تهران در انتظار زلزلهاي شبيه ونزوئلا؟
انتشار تصاوير فروريختن برجها و ساختمانهاي بلند در پي زمينلرزههاي ۷.۲ و ۷.۵ ريشتري ونزوئلا، بار ديگر اين پرسش را در افكار عمومي ايران زنده كرده است؛
انتشار تصاوير فروريختن برجها و ساختمانهاي بلند در پي زمينلرزههاي ۷.۲ و ۷.۵ ريشتري ونزوئلا، بار ديگر اين پرسش را در افكار عمومي ايران زنده كرده است؛ اگر زلزلهاي با همين بزرگي در تهران رخ دهد، چه بر سر پايتخت خواهد آمد؟ آيا تهران ممكن است سرنوشتي مشابه كاراكاس پيدا كند يا شرايط زمينشناسي و ساختوساز در ايران تفاوتهاي اساسي با ونزوئلا دارد؟ آنچه نگرانيها را تشديد كرده، فقط احتمال وقوع يك زلزله بزرگ نيست؛ بلكه كيفيت ساختمانهايي است كه ميليونها شهروند هر روز در آنها زندگي و كار ميكنند. هشدارهاي تازه رييس بخش زلزله مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي نشان ميدهد كه اگرچه تهران از نظر ويژگيهاي زمينشناسي با ونزوئلا قابل مقايسه نيست، اما ضعف نظارت، افت كيفيت ساختوساز و گسترش ساختمانهاي بتني ميتواند در صورت وقوع يك زلزله شديد، خساراتي سنگين و حتي فاجعهبار رقم بزند.
ونزوئلا و تهران؛ دو شهر، دو زمين متفاوت
علي بيتالهي، رييس بخش زلزله مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي، معتقد است نخستين اشتباه در تحليل اين حادثه، مقايسه مستقيم تهران با كاراكاس است. او توضيح ميدهد: از نظر نوع زلزله، عاملي كه در ونزوئلا موجب تشديد خسارت ساختمانهاي بلندمرتبه شده، احداث اين ساختمانها در نوار ساحلي جنوب درياي كاراييب است. به گفته او، ويژگي خاك اين مناطق، عامل اصلي تشديد خسارت بوده است؛ نه صرفاً بزرگي زمينلرزه. بيتالهي ميگويد: زمينهاي اين منطقه به دليل برخورداري از خاكهاي نرم، حتي در زلزلههايي كه در فاصله دور رخ ميدهند نيز باعث تقويت تكانها و افزايش جابهجايي ساختمانهاي بلندمرتبه ميشوند، در حالي كه ساختمانهاي كوتاهمرتبه معمولاً آسيب چنداني نميبينند. به بيان ديگر، خاك نرم مانند يك تقويتكننده طبيعي عمل ميكند و انرژي امواج لرزهاي را براي ساختمانهاي مرتفع افزايش ميدهد؛ پديدهاي كه در بسياري از زلزلههاي بزرگ جهان مشاهده شده است.
چرا برجها بيشتر آسيب ميبينند؟
رييس بخش زلزله مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي درباره رفتار امواج لرزهاي توضيح ميدهد: امواج زلزله در فواصل دور داراي پريود بلند هستند؛ يعني نوسانات طولانيتري دارند، اما ارتعاشات سريع و ناگهاني عمدتاً در محدوده نزديك به كانون زلزله رخ ميدهد. اگر خاك منطقه از نوع ساحلي و نرم باشد، حتي زلزلههاي دوردست نيز ميتوانند براي ساختمانهاي بلندمرتبه بسيار خطرناك باشند. اين موضوع توضيح ميدهد كه چرا گاهي ساختمانهاي مرتفع در فاصله زياد از كانون زلزله دچار آسيب جدي ميشوند، در حالي كه ساختمانهاي كوتاهتر در همان منطقه خسارت چنداني نميبينند.
فاصله از كانون زلزله عامل مهمي كه نبايد فراموش شود
يكي ديگر از نكات مهمي كه بيتالهي بر آن تأكيد ميكند، فاصله شهرها از كانون زمينلرزه است. او ميگويد: تصاويري كه از شهر كاراكاس منتشر شده مربوط به شهري است كه حدود ۱۸۵ كيلومتر با كانون زلزله فاصله دارد، در حالي كه براساس مدلها و روابط موجود، عمده انرژي مخرب زلزله تا حدود ۱۰۰ كيلومتري كانون فعال است. پس از آن، هرچند مردم ممكن است ارتعاش زلزله را احساس كنند، اما بهطور معمول تخريب و فروريختن ساختمانها قابل انتظار نيست، چراكه انرژي لرزهاي به تدريج مستهلك ميشود. به گفته اين پژوهشگر، كاهش انرژي لرزهاي با افزايش فاصله، يك اصل شناختهشده در مهندسي زلزله است؛ اما شرايط خاك ميتواند اين معادله را تغيير دهد.
تجربه كرمانشاه لرزش در تهران، تخريب در غرب كشور
بيتالهي براي روشنتر شدن موضوع، به تجربه زلزله كرمانشاه اشاره ميكند. او ميگويد: در زلزله كرمانشاه، مردم در برخي نقاط تهران نيز ارتعاشات را احساس كردند، اما حتي در بسياري از شهرهاي مجاور استان كرمانشاه نيز خسارت قابل توجهي رخ نداد، چراكه انرژي مخرب زلزله با افزايش فاصله كاهش پيدا ميكند. با اين حال، در مناطق ساحلي با خاك نرم، بهويژه براي ساختمانهاي بلندمرتبه، امواج با پريود بلند ميتوانند باعث تشديد نوسانات و افزايش خسارت شوند. اين تجربه نشان ميدهد كه احساس شدن زلزله الزاماً به معناي تخريب نيست؛ اما كيفيت خاك و نوع ساختمانها ميتواند نتيجه را كاملاً تغيير دهد.
تجربه جهان؛ از نپال تا ژاپن و مكزيك
رييس بخش زلزله مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي براي تأييد اين موضوع، به نمونههاي جهاني اشاره ميكند. او ميگويد: اين موضوع در زلزله نپال نيز مشاهده شد؛ بهگونهاي كه در بانكوك و در فاصله حدود هزار كيلومتري از كانون زلزله، يك برج فروريخت. همچنين در برخي زلزلههاي ژاپن، ساختمانهاي مرتفع ساحلي دچار انحراف شدند و در زلزله مكزيك نيز در فواصل دور، ساختمانهاي قديمي كوتاهمرتبه سالم ماندند، اما برخي ساختمانهاي بلند مرتبه نوساز فرو ريختند .
تهران شبيه كاراكاس نيست؛ اما...
با وجود همه اين توضيحات، بيتالهي تأكيد ميكند كه تهران از نظر زمينشناسي شرايط متفاوتي دارد. او ميگويد: از اين منظر، شرايط تهران مشابه كاراكاس و ديگر شهرهاي ساحلي ونزوئلا نيست و اگر قرار باشد مقايسهاي انجام شود، ساختوسازهاي ساحل جنوبي درياي مازندران به دليل ويژگيهاي مشابه خاك، قابل مقايسهتر هستند. جنس خاك و زمين، عامل اصلي تأثيرگذاري بر رفتار ساختمانهاي مرتفع است.اما همين جمله، پايان ماجرا نيست.
هشدار اصلي؛ كيفيت ساختوساز در تهران
شايد مهمترين بخش سخنان رييس بخش زلزله، نه درباره خاك، بلكه درباره كيفيت ساختمانهاي تهران باشد. او هشدار ميدهد: كيفيت ساختوساز در تهران موضوعي جداگانه است و ضعفهاي خاص خود را دارد كه ارتباطي با شرايط زمينشناسي ونزوئلا ندارد. با اين حال، اگر در تهران يا اطراف آن زلزلهاي با بزرگي حدود ۷.۵ ريشتر رخ دهد، بدون ترديد خسارات سنگيني به همراه خواهد داشت؛ چراكه تعداد زيادي ساختمان ناايمن وجود دارد و حتي برخي ساختمانهاي نوساز نيز به دليل ضعف نظارت ميداني، نگاههاي سوداگرانه و كاهش كيفيت مصالح، آسيبپذير هستند. اين جمله، در واقع نقدي صريح به وضعيت ساختوساز در كشور است؛ جايي كه سودآوري، كاهش هزينهها و ضعف نظارت ميتواند ايمني شهروندان را تحت تأثير قرار دهد.
غلبه بتن؛ تغيير چهره ساختوساز ايران
يكي ديگر از هشدارهاي مهم بيتالهي، تغيير الگوي ساختوساز در ايران است.او ميگويد: نكته مهم ديگري كه در تصاوير زلزله ونزوئلا مشاهده ميشود و ايران نيز به همان سمت در حركت است، غلبه ساختمانهاي بتني است. در تصاوير منتشرشده از ريزش برجها و ساختمان، تقريباً ساختمانهاي فولادي ديده نميشود و بيشتر سازهها داراي اسكلت بتني هستند. به گفته او، اين روند طي سه دهه گذشته در ايران نيز شدت گرفته است.رييس بخش زلزله مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي توضيح ميدهد: اين رويكرد در ايران نيز در سالهاي اخير گسترش يافته است. در گذشته سهم ساختمانهاي فولادي بسيار بيشتر از ساختمانهاي بتني بود، اما اكنون روند برعكس شده و عمده ساختوسازهاي كشور با اسكلت بتني انجام ميشود. در اوايل دهه ۷۰، حدود ۹۰ درصد ساختمانها داراي اسكلت فولادي بودند، اما اكنون نسبت ساختمانهاي بتني به شكل قابل توجهي افزايش يافته و در بسياري از پروژههاي در حال ساخت، از هر ۱۰ ساختمان، ۹ مورد با اسكلت بتني اجرا ميشوند؛ موضوعي كه در سطح شهرها نيز بهخوبي قابل مشاهده است.
چرا سازندگان به سمت بتن رفتهاند؟
بيتالهي ميگويد: يكي از دلايل اصلي، نحوه تأمين منابع مالي پروژههاست. ساختمانهاي بتني به صورت مرحلهاي اجرا ميشوند و اين امكان را به سازنده ميدهند كه هزينهها را تدريجي تأمين كند، در حالي كه در ساختمانهاي اسكلت فلزي، بخش عمده هزينه اسكلت بايد در ابتداي كار پرداخت شود. به نظر ميرسد اين مساله از مهمترين دلايل گرايش به ساخت ساختمانهاي بتني در ايران باشد. به عبارت ديگر، اقتصاد ساختوساز، بيش از ملاحظات فني، مسير بازار مسكن را تعيين كرده است. او ميگويد: اگر ضوابط و استانداردهاي فني در هر دو نوع سازه بهطور كامل رعايت شود، عملكرد آنها در برابر زلزله تفاوتي نخواهد داشت، اما يك نكته بسيار مهم وجود دارد و آن نقش عوامل انساني در كيفيت بتن است.به همين دليل، مساله اصلي نه نوع سازه، بلكه كيفيت اجرا و ميزان نظارت است.
خطر خاموشي كه ديده نميشود
در پايان، رييس بخش زلزله مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي بار ديگر بر يك نكته كليدي تأكيد ميكند: كيفيت بتن از اهميت بسيار بالايي برخوردار است و توليد و اجراي آن نيازمند نظارت بسيار دقيق و جدي است.
اين هشدار، شايد مهمترين پيام ماجراي ونزوئلا براي ايران باشد. مساله فقط وقوع يا عدم وقوع يك زلزله بزرگ نيست؛ بلكه ميزان آمادگي شهري است كه ميليونها نفر در آن زندگي ميكنند. اگر نظارت بر ساختوساز، كيفيت مصالح و اجراي دقيق مقررات فني جدي گرفته نشود، هر زلزله بزرگ ميتواند ضعفهايي را آشكار كند كه سالها زير ظاهر ساختمانهاي نوساز پنهان ماندهاند. آنچه تهران را تهديد ميكند، صرفاً گسلهاي فعال نيست؛ بلكه خطر خاموش سازههايي است كه ممكن است در ظاهر مقاوم باشند، اما در عمل، تابآوري لازم را نداشته باشند.