بورس در عصر جديد قيمتگذاري ريسك/ بخش2
در ادامه يادداشت روز اخير بايد نوشت كه يكي ديگر از عوامل مهم در ميزان اثرگذاري ريسكها، وضعيت نقدينگي بازار است. يك عامل بيروني در شرايطي كه بازار با خروج منابع، كاهش اعتماد و ضعف تقاضا مواجه است، ميتواند اثر بيشتري بر قيمتها بگذارد.
در ادامه يادداشت روز اخير بايد نوشت كه يكي ديگر از عوامل مهم در ميزان اثرگذاري ريسكها، وضعيت نقدينگي بازار است. يك عامل بيروني در شرايطي كه بازار با خروج منابع، كاهش اعتماد و ضعف تقاضا مواجه است، ميتواند اثر بيشتري بر قيمتها بگذارد.
در مقابل، زماني كه جريان نقدينگي به بازار بازميگردد و سرمايهگذاران چشمانداز مناسبي براي ارزشگذاري سهام مشاهده ميكنند، همان عامل ممكن است اثر محدودتري داشته باشد. به همين دليل، براي تحليل رفتار بازار نميتوان تنها به سطح ريسكها نگاه كرد، بلكه بايد همزمان وضعيت نقدينگي، ارزش معاملات و انتظارات سرمايهگذاران را نيز بررسي كرد. كاهش حساسيت بازار به برخي اخبار به معناي حذف ريسك نيست.ريسك ژئوپليتيك همچنان يكي از متغيرهاي مهم در فضاي سرمايهگذاري محسوب ميشود، اما نحوه انتقال آن به بازار اهميت بيشتري پيدا كرده است.
اگر اين ريسك بتواند بر فعاليت واقعي شركتها، تجارت، هزينههاي توليد، جريان درآمدي يا چشمانداز اقتصاد كلان اثر بگذارد، طبيعتا واكنش بازار نيز متفاوت خواهد بود.بنابراين مساله اصلي، وجود يا عدم وجود ريسك نيست، بلكه ميزان توانايي آن در تغيير متغيرهاي بنيادي اقتصاد است. رفتار اخير بورس تهران نشان ميدهد كه بازار در حال تجربه تغيير در شيوه قيمتگذاري ريسك است.سرمايهگذاران بيش از گذشته ميان «خبر» و «اثر اقتصادي خبر» تفاوت قائل ميشوند و تصميمهاي خود را بر اساس ميزان اثرگذاري واقعي عوامل بيروني بر ارزش شركتها تنظيم ميكنند. شايد مهمترين پيام رفتار فعلي بازار اين باشد كه در اقتصادهاي پيچيده، هيچ ريسكي به صورت مستقل عمل نميكند. اثر نهايي هر عامل به مسير انتقال آن از محيط بيروني به متغيرهاي بنيادي شركتها بستگي دارد.از اين منظر، تحليل آينده بورس تهران نيازمند عبور از نگاه سادهانگارانه «خبر مثبت يا منفي» است. بازار امروز بيش از آنكه به خود اتفاقات واكنش نشان دهد، به اين سوال پاسخ ميدهد كه اين اتفاقات چه تغييري در واقعيت اقتصادي ايجاد خواهند كرد.در شرايط كنوني اثر پيامدهاي تحولات ژئوپليتيك بر بازار سرمايه را بايد از مسير «انتظارات» و «متغيرهاي اقتصادي» بررسي كرد. در مرحله اول، افزايش نااطميناني معمولا باعث افزايش صرف ريسك سرمايهگذاري و احتياط معاملهگران ميشود، اما واكنش بازار به ميزان و تداوم اين نااطميناني بستگي دارد. در شرايط فعلي، به نظر ميرسد بازار بيش از آنكه به خود خبر واكنش نشان دهد، به پيامدهاي اقتصادي آن توجه ميكند. يعني پرسش اصلي سرمايهگذاران اين نيست كه يك اتفاق بيروني رخ داده، بلكه اين است كه آيا اين اتفاق ميتواند بر سودآوري شركتها، نرخ ارز، جريان نقدينگي، هزينه تامين مالي و ارزشگذاري سهام اثر پايدار بگذارد يا خير. بنابراين تا زماني كه اين عوامل بنيادي تغيير محسوسي نكنند، ممكن است واكنش بورس محدودتر از انتظارات اوليه باشد. البته اگر افزايش نااطميناني به تغيير در متغيرهاي اقتصادي منجر شود، طبيعتا اثر آن بر بازار نيز پررنگتر خواهد شد.