سايه سنگين «تنش» بر بازارهاي دارايي ايران
در شرايطي كه به نظر ميرسد ترامپ در حال معامله با ناتو براي مهار همزمان روسيه و ايران است، بازارهاي مالي ايران با سرعتي قابل توجه اين سيگنالهاي جنگطلبانه را دريافت كردهاند و در حال تغيير آرايش از «وضعيت صلح» به «وضعيت هشدار» هستند.
در شرايطي كه به نظر ميرسد ترامپ در حال معامله با ناتو براي مهار همزمان روسيه و ايران است، بازارهاي مالي ايران با سرعتي قابل توجه اين سيگنالهاي جنگطلبانه را دريافت كردهاند و در حال تغيير آرايش از «وضعيت صلح» به «وضعيت هشدار» هستند. بررسي سرنوشت بازار سرمايه، طلا، ارز و املاك نشان ميدهد كه بدون بازگشت فوري به ميز مذاكره، اقتصاد ايران با موجي تازه از خروج نقدينگي و بازگشت ركود تورمي مواجه خواهد شد. نشست اخير سران ناتو در آنكارا و حملات لفظي بيسابقه دونالد ترامپ عليه ايران، نشاندهنده ايجاد تنش در دورهاي از اميدواريهاي ديپلماتيك است. دورهاي كه بخشي از فعالان اقتصادي و سياسي تصور ميكردند، ميتواند به كاهش تنشها و باز شدن راه براي توافقهاي جديد منجر شود. اما واقعيت صحنه سياست بينالملل نشان ميدهد دو طرف راه دشواري را براي برداشتن بخشي از ديوار بياعتمادي در برابر دارند. امريكا در حال بازتعريف نقش ناتو در معادلات جهاني است و به نظر ميرسد در ازاي تقويت حمايت از جبهه اروپا در برابر روسيه، اين ائتلاف را به پذيرش مسووليتي فعالتر در قبال ايران نيز سوق ميدهد. در چنين چارچوبي، تهديدهاي لفظي ترامپ تنها يك نمايش رسانهاي نيست، بلكه بخشي از معماري جديد فشار بر ايران تلقي ميشود. اين تغيير فاز از ديپلماسي به تهديد، خيلي سريع از سطح سياست خارجي به لايههاي عميقتري از اقتصاد سرايت ميكند. بازارها بيش از آنكه به سخنان رسمي گوش دهند، به سيگنالهاي رفتاري و برداشت از آينده حساسند. وقتي فضاي عمومي به سمت افزايش تنش حركت ميكند، سرمايهگذار داخلي نيز به جاي ماندن در داراييهاي ريالي، به دنبال پناهگاههاي امنتر ميگردد. همين جاست كه اثرگذاري مستقيم تحولات سياسي بر اقتصاد نمايان ميشود. جايي كه هر جمله تند يا هر آرايش جديد نظامي، ميتواند بر نرخ ارز، طلا، بورس و حتي بازار مسكن اثر فوري بگذارد.
1) نخستين و خطرناكترين پيامد چنين وضعي، افزايش فشار براي خروج نقدينگي از سيستم بانكي است. منابعي كه در سالهاي اخير در حسابهاي بانكي رسوب كردهاند، در صورت تداوم نا اطميناني ژئوپليتيكي، به سمت داراييهايي حركت ميكنند كه از نگاه فعالان بازار، ريسك كمتري دارند. در اين ميان، تتر، دلار و طلا بار ديگر به صدر فهرست انتخابها بازميگردند. اين جابهجايي سرمايه، اگرچه در ظاهر نوعي واكنش عقلاني براي حفظ ارزش دارايي است، اما در مقياس كلان به معناي تضعيف بيشتر پول ملي و افزايش فشار تورمي خواهد بود.
2) در بازار داراييهاي ثابت نيز چشمانداز چندان اميدواركننده نيست. بازار خودرو و آپارتمان، به ويژه در كلانشهرها، ميتواند وارد يك دوره ركود سنگين و فرسايشي شود. وقتي انتظارات تورمي با ريسك سياسي بالا تركيب ميشود، بسياري از خريداران مصرفي از بازار خارج ميشوند و معاملات واقعي كاهش مييابد. البته ممكن است در اين ميان، برخي املاك ويلايي در شمال كشور يا حومه تهران به دليل تلقي «امنتر بودن» و ماهيت تفرجگاهي، با رونق نسبي مواجه شوند. اما اين رونق، نشانه پويايي اقتصادي نيست، بلكه بيانگر انتقال سرمايه از بخشهاي مصرفي و مولد به سمت داراييهاي امنتر و غيرمنقول است.
3) مهمترين بخش اين سناريو اما بازار سرمايه است. بورس تهران طي ماههاي گذشته بخشي از رشد خود را بر پايه اين فرض پيشخور كرده بود كه فضاي سياسي به سمت كاهش تنش و بهبود روابط خارجي حركت ميكند. اكنون با بازگشت ريسك جنگ و تشديد لحن تهديدآميز، اين فرضيات با ترديد جدي روبهرو شدهاند. در چنين شرايطي، طبيعي است كه سرمايهگذاران نسبت به آينده سودآوري شركتها، ثبات سياستگذاري و چشمانداز نرخ ارز دچار ترديد شوند. از اين منظر، هر نشانهاي از تشديد تنش ميتواند شاخص كل را وارد فاز اصلاحي كند و اعتماد شكننده بازار را تضعيف سازد. در سطح تحليل تكنيكال نيز اگر واگراييهاي منفي در بخش بزرگي از نمادها تاييد شده باشد، احتمال يك اصلاح زماني و قيمتي بيشتر ميشود. بازار سرمايه، بهويژه در اقتصادهاي پرريسك، تنها با سودآوري شركتها حركت نميكند، بلكه بيش از هر چيز به انتظارات سياسي وابسته است. وقتي اين انتظارات به سمت نااطميناني ميرود، حتي مثبتترين صورتهاي مالي هم نميتوانند از شدت فشار رواني بازار بكاهند.
4) در نهايت، واقعيت ميداني اين است كه بازيگران اصلي در حال آرايشبندي براي يك رويارويي تازه هستند. در چنين فضايي، اقتصاد ايران بيش از هر زمان ديگري به يك رويكرد مثبت ارتباطي و بازگشت به ميز مذاكره نياز دارد. بدون تفاهمي پايدار كه ضمانت اجرايي داشته باشد، بازارها در برزخ بلاتكليفي باقي خواهند ماند. سرمايهگذار هوشمند نيز در اين شرايط نه به دنبال سودهاي هيجاني، بلكه به دنبال حفظ ارزش دارايي در برابر موجهاي سياسي خواهد بود. اگر تدبيري فوري براي كاهش تنش در سطح ديپلماسي انديشيده نشود، بازارهاي دارايي ايران ممكن است زمستاني سخت را در ميانه تابستان تجربه كنند؛ زمستاني كه حاصل انجماد نقدينگي، فرار سرمايه و تعميق ركود تورمي خواهد بود.