بازار انرژي در برزخ پسابحران
در پي فرونشستن غبار درگيريها در خاورميانه، بازار جهاني نفت با تخليه پرشتابِ «پريميوم ريسك»، گام به دورهاي جديد از بازتنظيم قيمتها گذاشته است؛ تحولي كه نشان ميدهد متغيرهاي فيزيكي بازار، بار ديگر در حال بازپسگيري قلمرو خود از ريسكهاي ژئوپليتيك هستند.
گلناز پرتوي مهر|
در پي فرونشستن غبار درگيريها در خاورميانه، بازار جهاني نفت با تخليه پرشتابِ «پريميوم ريسك»، گام به دورهاي جديد از بازتنظيم قيمتها گذاشته است؛ تحولي كه نشان ميدهد متغيرهاي فيزيكي بازار، بار ديگر در حال بازپسگيري قلمرو خود از ريسكهاي ژئوپليتيك هستند.
ريزش ۶ تا ۷درصدي قيمت نفت خام در هفته منتهي به ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ و بازگشت آن به كانال پيش از بحران، فراتر از يك اصلاح قيمتي ساده، نشاندهنده تغيير جهت بادهاي حاكم بر بازار است. در اوج تنشها، جريان سرمايهگذاري و تجارت نفت با هراس از انسداد شريانهاي اصلي عبور انرژي، قيمت نفت برنت را تا مرز ۱۲۰ دلار بالا كشيد. با اين حال، واكنش سريع بازار به تحولات ديپلماتيك اخير ميان تهران و واشنگتن و صدور معافيتهاي تحريمي نشان داد كه تابآوري ساختاري بازار و كانالهاي سنتي عرضه، پوياتر از آن هستند كه تحت تاثير شوكهاي مقطعي براي بلندمدت از مدار خارج شوند.
كاهش تنش در آبراهههاي حياتي خليجفارس، بهويژه بازگشت پايداري به تردد نفتكشها در تنگه هرمز، به سرعت كفه ترازو را به نفع چشمانداز افزايش عرضه سنگين كرد. بازار فيزيكي نفت كه تا پيش از اين با هراس از كمبود فوري مواجه بود، اكنون با ورود به ساختار «كونتانگو» (پيشبودن قيمت قراردادهاي آتي نسبت به معاملات نقدي)، عملاً سيگنال اشباع نسبي در كوتاهمدت را مخابره ميكند. فاصله قيمتي ۱۲ سنتي ميان قراردادهاي سپتامبر و اوت، گواه اين مدعاست كه معاملهگران ترجيح ميدهند براي پوشش نيازهاي فوري خود عجله نكنند.
يكي از بارزترين نشانههاي تغيير فاز روانشناختي بازار، بيمحلي مطلق معاملهگران به دادههاي نگرانكننده ذخيرهسازي در ايالاتمتحده بود. در سناريوهاي سنتي بازار نفت، كاهش ذخاير راهبردي امريكا به كمترين ميزان از اوايل دهه ۸۰ ميلادي و تخليه ذخاير هاب حياتي كوشينگ به زير سطح عملياتي، جرقهاي كافي براي يك رالي صعودي بود. اما در وضعيت كنوني، بازيگران بازار وزنِ افزايش عرضه ازسوي كشورهاي حاشيه خليجفارس را بسيار سنگينتر از ناترازيهاي داخلي در قاره امريكا ارزيابي كردند؛ امري كه نشان ميدهد جغرافياي عرضه خاورميانه همچنان قطبنماي اصلي تعيين قيمت جهاني نفت است.
حتي اقدامات ايذايي و حملات پراكنده پهپادي به كشتيهاي تجاري نيز نتوانست ترمز ريزش قيمتها را بكشد. اين بيتفاوتي نشان ميدهد كه بازار، امنيت را نه به صورت يك وضعيت صفر و يك، بلكه براساس تداوم مداوم جريان روانه شدن نفت ارزيابي ميكند. تا زماني كه نفت در لولهها و نفتكشها جريان دارد، نويزهاي امنيتي توان تغيير جهت بنيادي روندها را نخواهند داشت.
با اين حال، يكدستي روند نزولي در بازار نفت خام به بازار فرآوردههاي نفتي سرايت نكرده است. بازار ديزل و ديگر فرآوردههاي ميانتقطير به دليل چالشهاي مزمن در ظرفيت پالايشگاهي جهاني و سطوح پايين ذخاير، همچنان مقاومت بالايي نشان ميدهند. اين عدم همگرايي نشاندهنده يك واقعيت فني است: ارزان شدن نفت خام لزوماً به معناي ارزان شدن سوخت نهايي براي مصرفكننده نيست و حاشيه سود بالاي پالايشگاهها كماكان به عنوان ضربهگير عمل ميكند.
در بازار الانجي نيز فروكش كردن التهابات ژئوپليتيك اثر خود را گذاشته است. با تداوم تردد بدون وقفه كشتيها از تنگه هرمز، خريداران آسيايي و اروپايي از فاز خريدهاي اضطراري خارج شده و قيمتها به سمت تعادل حركت كردهاند. اگرچه ذخاير ناچيز گاز در اروپا مانع از ريزش شديد قيمت در قاره سبز ميشود، اما روند كلي حاكي از بازگشت تدريجي قيمتها به سطوح پيش از بحران در نيمه دوم سال است.
در اين ميان، بازار هنريهاب امريكا مسير متفاوتي را پيموده و به دليل تقاضاي بالاي داخلي و پايداري صادرات محمولههاي الانجي تقويت شده است. در سوي ديگر جهان، آسيا همچنان با تغييرات ساختاري در سبد انرژي خود دستوپنجه نرم ميكند؛ تصميم كرهجنوبي براي بازگرداندن نيروگاههاي زغالسنگ به مدار و كاهش سهم گاز در توليد برق، نمونهاي واضح از اولويتبخشي به امنيت و هزينه تامين انرژي نسبت به اهداف زيستمحيطي در دوران پساشوك است.
تحولات اخير نشان داد كه بازارهاي جهاني انرژي پس از عبور از يك دوره تنش شديد، در حال بازتعريف نقاط تعادل خود هستند. اين گذار، اگرچه با كاهش قيمتها همراه بوده، اما لزوماً به معناي ثبات دائمي نيست. بازار اكنون در وضعيت «آرامش شكننده» قرار دارد؛ جايي كه انتظارات بر محور وفور عرضه ميچرخد، اما ساختار زيربنايي بازار به شدت نسبت به تغييرات متغيرهاي كلان اقتصادي و تصميمنگر، سياستهاي عرضه اوپك و تحولات تقاضاي چين حساس بودجهاي توليدكنندگان بزرگ و هرچندجانبه و توافقات بينالملل و تغييرات راهبردي باقي مانور سياسي و تصميمنگر سياسي حساس باقي مانده است.