دولت براي مذاكره در مورد تفاهمنامه‌اي بود كه حاوي زبان مبهمي بود. به نظر مي‌رسد تيم مذاكره‌كنندگان املاك و مستغلات ترامپ به رهبري معاون رييس‌جمهور جي دي ونس، چيزي را كه منتقدان باتجربه‌تر در تاريخ و ديپلماسي بلافاصله متوجه شدند، ناديده گرفتند: اينكه ايران از آن براي به دست آوردن اهرم فشار جديد استفاده خواهد كرد. به عنوان مثال، اين توافق از تهران مي‌خواست كه براي عبور آزاد و ايمن كشتي‌هاي تجاري از تنگه به مدت ۶۰ روز «ترتيباتي» اتخاذ كند و از تهران مي‌خواست كه با عمان براي «تعريف مديريت آينده و خدمات دريايي» در تنگه همكاري كند. در ظاهر، اين به ايالات متحده آنچه را كه مي‌خواهد مي‌دهد - يعني عملكرد عادي تنگه - اما به نظر مي‌رسد ايران آن را به عنوان تأييدي بر كنترل آبراه پس از يك توافق دائمي مي‌داند. بنابراين جاي تعجب نيست كه براي شكل دادن به وضع جديد تلاش مي‌كند. اين اشتباه، اشتباه قبلي را تشديد كرد - عدم درك اينكه ايران در وهله اول تنگه را خواهد بست و اينكه اين موضوع هنوز يك ماه پس از توافق تفاهمنامه مطرح است، نشان مي‌دهد كه جدول زماني ۶۰ روزه براي يك توافق كامل، از جمله در مورد برنامه هسته‌اي ايران، به طرز مضحكي غيرواقع‌بينانه  است.

تقلاهاي دولت ترامپ براي وادار كردن ايران به اقدامي ديگر سوالاتي را در مورد بازگشت ترامپ به جنگ مطرح مي‌كند. براي مثال، آيا دليلي وجود دارد كه باور كنيم حمله به اهداف ايراني و احياي محاصره دريايي توسط ترامپ، در تغيير محاسبات رهبران ايران نسبت به قبل موفق‌تر خواهد بود؟ آيا اينكه هزينه‌هاي اقتصادي فزاينده -  قيمت نفت و گازوئيل روز دوشنبه افزايش يافت -  دوباره رييس‌جمهور را متقاعد خواهد كرد كه براي جلوگيري از هزينه سياسي و اقتصادي كه ماه گذشته صادقانه گفت حاضر به پرداخت آن نيست، چشم‌پوشي كند؟ يكي از دلايل اميدواري اين است كه درگيري‌هاي تازه مي‌تواند به اين معني باشد كه ايالات متحده و ايران به دنبال تثبيت تفسير خود از تفاهمنامه براي تعيين زمينه براي ديپلماسي آينده هستند. به عنوان مثال، ترامپ هيچ نشانه‌اي از تمايل به پرداخت هزينه سنگين احتمالي تلفات امريكايي در حمله به قطب توليد نفت ايران در جزيره خارگ نشان نداده است. برخي ديگر از روساي جمهور مدرن، از جمله ليندون جانسون و جورج دبليو بوش، جنگ‌هايي را تشديد كردند كه از قبل بي‌نتيجه به نظر مي‌رسيدند، ترامپ با آغاز جنگ تمام عيار عليه غيرنظاميان، به تحقير استراتژيك خود در جنگي كه حريف را دست كم گرفته بود، همان راه را رفت.تراژدي در اوايل جنگ رخ داد، زماني كه يك موشك امريكايي يك مدرسه ايراني را هدف گرفت و ۱۶۸ كودك و ۱۴ معلم را به شهادت رساند. تلفات كامل غيرنظاميان در اين حملات مشخص نيست. اما ترامپ به تهديدهاي قبلي خود مبني بر هدف قرار دادن زيرساخت‌هايي مانند پل‌ها و نيروگاه‌ها كه به‌شدت بر زندگي غيرنظاميان تأثير مي‌گذارد، عمل نكرده و ايران با انتقام‌جويي‌هاي خود عليه پايگاه‌هاي منطقه‌اي ايالات متحده يا همسايگان خليج فارس، سقف خود را براي تشديد تنش حفظ كرده است. طراحي صحنه نبرد در حال حاضر نشان‌دهنده درگيري‌ است كه به جاي خارج از كنترل شدن، در حال جوشيدن است.

دني سيترينوويچ، محقق ارشد برنامه ايران در موسسه مطالعات امنيت ملي اسراييل، در مصاحبه با سي‌ان‌ان گفت: فكر مي‌كنم با وجود حملات گسترده ايالات متحده عليه ايران و حملات تلافي‌جويانه ايران، جايي براي ديپلماسي وجود دارد. اما اوضاع مي‌تواند از كنترل خارج شود و تشديد شود زيرا وقتي هر روز و هر شب حملات متقابل داريد، قطعا حفظ قاعده بازي دشوار است و حتي اگر آتش تازه درست زير نقطه جوش باقي بماند، ترامپ هنوز بايد به سوالي پاسخ دهد كه تقريبا پنج ماه است كه با آن دست و پنجه نرم مي‌كند و موفق نبوده است: چگونه از جنگ خارج مي‌شود؟

در كنار هزينه‌هاي اقتصادي، فضاي سياسي نيز براي واشنگتن پيچيده‌تر شده است. برخي تحليلگران امريكايي معتقدند دولت ترامپ اكنون در وضعيتي قرار گرفته كه نه مي‌تواند به سادگي از فشارها عقب‌نشيني كند و نه ادامه مسير نظامي تضميني براي رسيدن به اهداف اوليه خواهد بود. به همين دليل، از نگاه اين تحليل‌ها، امريكا در شرايطي قرار گرفته كه هر تصميم جديد مي‌تواند هزينه‌هاي بيشتري نسبت به گذشته به همراه داشته باشد. در مقابل، ايران تأكيد كرده كه مسير مذاكره را تنها در صورتي ادامه خواهد داد كه حقوق و منافع ملي كشور به‌طور كامل رعايت شود. مقام‌هاي ايراني بارها اعلام كرده‌اند كه از گفت‌وگو استقبال مي‌كنند، اما اين گفت‌وگو زماني معنا دارد كه همراه با احترام متقابل و پذيرش حقوق ايران باشد. همزمان نيز تصريح كرده‌اند كه در صورت تداوم فشار يا اقدامات نظامي، توان دفاعي كشور همچنان فعال خواهد بود.

در نهايت، آنچه امروز بيش از هر چيز به چشم مي‌آيد، ورود روابط ايران و امريكا به مرحله‌اي پيچيده‌تر از گذشته است. نه گزينه نظامي توانسته اهداف اعلامي واشنگتن را محقق كند و نه مسير ديپلماسي هنوز به توافقي پايدار رسيده است. در چنين شرايطي، سرنوشت تنگه هرمز، آينده مذاكرات و نحوه مديريت اختلافات، سه متغير اصلي خواهند بود كه مسير تحولات ماه‌هاي آينده را تعيين مي‌كنند؛ مسيري كه همچنان با ابهام همراه است و نتيجه نهايي آن به تصميمات سياسي دو طرف و ميزان پايبندي آنها به تعهدات و خطوط قرمز اعلام‌شده بستگي خواهد داشت.

در كنار هزينه‌هاي اقتصادي، فضاي سياسي نيز براي واشنگتن پيچيده‌تر شده است. برخي تحليلگران امريكايي معتقدند دولت ترامپ اكنون در وضعيتي قرار گرفته كه نه مي‌تواند به سادگي از فشارها عقب‌نشيني كند و نه ادامه مسير نظامي تضميني براي رسيدن به اهداف اوليه خواهد بود. به همين دليل، از نگاه اين تحليل‌ها، امريكا در شرايطي قرار گرفته كه هر تصميم جديد مي‌تواند هزينه‌هاي بيشتري نسبت به گذشته به همراه داشته باشد. در مقابل، ايران تأكيد كرده كه مسير مذاكره را تنها در صورتي ادامه خواهد داد كه حقوق و منافع ملي كشور به‌طور كامل رعايت شود. مقام‌هاي ايراني بارها اعلام كرده‌اند كه از گفت‌وگو استقبال مي‌كنند، اما اين گفت‌وگو زماني معنا دارد كه همراه با احترام متقابل و پذيرش حقوق ايران باشد. همزمان نيز تصريح كرده‌اند كه در صورت تداوم فشار يا اقدامات نظامي، توان دفاعي كشور همچنان فعال خواهد بود. در نهايت، آنچه امروز بيش از هر چيز به چشم مي‌آيد، ورود روابط ايران و امريكا به مرحله‌اي پيچيده‌تر از گذشته است. نه گزينه نظامي توانسته اهداف اعلامي واشنگتن را محقق كند و نه مسير ديپلماسي هنوز به توافقي پايدار رسيده است. در چنين شرايطي، سرنوشت تنگه هرمز، آينده مذاكرات و نحوه مديريت اختلافات، سه متغير اصلي خواهند بود كه مسير تحولات ماه‌هاي آينده را تعيين مي‌كنند؛ مسيري كه همچنان با ابهام همراه است و نتيجه نهايي آن به تصميمات سياسي دو طرف و ميزان پايبندي آنها به تعهدات و خطوط قرمز اعلام‌شده بستگي خواهد داشت.

بیمه ملت