اعتماد گمشده بازار سرمايه
بازار سرمايه اين روزها بيش از آنكه به گزارشهاي مالي شركتها، نرخ ارز يا متغيرهاي اقتصادي واكنش نشان دهد، اسير اخبار سياسي و امنيتي شده است.
بازار سرمايه اين روزها بيش از آنكه به گزارشهاي مالي شركتها، نرخ ارز يا متغيرهاي اقتصادي واكنش نشان دهد، اسير اخبار سياسي و امنيتي شده است. در چنين شرايطي، افت يا رشد شاخصها ديگر تنها بازتاب عملكرد شركتها نيست، بلكه ميزان نگراني سرمايهگذاران از آينده را نيز به تصوير ميكشد. معاملات روز سهشنبه نيز همين موضوع را نشان داد، بازاري كه اگرچه با افت قابل توجه شاخص كل همراه شد، اما در لايههاي عميقتر آن، نشانههايي از كاهش هيجان فروش نيز قابل مشاهده بود. افت ۴۲ هزار واحدي شاخص كل در نگاه نخست ميتواند نگرانكننده باشد، اما مقايسه آن با كاهش تنها ۰.۲۴ درصدي شاخص هموزن، روايت متفاوتي را ارايه ميدهد. اين اختلاف نشان ميدهد كه فشار فروش عمدتا بر دوش نمادهاي بزرگ و شاخصساز قرار داشته و بسياري از سهمهاي كوچكتر توانستهاند شرايط متعادلتري را تجربه كنند. به بيان ديگر، بازار برخلاف روزهاي بحراني گذشته، ديگر يكدست قرمز نيست و بخشي از معاملهگران در حال بازگشت به برخي صنايع هستند. با اين حال، مهمترين نكته منفي معاملات، ادامه خروج سرمايه حقيقي بود. خروج بيش از ۳ هزار ميليارد تومان پول حقيقي نشان ميدهد كه سرمايهگذاران خرد هنوز نسبت به آينده بازار اطمينان پيدا نكردهاند. در واقع تا زماني كه اين گروه از فعالان بازار ترجيح دهند سرمايه خود را از بورس خارج كنند، نميتوان انتظار شكلگيري يك روند صعودي پايدار را داشت. تجربه سالهاي گذشته نيز نشان داده است كه رشدهاي ماندگار بازار معمولا با ورود نقدينگي تازه و افزايش مشاركت سرمايهگذاران حقيقي همراه بوده است، نه صرفا كاهش فشار فروش. در مقابل، ارزش معاملات خرد كه به بيش از ۲۶ هزار ميليارد تومان رسيد، نكته اميدواركننده معاملات بود. اين رقم بالاتر از ميانگين هفتههاي اخير قرار دارد و نشان ميدهد نقدشوندگي بازار همچنان در سطح مطلوبي قرار دارد. افزايش ارزش معاملات معمولا به معناي فعالتر شدن بازيگران بازار است؛ هر چند هنوز بخش قابل توجهي از اين معاملات در سمت فروش قرار دارد. از سوي ديگر، نزديك بودن تعداد نمادهاي مثبت و منفي نيز نشانهاي است كه نبايد از كنار آن به سادگي عبور كرد. منفي بودن حدود نيمي از نمادها به اين معناست كه برخلاف روزهاي ابتدايي افزايش تنشهاي سياسي، ديگر فروشندگان كنترل كامل بازار را در اختيار ندارند و در برخي گروهها تقاضا در حال تقويت شدن است. اين وضعيت معمولا يكي از نخستين نشانههاي رسيدن بازار به مرحله تعادل محسوب ميشود. اما آنچه همچنان اجازه نميدهد بورس از اين وضعيت خارج شود، تداوم ريسكهاي سياسي است. بازار سرمايه ذاتا از نااطميناني گريزان است و هر چه فضاي تصميمگيري مبهمتر باشد، سرمايهگذاران نيز با احتياط بيشتري عمل خواهند كرد. در شرايط فعلي، اخبار مربوط به تحولات نظامي و امنيتي مهمترين متغير اثرگذار بر رفتار معاملهگران است و تا زماني كه اين ابهامات برطرف نشود، انتظار ورود گسترده نقدينگي به بازار چندان منطقي به نظر نميرسد.
در چنين فضايي، صنايع دفاعيتر مانند دارويي، غذايي، شوينده و بخشي از شركتهاي سيماني همچنان ميتوانند مورد توجه سرمايهگذاران قرار گيرند؛ صنايعي كه معمولا در دورههاي افزايش ريسك، نوسان كمتري نسبت به ساير گروهها دارند. در مقابل، صنايع بزرگ و شاخصسازي مانند پالايشيها، فلزيها و گروههاي اهرمي همچنان نيازمند احتياط بيشتري هستند، زيرا هنوز نشانه روشني از ورود پول هوشمند و آغاز يك روند صعودي قدرتمند در اين نمادها مشاهده نميشود. براي معاملات روزهاي آينده نيز ميتوان سناريوي آغازي محتاطانه را محتملتر دانست. احتمال دارد بازار با فشار فروش كار خود را آغاز كند، اما اگر در ساعات ابتدايي خبر منفي جديدي منتشر نشود، كاهش عرضهها و بازگشت نسبي تقاضا در نيمه دوم معاملات دور از انتظار نخواهد بود. البته تحقق اين سناريو بيش از هر چيز به فضاي خبري و رفتار سرمايهگذاران حقيقي وابسته است.
بازار سهشنبه بيش از آنكه نشانهاي از آغاز يك روند نزولي تازه باشد، تصويري از بازاري بود كه هنوز در جستوجوي اعتماد است. فشار فروش نسبت به روزهاي قبل كاهش يافته، اما سرمايهگذاران هنوز براي خريدهاي پرقدرت قانع نشدهاند. تا زماني كه جريان ورود پول حقيقي به بازار بازنگردد و ريسكهاي سياسي كاهش نيابد، بورس احتمالا در همين محدودههاي نوساني و با رفتاري محتاطانه به مسير خود ادامه خواهد داد. تنها بازگشت اعتماد است كه ميتواند موتور اصلي حركت دوباره بازار سرمايه باشد؛ عنصري كه اين روزها بيش از هر متغير ديگري جاي خالي آن در تالار شيشهاي احساس ميشود.