دریاچه ارومیه، ارزشی اقتصادی یا مسالهای ملی؟!
اجرای پروژه 15میلیاردی بدون اثربخشی مشخص
ترغیب مردم به دیمکاری دریاچه را نجات میدهد
گروه اقتصاد اجتماعی هادی آذری
خشک شدن دریاچه ارومیه آنقدر مهم بود که نخستین مصوبه دولت تدبیر و امید را به خود اختصاص دهد. حسن روحانی در شعارهای انتخاباتیاش در سال 92 که نهایتا او را روانه پاستور کرد، از احیای دریاچه ارومیه گفته بود. در همین راستا ستاد احیای دریاچه ارومیه در تاریخ 2/11/1392 با 6 کمیته تخصصی از جمله کمیته منابع، مصارف آب و اقلیم، کمیته محیطزیست، کمیته زمینشناسی، کمیته اقتصادی، کمیته اجتماعی و فرهنگی و کمیته تلفیق تشکیل و متعاقبا اسحاق جهانگیری، معاون اول رییسجمهور، به عنوان رییس ستاد احیای دریاچه ارومیه و عیسی کلانتری به عنوان دبیر و مجری ستاد منصوب شدند. این ستاد در حالی آغاز به کار کرد که ارتفاع آب دریاچه ارومیه با ارتفاع 1270.62متر در نزدیکی کمترین تراز ثبت شده خود یعنی 1270.04متر قرار داشت. این در حالی است که بیشترین تراز ثبتشده با 1277.68متر متعلق به سال 1374 بوده و تراز اکولوژیک دریاچه 1274.10 است. اقدامات متعددی از سوی ستاد احیای دریاچه ارومیه در دو سالی که از آغاز به کار آن میگذرد، صورت گرفته است؛ از توقف پروژههای سدسازی و جلوگیری از حفر چاههای غیرمجاز گرفته تا اتصال رودخانهها برای آبرسانی و ترغیب مردم
به توقف فعالیتهای کشاورزی از طریق طرحهایی چون «نکاشت». این در حالی است که طبق گفته کارشناسان بیشترین میزان مصرف آب در استان در بخش کشاورزی صورت میگیرد که این رقم چیزی حدود ۹۰درصد کل مصارف بخش آب را شامل میشود. با این حال، هرچند اقدامات ستاد احیای دریاچه ارومیه در عمر دوساله خود شاید نتوانسته باشد به افزایش سطح آب این دریاچه بیانجامد اما با نگاهی منصفانه باید گفت که در بدترین حالت، موفق به توقف روند کاهش سطح آب دریاچه شده است به صورتی که در زمان نگارش این گزارش، سطح آب دریاچه 0.51متر بیشتر از کمترین میزان آن گزارش شده است. علاوه بر این، این گزارش در حالی تدوین میشود که مدتی پیش وزارت نیرو از تخصیص حقابه 2میلیارد و 600میلیون متر مکعبی به دریاچه ارومیه خبر داده بود. همچنین طبق اعلام مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب آذربایجان شرقی، طی سه سال آتی بیش از 150میلیون متر مکعب پساب تصفیه شده به دریاچه ارومیه انتقال داده خواهد شد. از این گذشته کشف دو میکرو ارگانیسم جدید در دریاچه ارومیه که مرکز ذخایر ژنتیکی و زیستی ایران از آن خبر داده بود، نشانهیی است از حیات این دریاچه. با این حال، با وجود اقدامات و دستاوردهای ستاد
احیای دریاچه، انتقاداتی نیز به این ستاد وارد آمده است. گذشته از اظهارنظر افرادی چون پروفسور کردوانی که اساسا روند احیاء را بینتیجه دانسته و خشک شدن این دریاچه را اجتنابناپذیر میداند، در همین رابطه میتوان به انتقاد رییس دانشگاه ارومیه از بیتوجهی به ظرفیت و پتانسیل این دانشگاه در روند احیای دریاچه ارومیه اشاره کرد. علاوه بر این، پروژه اتصال دو رودخانه سیمینهرود و زرینهرود در حالی اجرایی شد که به نظر بسیاری کارشناسان ازجمله مجتبی نوری در خصوص اثربخشی این طرح ابهامات زیادی وجود دارد.
اتصال 2رودخانه بدون اثربخشی مشخص
در همین رابطه از دکتر مجتبی نوری که دکترای خود را در رشته مهندسی آب از دانشگاه تربیتمدرس دریافت کرده و در حال حاضر به عنوان مجری طرح تحقیقات کاربردی در شرکت مدیریت منابع ایران فعالیت دارد، در رابطه با اقدامات صورت گرفته از سوی ستاد احیای دریاچه ارومیه میپرسم و او در پاسخ با اشاره به اینکه از ابتدای مطرح شدن بحث احیای دریاچه ارومیه قرار بود از نظر تمام متخصصین استفاده شود، میگوید: «در حال حاضر شاهد آن هستیم که نه تنها از ظرفیتهای بینالمللی بلکه از پتانسیلهای داخلی نیز در بحث احیای دریاچه بهره گرفته نمیشود.» وی با گلایه از اینکه از توانمندیهای متخصصان، اساتید و پژوهشگران حوزه مدیریت و مهندسی آب استفاده نمیشود، در خصوص اتصال دو رودخانه زرینهرود به سیمینهرود در راستای احیای دریاچه ارومیه میگوید: «نتایج پژوهش و مدلسازی درخصوص این اقدام توسط دانشگاه تربیتمدرس نشان میدهد که این اقدام تاثیری در احیای دریاچه ارومیه ندارد.» وی عدم بهرهگیری از این پژوهش و نظر کارشناسان دیگر را زمینهساز اجرای عجولانه این پروژه دانسته و با اشاره به اینکه هیچ متخصص مهندسی رودخانهیی در خصوص این تصمیمگیری وجود نداشته و
میگوید: «این نگرانی وجود دارد که اگر دریاچه احیاء نشود، این دو رودخانه را نیز تخریب کرده باشیم.» مجری طرح تحقیقات کاربردی شرکت مدیریت منابع ایران با اشاره به اینکه بدون مطالعه و پژوهش کافی این طرح انجام شده است، خاطرنشان میکند: «با صرف 10 تا 15میلیارد تومان اعتبار نسبت به اتصال دو دریاچه مهم در حوزه آبریز دریاچه ارومیه اقدام شده است در حالی که بخشی آن مشخص نیست.» مجتبی نوری در انتقادی که به این طرح میکند، تنها نیست. در همین رابطه مسعود باقرزراده، معاون امور تالابهای سازمان محیطزیست نبز از مخالفت سازمان محیطزیست با اتصال این دو رودخانه به علت مشخص نبودن اثربخشی و نتایح آن میگوید.
جای خالی مطالعات اجتماعی در ستاد احیا
انتقادات مجتبی نوری به همین جا ختم نمیشود. او که از منظر متفاوتی به روند احیای دریاچه مینگرد، میگوید: «کاش ستاد احیای دریاچه ارومیه اعلام کند که چه تعداد کارشناس و متخصص اجتماعی در تیم اجتماعی دریاچه ارومیه وجود دارد.» او با اشاره به اینکه به استثنا یکی، دو نفر، شاهد ترکیبی خوبی در این زمینه نیستیم، از عدم موفقیت طرح «نکاشت» به علت فقدان نیروی متخصص کافی و مشغله نیروهای متخصص میگوید که به لحاظ اجتماعی طرح مردودی بود و در مرحله اجرا نیز با مشکلات زیادی مواجه شد. وی در همین رابطه میگوید: «اجرای این پروژه از نقطهیی که بهلحاظ اجتماعی بسیار دشوار و پیچیده است، نشان میدهد که از حوزه شناخت کافی وجود نداشته است. معمولا در نقاطی که با مباحث و مسائل اجتماعی درگیر است، کار را از نقاطی شروع میکنند که همراهی اجتماعی بالایی داشته باشد و در ادامه به نقاط دیگر توسعه مییابد.» وی با اشاره به اهمیت مشارکت مردم محلی در این پروژه از نیاز به وجود حداقل 10متخصص اجتماعی با رویکردهای مختلف در تیم احیاء خبر داده و میگوید: «استفاده از خرد جمعی در بحث احیای دریاچه ارومیه محقق نشد که این بزرگترین ضعف ستاد احیای دریاچه
ارومیه محسوب میشود.» با این حال باقرزاده در این خصوص نظر متفاوتی دارد. وی در خصوص این پرسش که گفته میشود از تمامی ظرفیتهای داخلی برای برنامهریزی و تصمیمگیری در خصوص احیای دریاچه ارومیه استفاده نشده است، این انتقاد را غیرمنطقی و غیرمنصافه عنوان کرده و از توجه به تمامی نظرات و طرحهای ارائه شده به این ستاد خبر داده و به «تعادل» میگوید:«حتی طرحی در رابطه با انتقال آب از دریای عمان به دریاچه ارومیه داشتیم که اجازه دادیم گزارش آن نیز ارائه شود.»
مردم باید در تصمیمسازیها
دخالت داده شوند
نوری در ادامه سخنان خود با بیان اینکه در ستاد بر تمرکز و تاکید بیشتر بر مباحث فنی است، در بحث مسائل اجتماعی نیز مشکل اساسی را در این میبیند که تصمیمات در ستاد اتخاذ شده و سپس متخصصین اجتماعی برای تسهیل اجرای این تصمیمات بهکار گرفته میشوند. او در همین رابطه میگوید: «این در حالی است که در مسائل اجتماعی، تصمیمات باید از پایین به بالا گرفته شوند یعنی مردم بومی که در حوزه آبریز زندگی میکنند نیز باید در تصمیمگیریها و تصمیمسازیها دخالت داده شوند.» از نظر مجری طرح تحقیقات آب کاربردی، اگر مردم در تصمیمگیریها سهیم نباشند، با تصمیمات اتخاذ شده همراهی نخواهند داشت. وی با اشاره به این در تمام دنیا رسم بر این است که مردم در خصوص تصمیمها باید توجیه شده تا در اجرای تصمیمات مشارکت داشته باشند، میافزاید: «لازمه این مساله حضور فعالانه تیمهای حرفهیی اجتماعی در مناطق شهری و روستایی حوزه آبریز دریاچه ارومیه است که علاوه بر فعالیتهای علمی، فنی و فرهنگی همراه با مردم تصمیمسازی کنند.» از نظر این مقام مسوول، تصمیمسازی از بالا به پایین و بدون مشارکت مردم نهتنها سنخیتی با مفهوم مدیریت بههمپیوسته و یکپارچه حوزه
آبریز ندارد بلکه با آن در تعارض نیز قرار میگیرد.
دریاچه ارومیه مسالهای ملی-امنیتی
از نظر نوری، مهمترین مساله که باید به آن توجه شود بررسی وضعیت منطقه به لحاظ منابع آبی است. او در ادامه با اشاره به بررسی الگوی پیوند آب، انرژی و غذا را در حوزه دریاچه ارومیه میگوید: «درواقع باید تعادل و توازنی میان آب و غذا، آب و انرژی و در نهایت غذا و انرژی برقرار کنیم. اگر بخواهیم تولید غذا را در منطقه افزایش دهیم، به آب و انرژی فشار میآید و بالعکس اگر بهدنبال صرفهجویی در منابع آبی باشیم، بحث غذا که ارتباط تنگاتنگی با بحث معیشت مردم دارد، تحت تاثیر قرار میگیرد.» علاوه بر این، به گفته مجری طرح تحقیقات کاربردی شرکت مدیریت منابع ایران، باید مشخص کرد که هدف ار احیای دریاچه ارومیه چیست. او با اشاره به اینکه صرف شعار سیاسی مبنی بر احیای دریاچه ارومیه برای احیاء آن کافی نیست، با تاکید بر کنار گذاشتن تصمیمات و شعارهای احساسی، میگوید: «در صورتی که هدف از احیای دریاچه ارومیه، حفظ آن به عنوان یک ارزش اقتصادی باشد. در این صورت باید از منظر ضرر و فایده به بررسی بحث احیای دریاچه ارومیه نظر افکنیم. باید مشخص شود، در برابر میزان هزینهیی که برای احیای دریاچه میکنیم، چه میزان قرار است برداشت کنیم؟» از نظر این
کارشناس، قبل از هر چیز و گذشته از بحثهای زیستمحیطی، باید ارزش اقتصادی دریاچه ارومیه بهخودیخود تعیین شود. وقتی این ارزش مشخص شد باید هزینه مناسب با آن نیز صورت بگیرد. وی با اشاره به اینکه دریاچه ارومیه از لحاظ منابع نمکی، لجنهای دارای خاصیت دارویی و اکوتوریسم دارای ارزش اقتصادی بالایی است، وجود یک تیم اقتصادی برای فراهم آوردن زمینه سرمایه-گذاری بخش خصوصی را مهم ارزیابی میکند. در همین رابطه، باقرزاده با اشاره به اینکه هر طرحی و پروژهیی باید توجیه تجاری و اقتصادی داشته باشد و تخصیص اعتبار آن بر اساس بررسی منافع مستقیم و غیرمستقیم آن صورت گیرد، طرح احیای دریاچه ارومیه را از آن جا که دارای ابعادی ملی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی شده است را موضوعی نمیداند که با عدد و رقم اقتصادی قابلسنجش باشد.
واگرایی میان دستگاههای اجرایی
نوری در ادامه با اشاره به واگرایی میان دستگاهها اجرایی درگیر در بحث احیای دریاچه ارومیه، علت را در مشخص نبودن و تبیین نشدن هدف احیای این دریاچه میداند و میگوید: «به عنوان مثال، جهاد کشاورزی توسعه سامانههای تحت فشار را در دستور کار قرار میدهد در حالی که این مساله از آنجا که توسعه کشاورزی در حوزه آبریز این دریاچه را به دنبال دارد، در تعارض با اهداف ستاد احیای دریاچه ارومیه قرار میگیرد.» همچنین تعارضهایی میان سازمان محیطزیست و وزارت نیرو وجود دارد که باید حل و فصل شوند. در مقابل، مسعود باقرزاده، معاون امور تالابهای سازمان محیطزیست، با اشاره به اینکه مصوبات ستاد احیای دریاچه ارومیه برآیند نظرات و دیدگاههای دستگاههای اجرایی، دانشگاهها و سازمانهای مردمنهاد است، میگوید: «در این برنامه جامعه ممکن است نظر تمام دستگاهها و گروهها بهصورت 100درصدی برآورده نشود اما میتوان گفت که اقدامات این ستاد بهطور میانگین 80درصد نظر گروههای درگیر را تامین میکند.» وی با اشاره به ترکیب 600نفری ستاد دریاچه ارومیه و وجود 30کمیته تخصصی، اصل در اجرایی شدن برنامهها را اجماع عمومی میداند.
ضعف فنی و علمی سازمانهای مردمنهاد
نوری با اشاره به وجود NGOها در منطقه، اشکال اساسی این سازمانهای مردمنهاد را وابستگی دولتی آنها دانسته و میگوید: «NGOها از آنجا که وابستگیهایی دولتی دارند، به معنای واقعی NGO نیستند و نمیتوانند مستقل عمل کنند. علاوه بر این از آنجا که این تشکل دارای ضعفهای علمی و فنی هستند، نمیتوانند تصمیمات علمی اتخاذ کنند و بیشتر بر مباحث احساسی و منطقهیی تکیه میکنند.» این در حالی است که در دیگر کشورها، NGOها بسیار حسابشده و بر مبنای کار پژوهشی و مطالعاتی هدفی را دنبال میکنند. از نظر مجری طرح تحقیقات شرکت منابع آب، یکی از راهکارهای بهبود و ارتقاء جایگاه سازمانهای مردمنهاد، توامندسازی آنهاست تا بتوانند در میان مردم اثرگذار باشند. از نظر نوری، بحث نظارت بر حفر چاههای غیرمجاز جزو مواردی است که در صورت واگذاری به تشکلهای میتواند از کارایی و بهرهوری بیشتری برخوردار باشد.
آمایش سرزمینی ضامن توسعه پایدار
مجتبی نوری با تاکید بر توجه به بحث آمایش سرزمینی در بحث احیای دریاچه ارومیه، میگوید: «آمایش سرزمینی به معنای اینکه است مشخص شود ما در حوزه آبریز دریاچه ارومیه قرار است چه میزان صنعت، توریسم و کشاورزی داشته باشیم و متناسب با این نقشه راه حرکت و سیاستگذاری کنیم.» وی در همین رابطه در ادامه میافزاید: «فرض کنیم در شرق دریاچه ارومیه بهواسطه محدودیت منابع آبی، صنعت در اولویت قرار بگیرد و در این زمینه NGOها میتوانند در سوق دادن مردم به سمت فعالیتهای صنعتی نقش موثری ایفا کنند.» وی با اشاره به اینکه در غرب دریاچه موضوع توریسم میتواند اهمیت داشته باشد، همکاری سازمانهای مردم نهاد در بحث اکوتوریسم را زمینهساز اشتغالزایی در منطق میداندکه با تامین معیشت اهالی، میتواند برداشت از منابع طبیعی را کاهش دهد. وی در ادامه با اشاره به اینکه در جنوب دریاچه میتوان به توسعه کشاورزی فکر کرد که با بهرهوری و ارزش افزوده بالا همراه باشد، خاطرنشان میکند: «این در حالی است که حوزه آبریز دریاچه ارومیه به لحاظ اقتصادی عملکرد خوبی ندارد یعنی با وجود تولید محصولاتی با کیفیت بالا، این محصولات با قیمت نازلی از کشاورزان خریداری
میشود. در این راستا علاوه بر توسعه صنایع بستهبندی و تبدیلی، با انجام آمایش سرزمینی کشاورزان باید به سمت کاشت و تولید محصولاتی با ارزش اقتصادی بیشتر سوق داده شوند.»
بیتوجهی به آب مجازی
از نظر مجری طرح تحقیقاتی شرکت مدیریت آب، یکی از مباحثی که در سالهای اخیر کمتر به آن توجه شده بحث آب مجازی است. به گفته نوری، درنتیجه سیاستگذاریهای یکجانبهنگر، کاشت چغندر قندر در حالی در استان آذربایجان غربی توسعه داده شده که تولید این محصول از آنجا که نیازمند آب زیادی است، فشار زیادی به منابع آبی منطقه وارد آورده است. وی با اشاره به اینکه کاشت این محصول باید تحت کنترل درمیآمد و محدود میشد، میگوید «متاسفانه شاهد توسعه کارخانههای قند در جنوب استان آذربایجان غربی بودیم که انگیزه بود برای کشت چغندرقند توسط کشاورزان منطقه. درواقع این سیاستگذاری دولتی غلط بود که کشاورزان را به سمت کاشت بیشتر چغندرقند سوق داد.» این مسالهیی است که از نظر نوری در خصوص انگور و سیب نیز بهوقوع پیوست. به گفته این کارشناس در نتیجه عدم توسعه صنایع تبدیلی و صادرات محصولات به دست آمده از انگور به عنوان یک محصول کمآببر، قیمت انگور در منطقه کاهش پیدا کرد و باعث شد تا کشاورزان باغهای انگور خود را با باغهای سیب جایگزین کنند. او در همین رابطه میافزاید: «این جایگزینی شاید تا 10برابر مصرف آب را افزایش داد. به علاوه، درنتیجه توسعه
سردخانهها کشاورزان به سمت کاشت محصولات آببری چون هلو سوق داده شدند.»
فرصتی برای پیوند دانشگاه و صنعت
نوری در پایان با اشاره به اینکه ستاد دریاچه ارومیه، ترکیبی از مدیران اجرایی و پژوهشگران توانمند کشور است، بر بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای داخلی و تجارب بینالمللی بهخصوص در حوزه مطالعات اجتماعی تاکید کرده و میگوید: «بسیاری از دانشگاههای دنیا در حال انجام پروژههای تحقیقاتی در حوزه دریاچه ارومیهاند که میتوان از آنها بهره گرفت.» از نظر این کارشناس، در مقوله آب زیرزمینی، میتوان از تجارب هندوستان بهره گرفت. نوری در پایان با اشاره به این موضوع دریاچه ارومیه جزو نخستین پروژههایی است که قرار بوده با یک اجماع و عقلگرایی و با مشارکت دستگاههای اجرایی و دانشگاهی انجام شود، میگوید: «در صورتی که این پروژه شکست بخورد، به رابطه خوبی که بین صنعت و دانشگاه ایجاد شده، لطمه وارد میشود و این تجربه ناخوشایند میتواند باعث کمرنگتر شدن این ارتباط و پیوند شود.»
توسعه اکوسیستم به جای توسعه کشاورزی
مسعود باقرزاده درخصوص روند احیای دریاچه ارومیه و اقدامات ستاد، روند احیاء را مثبت ارزیابی کرده اما با اشاره به تاثیر پدیده تغییر اقلیم و روند کاهش منابع آب، اقدامات صورت گرفته را برای تامین آب موردنیاز کافی نمیداند. وی با انتقاد از هدایت جریان آب رودخانهها به نقاط خاصی از دریاچه، احیای مرحلهیی را راهکار بهتری میداند که در آن به جریانهای طبیعی آب رودخانه اجازه داده میشود تا مشخص کنند که کدام قسمت دریاچه از آب برخوردار شود. وی همچنین از توقف پروژههای سدساز و جلوگیری از حفر چاهها به عنوان اقدامات مثبتی که در راستای احیای دریاچه صورت گرفته نام بده و میافزاید: «دولت متوجه شده است که به جای توسعه کشاورزی در حوزه آبریز دریاچه ارومیه باید به فکر توسعه اکوسیستم باشد.» وی در ادامه با اشاره به اینکه در فرآیند کلی احیای دریاچه اشکالات، دوبارهکاریها و تخریبهایی به وجود خواهد آمد، با این حال معتقد است که نباید کل فرآیند را زیر سوال برد. وی در خصوص اختصاص حقابه تالابها از سوی وزارت نیرو، این عمل را از این سو اقدامی مهم توصیف میکند که تا پیش از این وزارت نیرو اعتقادی به تخصیص این حقابه نداشت. او در همین
رابطه میگوید: «از 68میلیارد متر مکعب آبی که وزارت نیرو میتواند اختصاص دهد، این وزارتخانه متعهد شده تا 10میلیارد متر مکعب را به رودخانهها و تالابهای کشور اختصاص دهد که این اقدام را میتوان گامی رو به جلو توصیف کرد.»
حدود 2هزار میلیارد ریال اعتبار
برای احیای دریاچه در سال 94
باقرزاده در ادامه با اشاره به چندوجهی بودن پروژه احیای دریاچه ارومیه را علت وجود عدمقطعیتهای زیادی درباره آن میداند و میگوید: «در حالی که عدهیی از تخصیص 3.5میلیارد متر مکعب برای احیای دریاچه ارومیه سخن میگویند، عدهیی دیگر این رقم را 4.4میلیارد متر مکعب عنوان میکنند.» وی همچنین وجود عوامل متغیری چون وضعیت تبخیر و میزان حل شدن شوری در آب را از جمله عواملی میداند که به این عدم قطعیت در خصوص پیشبینی وضعیت و روند احیای دریاچه ارومیه میافزاید. وی در همین رابطه میگوید: «درخصوص ارتباط آبهای زیرزمینی دشتها با دریاچه ارومیه، در داخل ستاد اختلاف نظر ایجاد شده است.» وی همچنین در خصوص طرح «نکاشت»، با بیان اینکه قرار بود به جای سهم آب، هزینهیی به مردم در ازاء کاشت دیم پرداخت شود، میگوید: «هرچند نمایندگانی که کورکورانه با طرحها و پروژههای دولتی مخالفت میکردند، قصد داشتند تا نظر مردم را نسبت به این طرح منفی کنند اما این طرح با استقبال خوبی از سوی مردم محلی مواجه شد.» وی در ادامه از 450میلیون متر مکعب بارش سالانه در کشور خبر میدهد که تنها یک سوم آن تبدیل به جریان آبهای زیرزمینی شده و مابقی حدود 300میلیون متر مکعب آن تبخیر میشود. ی در ادامه با اشاره به اینکه یکی از ویژگیهای دیمکاری برخورداری از بارش بیشتر از300میلیمتر است، از بارش 300میلیمتری در ارومیه خبر داده و میگوید: «حوزه آبریز دریاچه ارومیه پس از دریای خزر دومین حوزه پرباران محسوب میشود.» وی در ادامه از تخصیص 1975میلیارد ریال اعتبار به پروژه احیای دریاچه ارومیه خبر میدهد و میگوید: «در سال آینده نیز انتظار داریم که اعتباری به همین میزان به این پروژه اختصاص یابد.»