نسخههاي مجازي، خطرهاي واقعي
در سالهاي اخير، خوددرماني در ايران وارد مرحلهاي تازه و متفاوت شده است؛ مرحلهاي كه برخلاف گذشته، ديگر تنها به توصيه اطرافيان، نسخههاي قديمي، داروهاي باقيمانده در منزل يا جستوجو در موتورهاي جستوجو محدود نميشود. گسترش سريع ابزارهاي مبتني بر هوش مصنوعي و دسترسي آسان ميليونها نفر به چتباتهاي هوشمند، باعث شده اين فناوري به يكي از نخستين مراجعي تبديل شود كه افراد هنگام بروز علائم بيماري به آن مراجعه ميكنند.
گلي ماندگار|
در سالهاي اخير، خوددرماني در ايران وارد مرحلهاي تازه و متفاوت شده است؛ مرحلهاي كه برخلاف گذشته، ديگر تنها به توصيه اطرافيان، نسخههاي قديمي، داروهاي باقيمانده در منزل يا جستوجو در موتورهاي جستوجو محدود نميشود. گسترش سريع ابزارهاي مبتني بر هوش مصنوعي و دسترسي آسان ميليونها نفر به چتباتهاي هوشمند، باعث شده اين فناوري به يكي از نخستين مراجعي تبديل شود كه افراد هنگام بروز علائم بيماري به آن مراجعه ميكنند. امروز كافي است فردي علائمي مانند تب، سردرد، گلودرد، درد قفسه سينه، دلدرد يا سرفه را در يك سامانه هوش مصنوعي وارد كند تا در عرض چند ثانيه با فهرستي از احتمالهاي تشخيصي، توصيههاي مراقبتي و گاهي حتي پيشنهادهاي دارويي روبرو شود. همين سرعت، سهولت دسترسي و رايگان بودن اين ابزارها سبب شده برخي كاربران، آنها را جايگزين مراجعه به پزشك كنند. اين روند در شرايطي رخ ميدهد كه همزمان فشارهاي اقتصادي، افزايش هزينههاي ويزيت، آزمايشهاي تشخيصي، تصويربرداري، دارو و كاهش قدرت خريد خانوارها، بسياري از افراد را به سمت انتخاب راهكارهاي كمهزينهتر سوق داده است. براي بخشي از جامعه، پرسيدن سوال از يك چتبات هوش مصنوعي به مراتب آسانتر و ارزانتر از مراجعه به مطب پزشك است؛ موضوعي كه اگرچه از منظر دسترسي به اطلاعات قابل توجه است، اما ميتواند پيامدهاي نگرانكنندهاي براي سلامت عمومي به همراه داشته باشد. كارشناسان حوزه سلامت تأكيد ميكنند كه هوش مصنوعي ظرفيت بالايي در آموزش سلامت، افزايش آگاهي عمومي و راهنمايي اوليه كاربران دارد، اما اين فناوري براي تشخيص قطعي بيماري يا تجويز درمان طراحي نشده است. هوش مصنوعي نميتواند بيمار را معاينه كند، علائم حياتي او را بسنجد، سوابق پزشكي، بيماريهاي زمينهاي، نتايج آزمايشها يا شرايط جسمي و رواني فرد را همانند يك پزشك ارزيابي كند. به همين دليل، پاسخهاي آن هرچند ممكن است از نظر علمي مفيد و قابل استناد باشند، اما همواره بر پايه اطلاعاتي است كه خود كاربر ارايه ميدهد و نميتوانند جايگزين قضاوت باليني پزشك شوند. با اين حال، گزارشهاي غيررسمي و مشاهدات پزشكان نشان ميدهد شمار افرادي كه پيش از مراجعه به مراكز درماني، از هوش مصنوعي براي تشخيص بيماري يا انتخاب دارو كمك ميگيرند، رو به افزايش است. برخي بيماران حتي بر اساس پاسخ اين سامانهها مصرف دارو را آغاز ميكنند، دوز داروهاي خود را تغيير ميدهند، درمان تجويزشده را قطع ميكنند يا مراجعه به پزشك را به تعويق مياندازند؛ تصميمهايي كه در برخي موارد ميتواند به پيشرفت بيماري، بروز عوارض جبرانناپذير و افزايش هزينههاي درمان منجر شود.
فشار اقتصادي؛ عاملي كه مردم را به سمت هوش مصنوعي سوق داده است
افزايش هزينه ويزيت پزشكان، آزمايشهاي تشخيصي، تصويربرداري، دارو و حتي هزينه رفتوآمد به مراكز درماني باعث شده برخي خانوادهها مراجعه به پزشك را به تعويق بيندازند. در چنين شرايطي، استفاده از هوش مصنوعي رايگان يا كمهزينه براي بسياري از افراد به گزينهاي جذاب تبديل شده است. آنها تصور ميكنند با توصيف علائم خود ميتوانند تشخيص دقيقي دريافت كنند، در حالي كه بسياري از بيماريها علائم مشترك دارند و تنها با معاينه، آزمايش و بررسي سوابق پزشكي قابل تشخيص هستند. متخصصان هشدار ميدهند اين صرفهجويي ظاهري، در بسياري از موارد موجب پيشرفت بيماري، تأخير در درمان و افزايش چندبرابري هزينههاي درماني ميشود.
تشخيص اشتباه؛ خطري كه ديده نميشود
هوش مصنوعي بر اساس اطلاعاتي كه كاربر وارد ميكند پاسخ ميدهد. اگر علائم ناقص، نادرست يا گمراهكننده باشند، نتيجه نيز ميتواند نادرست باشد. براي مثال، درد قفسه سينه ممكن است ناشي از استرس، مشكلات عضلاني، بيماريهاي ريوي يا حتي سكته قلبي باشد. تب و بدندرد نيز ميتواند از يك سرماخوردگي ساده تا بيماريهايي مانند تب دنگي، آنفلوآنزا يا عفونتهاي خطرناك را شامل شود. به همين دليل پزشكان تأكيد ميكنند هيچ سامانه هوش مصنوعي بدون معاينه نميتواند جايگزين قضاوت باليني پزشك شود.
همهگيري خوددرماني ديجيتال بحراني كه آرام شكل ميگيرد
دكتر فرامرز شيخي، متخصص بيماريهاي عفوني، درباره پيامدهاي گسترش خوددرماني مبتني بر هوش مصنوعي به تعادل ميگويد: ما وارد دورهاي شدهايم كه بسياري از بيماران پيش از مراجعه به پزشك، ابتدا از هوش مصنوعي سوال ميكنند. اصل استفاده از اين فناوري براي افزايش آگاهي اشكالي ندارد، اما مشكل از جايي آغاز ميشود كه پاسخ يك سامانه هوشمند به عنوان تشخيص قطعي يا نسخه درماني تلقي شود. هوش مصنوعي بيمار را معاينه نميكند، صداي ريه را نميشنود، علائم حياتي را اندازهگيري نميكند و نميتواند تمام شرايط فرد را مانند پزشك ارزيابي كند. او ادامه ميدهد: در بيماريهاي عفوني، تشخيص زودهنگام اهميت حياتي دارد. ممكن است فردي تب، سردرد و بدندرد داشته باشد و هوش مصنوعي بر اساس اطلاعات محدود، احتمال يك بيماري ويروسي خفيف را مطرح كند، در حالي كه بيمار در مراحل اوليه بيماري خطرناكي قرار داشته باشد. اگر فرد به همين پاسخ اكتفا كند، فرصت طلايي درمان از بين ميرود. اين متخصص بيماريهاي عفوني اضافه ميكند: نگراني ديگر، توصيههاي دارويي است. برخي كاربران از هوش مصنوعي ميخواهند نام دارو يا مقدار مصرف آن را مشخص كند. اگر اين توصيهها بدون نظر پزشك اجرا شوند، احتمال بروز تداخل دارويي، حساسيت، آسيب كبدي و كليوي يا مصرف نادرست آنتيبيوتيكها افزايش پيدا ميكند. اين مساله نه تنها سلامت فرد، بلكه سلامت عمومي جامعه را نيز تهديد ميكند، زيرا مصرف بيرويه داروها به افزايش مقاومت ميكروبي منجر ميشود.
هوش مصنوعي نبايد به عنوان پزشك جايگزين شود
دكتر شيخي در پايان تاكيد ميكند: هوش مصنوعي ميتواند به مردم يادآوري كند كه چه زماني مراجعه فوري به پزشك ضروري است يا اطلاعات آموزشي معتبر ارايه دهد، اما نبايد به عنوان پزشك جايگزين مورد استفاده قرار گيرد. استفاده مسوولانه از اين فناوري، تفاوت زيادي با خوددرماني ديجيتال دارد.
گراني درمان، خوددرماني ديجيتال را تشديد كرده است
عارفه تكلو، كارشناس اقتصاد درمان نيز در اين رابطه به «تعادل» ميگويد: اقتصادي نقش مهمي در افزايش استفاده از هوش مصنوعي براي خوددرماني دارد. وقتي هزينه ويزيت، آزمايش، تصويربرداري و دارو براي بخشي از جامعه سنگين ميشود، طبيعي است كه افراد به دنبال راهكارهاي ارزانتر باشند. امروز هوش مصنوعي براي بسياري از مردم به نخستين مرجع پرسشهاي پزشكي تبديل شده است، زيرا رايگان، در دسترس و سريع است. اما نبايد فراموش كنيم كه سرعت و ارزاني هميشه به معناي دقت و ايمني نيست. او ادامه ميدهد: بخش قابل توجهي از مردم تصور ميكنند اگر يك سامانه هوش مصنوعي پاسخ علمي ارايه ميدهد، پس ميتواند جاي پزشك را بگيرد، در حالي كه اين فناوري فقط بر اساس اطلاعات موجود تحليل ميكند و از وضعيت واقعي بيمار اطلاع ندارد. اگر دسترسي اقتصادي به خدمات درماني بهبود پيدا نكند، احتمال افزايش خوددرماني ديجيتال نيز بيشتر خواهد شد. كارشناس اقتصاد درمان تاكيد ميكند: يكي از پيامدهاي نگرانكننده اين روند، مراجعه ديرهنگام بيماران است. بسياري از افراد چند روز يا حتي چند هفته بر اساس توصيههاي اينترنتي يا پاسخ هوش مصنوعي درمان را به تعويق مياندازند و زماني به پزشك مراجعه ميكنند كه بيماري پيشرفت كرده است. در چنين شرايطي، هزينه درمان چند برابر خواهد شد و احتمال بروز عوارض نيز افزايش مييابد.
هوش مصنوعي يك ابزار كمكي است نه پزشك
تكلو با اشاره به ضرورت آموزش عمومي ميگويد: جامعه بايد بداند هوش مصنوعي يك ابزار كمكي است، نه پزشك. همانطور كه هيچكس تنها با خواندن كتاب پزشكي اقدام به جراحي نميكند، نبايد صرفاً بر اساس پاسخ يك چتبات نيز درباره مصرف دارو يا تشخيص بيماري تصميم گرفت. افزايش سواد سلامت و سواد ديجيتال بايد همزمان در دستور كار قرار گيرد. او ميافزايد: بهترين استفاده از هوش مصنوعي، افزايش آگاهي عمومي، آموزش سبك زندگي سالم، شناخت علائم هشداردهنده و كمك به درك بهتر توصيههاي پزشكي است. اما تصميمگيري درباره تشخيص بيماري، تجويز دارو، تغيير درمان يا قطع دارو بايد همچنان بر عهده پزشك باشد. تكلو در پايان تاكيد ميكند: همچنين كاربران بايد بدانند كه پاسخهاي هوش مصنوعي بر اساس اطلاعاتي است كه خودشان وارد ميكنند و اين ابزارها از معاينه فيزيكي، مشاهده علائم باليني، نتايج آزمايشگاهي و سوابق كامل پزشكي فرد برخوردار نيستند .
راهكارهاي كاهش خوددرماني ديجيتال
كارشناسان براي كنترل اين روند، توسعه آموزش عمومي درباره استفاده صحيح از هوش مصنوعي، كاهش هزينه دسترسي به خدمات درماني، تقويت پوشش بيمهها، افزايش سواد سلامت، نظارت بر محتواي پزشكي منتشرشده در فضاي مجازي و اطلاعرساني درباره محدوديتهاي هوش مصنوعي را ضروري ميدانند.
به اعتقاد آنان، اگر مردم بدانند هوش مصنوعي تنها يك ابزار راهنماست و نه جايگزين پزشك، از بسياري از تصميمهاي درماني پرخطر جلوگيري خواهد شد.
فناوري بايد مكمل پزشكي باشد نه جايگزين آن
هوش مصنوعي بدون ترديد يكي از مهمترين فناوريهاي عصر حاضر است و ميتواند خدمات ارزشمندي به نظام سلامت ارايه كند، اما استفاده نادرست از آن براي خوددرماني، بهويژه در شرايطي كه فشارهاي اقتصادي مردم را از مراجعه به پزشك بازميدارد، ميتواند به بحراني تازه در حوزه سلامت تبديل شود. كارشناسان تأكيد ميكنند آينده پزشكي در همكاري پزشك و فناوري رقم خواهد خورد، نه در حذف پزشك. بنابراين آگاهي عمومي، دسترسي عادلانه به خدمات درماني و استفاده مسوولانه از هوش مصنوعي، سه ضلع اصلي پيشگيري از گسترش خوددرماني ديجيتال در جامعه هستند.