تغيير فاز بازار در برابر ريسك‌ها/ بخش اول

۱۴۰۵/۰۴/۲۱ - ۰۰:۱۹:۳۷
کد خبر: ۳۹۴۵۲۸

بازار سرمايه همواره در حال قيمت‌گذاري آينده است. آنچه امروز در قيمت سهام مشاهده مي‌شود، تنها بازتاب شرايط فعلي شركت‌ها نيست، بلكه تركيبي از انتظارات سرمايه‌گذاران درباره سودآوري آينده، شرايط اقتصاد كلان و ميزان ريسك موجود در محيط سرمايه‌گذاري است.

هلن عصمت‌پناه

بازار سرمايه همواره در حال قيمت‌گذاري آينده است. آنچه امروز در قيمت سهام مشاهده مي‌شود، تنها بازتاب شرايط فعلي شركت‌ها نيست، بلكه تركيبي از انتظارات سرمايه‌گذاران درباره سودآوري آينده، شرايط اقتصاد كلان و ميزان ريسك موجود در محيط سرمايه‌گذاري است.

از همين منظر، ريسك ژئوپليتيك يكي از متغيرهايي است كه همواره در تصميم‌گيري فعالان بازار نقش داشته است. با اين حال، رفتار اخير بورس تهران يك نكته قابل‌تأمل را نشان مي‌دهد، وجود ريسك ژئوپليتيك الزاما به معناي واكنش شديد و فوري بازار نيست. در شرايطي كه اين نوع ريسك همچنان در فضاي تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران حضور دارد، بازار سهام توانسته در مقاطعي مسير متفاوتي را تجربه كند. اين موضوع نشان مي‌دهد كه رابطه ميان ريسك ژئوپليتيك و بازار سرمايه را نمي‌توان به يك رابطه ساده و مستقيم تقليل داد. پرسش اصلي اين است كه چرا در برخي دوره‌ها بازار باوجود افزايش نااطميناني، واكنش محدودي نشان مي‌دهد؟

پاسخ را بايد در تغيير نحوه ارزيابي ريسك توسط سرمايه‌گذاران جست‌وجو كرد. بازارهاي مالي به خودِ ريسك واكنش نشان نمي‌دهند، بلكه به اثري كه آن ريسك بر متغيرهاي اقتصادي و ارزش‌گذاري دارايي‌ها مي‌گذارد واكنش نشان مي‌دهند. به بيان ديگر، يك عامل بيروني زماني براي بازار اهميت بيشتري پيدا مي‌كند كه بتواند مسير سودآوري شركت‌ها، جريان نقدي آينده، هزينه تامين مالي يا نرخ تنزيل مورد استفاده در ارزش‌گذاري را تغيير دهد.

اگر چنين كانالي فعال نشود، ممكن است اثر آن عامل بر قيمت سهام محدود باقي بماند. يكي از مهم‌ترين تغييرات بازار سرمايه در سال‌هاي اخير، تغيير رفتار سرمايه‌گذاران است. در دوره‌هايي، انتشار هر خبر جديد مي‌توانست باعث شكل‌گيري واكنش‌هاي شديد و كوتاه‌مدت شود، زيرا بخش قابل‌توجهي از تصميم‌ها براساس احساسات و برداشت‌هاي اوليه اتخاذ مي‌شد.

اما افزايش تجربه فعالان بازار باعث شده فرآيند تحليل ريسك تغيير كند. امروز سرمايه‌گذاران حرفه‌اي بيشتر از آنكه به خود خبر توجه كنند، به اين موضوع نگاه مي‌كنند كه آيا اين خبر توانايي تغيير متغيرهاي بنيادي را دارد يا خير. اين تغيير رويكرد را مي‌توان نوعي عبور از «قيمت‌گذاري هيجاني ريسك» به سمت «قيمت‌گذاري اقتصادي ريسك» دانست.

در اين شرايط، بازار تلاش مي‌كند ميان يك اتفاق كوتاه‌مدت و يك تغيير پايدار در چشم‌انداز اقتصادي تفاوت قائل شود. از ديدگاه مالي، ارزش هر دارايي تابع ارزش فعلي جريان‌هاي نقدي آينده آن است. هر عاملي كه عدم اطمينان نسبت به آينده را افزايش دهد، مي‌تواند نرخ بازده مورد انتظار سرمايه‌گذاران را افزايش داده و از طريق افزايش نرخ تنزيل، ارزش فعلي سهام را كاهش دهد. اما نكته مهم اين است كه اين اثر زماني پررنگ خواهد بود كه بازار احساس كند سطح ريسك به شكل معناداري افزايش يافته است. اگر سرمايه‌گذاران بخش قابل‌توجهي از اين ريسك را پيش‌تر در تصميم‌هاي خود لحاظ كرده باشند، اطلاعات جديد الزاما تغيير بزرگي در ارزش‌گذاري ايجاد نمي‌كند. 

به همين دليل، گاهي مشاهده مي‌شود كه شدت يك خبر با شدت واكنش بازار هماهنگ نيست. دليل اين موضوع آن است كه بازار تنها به اندازه‌اي واكنش نشان مي‌دهد كه انتظارات جديد، محاسبات قبلي را تغيير دهد. نحوه واكنش بورس سهام تهران به ريسك‌هاي بيروني، به ساختار شركت‌هاي حاضر در بازار نيز وابسته است. تركيب بازار سهام ايران باعث شده بخش مهمي از ارزش بازار دراختيار شركت‌هايي باشد كه درآمد آنها تحت‌تاثير متغيرهايي مانند نرخ ارز، قيمت‌هاي جهاني و شرايط فروش قرار دارد. اين موضوع باعث مي‌شود اثر يك عامل بيروني براي همه شركت‌ها يكسان نباشد. در برخي صنايع، افزايش نااطميناني مي‌تواند موجب افزايش احتياط سرمايه‌گذاران شود، درحالي كه در برخي ديگر، تغييرات متغيرهاي اقتصادي مانند نرخ ارز مي‌تواند بخشي از اين اثر را خنثي كند. بنابراين تحليل بازار نيازمند نگاه دقيق‌تر به سطح صنعت و مدل كسب‌وكار شركت‌هاست. نمي‌توان صرفا براساس يك متغير كلي درباره كل بازار قضاوت كرد.

بیمه ملت