شكست محاسباتي غرب در آينه سوگ منطقه‌‌اي

۱۴۰۵/۰۴/۲۰ - ۰۰:۲۷:۳۸
کد خبر: ۳۹۴۳۸۸

وداع ميليوني با رهبر شهيد انقلاب اسلامي در شهرهاي مختلف ايران و كشورهاي محور مقاومت، فراتر از يك آيين سوگواري، حاوي پيامي استراتژيك بود كه تمام محاسبات دستگاه‌هاي اطلاعاتي و رسانه‌اي غرب را بر هم زد. اين حضور گسترده كه با وجود فشارهاي امنيتي و سياسي غرب، دشواري‌‌هاي مسير و گرماي طاقت‌فرسا شكل گرفت، پرده از واقعيتي برداشت كه تحليلگران اتاق‌هاي فكر در واشنگتن، تل‌آويو و پايتخت‌هاي غربي از درك آن عاجز مانده بودند: «تداوم و عمق پيوند ميان ملت‌هاي منطقه و گفتمان انقلاب».

جعفر قنادباشي

وداع ميليوني با رهبر شهيد انقلاب اسلامي در شهرهاي مختلف ايران و كشورهاي محور مقاومت، فراتر از يك آيين سوگواري، حاوي پيامي استراتژيك بود كه تمام محاسبات دستگاه‌هاي اطلاعاتي و رسانه‌اي غرب را بر هم زد. اين حضور گسترده كه با وجود فشارهاي امنيتي و سياسي غرب، دشواري‌‌هاي مسير و گرماي طاقت‌فرسا شكل گرفت، پرده از واقعيتي برداشت كه تحليلگران اتاق‌هاي فكر در واشنگتن، تل‌آويو و پايتخت‌هاي غربي از درك آن عاجز مانده بودند: «تداوم و عمق پيوند ميان ملت‌هاي منطقه و گفتمان انقلاب». شايد مهم‌ترين شكست راهبردي غرب در وقايع اخير، نه در ميدان نبرد نظامي، بلكه در حوزه «برآورد اطلاعاتي» رقم خورد. هيچ ‌يك از تحليلگران بين‌المللي پيش‌بيني نمي‌كردند كه با وجود سال‌ها تبليغات سنگين رسانه‌‌اي براي دگرگون‌سازي ذهنيت ملت‌هاي منطقه نسبت به ايران، چنين خروشي در منطقه شكل بگيرد.

 تصاوير منتشر شده از مشهد، قم، نجف، كربلا، بيروت و ساير نقاط منطقه در مراسم تشييع پيكر رهبر شهيد و خانواده ايشان، نشان‌دهنده يك «بسيج ارگانيك» بود كه هيچ دستگاه كنترلي در پشت صحنه آن قرار نداشت.اين حضور، پاسخي عملي به تمام سناريوهاي رسانه‌اي غرب بود كه سعي داشتند القا كنند پيوند مردم ايران با نظام سياسي‌شان از بين رفته است. همان‌طور كه در رخدادهاي پيشين منطقه، اشتباهات در برآورد، منجر به شكست‌هاي سياسي و امنيتي براي نهادهاي امنيتي همچون موصاد شد، اكنون نيز دست‌‌اندركاران رسانه‌اي غرب كه راهبردهاي فريب افكار عمومي را هدايت مي‌كردند، در برابر عظمت اين حضور، دچار بن‌بست شده‌‌اند. واقعيت اين است كه غرب نتوانسته بود درك كند كه اين سوگواري، نه براي يك «شخص»، بلكه براي يك «طرز تفكر» و يك «جهان‌بيني» است. آنچه در تحليل اين خيزش اهميت دارد، شناسايي تقابل پارادايم‌‌هاي حاكم بر جهان اسلام است. امروز در جغرافياي سياسي منطقه، سه قرائت از اسلام در حال رقابت هستند: 

اول) اسلام امريكايي: همان الگويي كه با تسليم در برابر اراده غرب، بيت‌المال كشورهاي اسلامي را به مثابه «گاو شيرده» در اختيار بيگانگان قرار مي‌دهد و در نهايت به وابستگي كامل ختم مي‌شود.

دوم) اسلام تكفيري (داعشي) : قرائتي خشن و افراطي كه با خشونت‌هاي بي‌حد و حصر، سعي در ارايه چهره‌اي كريه از دين دارد و محصولِ طراحي‌هاي امنيتي براي ايجاد جنگ داخلي در جهان اسلام است.

سوم) اسلام ناب و انقلابي: قرائتي كه مدافع مظلومين، خواستار تعالي، ترقي، پيشرفت علمي و تمدني است. اين همان قرائتي است كه در ايران فرصت ظهور يافته و مدلِ حكمراني آن بر پايه اصول نبوي، اما با نگاه به افق‌هاي تمدني بنا شده است.پيوند عميق مردم منطقه با رهبر شهيد، در واقع اعلام وفاداري به قرائت سوم است؛ قرائتي كه در آن، پيامبر اكرم (ص) نه تنها به عنوان يك پيشواي مذهبي، بلكه به عنوان معمار يك تمدن بزرگِ عدالت‌محور كه ابرقدرت‌هاي زمانه خود را به لرزه درآورد، بازخواني مي‌شود.

بازخواني مفهوم «مبعوث ‌شدن» ملت‌ها: واژه «مبعوث‌ شدن» يا برانگيختگي ملت‌ها كه در توصيف اين حضور به ‌كار مي‌‌رود، كليدواژه‌‌اي براي درك آينده منطقه است. اين حضور نشان داد كه مرزهاي سياسي-جغرافيايي، مانعي براي گسترش «فرهنگ مشترك» نيستند. وقتي فرهنگ‌هاي مشترك در ميان ملت‌هاي ايران، عراق، لبنان، بحرين و پاكستان تقويت مي‌شود، بسترهاي لازم براي ايجاد يك «تمدن بزرگ اسلامي» مهيا مي‌شود. هدف غايي رهبر شهيد، ايجاد تمدن اسلامي بود. اين تمدن بر پايه فرهنگ و ارزش‌هاي مشترك استوار است، نه بر مبناي قراردادهاي سياسي متزلزل. حضور مردم در مراسم تشييع، نشان داد كه اين فرهنگ مشترك، به‌رغم هجمه بي‌امان رسانه‌اي در طول سال‌هاي اخير، نه‌تنها تضعيف نشده، بلكه به دليل ادراك عمومي از «صحت اين قرائت» در مواجهه با واقعيت‌هاي موجود، مستحكم‌تر شده است. مردم دريافته‌اند كه اين قرائت از اسلام، تنها راه نجات از بن‌بست‌هاي معيشتي و سياسي است.

هراسِ راهبردي غرب از پتانسيل رها شده: غرب و سردمدارانِ نظام سلطه، اكنون با واقعيتي هولناك براي منافع خود مواجه شده‌اند: «آزادسازي يك پتانسيل مردمي». آنچه در اين روزها رخ داد، يك پايان نبود، بلكه آغازِ يك نمايش قدرت از پتانسيل عظيمي است كه تاكنون در لايه‌هاي زيرين جامعه پنهان بود، اما اكنون به صحنه آمده است.ترس و نگراني عميقي كه در تحليل‌هاي مقامات غربي ديده مي‌شود، ناشي از همين «رهاشدگي» پتانسيل ملت‌هاست. آنها به خوبي مي‌دانند كه خون‌هاي ريخته شده و همگرايي ايجاد شده بر سر مزار رهبر شهيد، موتور محركه‌‌اي براي حركت به سمت آينده‌‌اي متفاوت خواهد بود. غرب در تلاش است تا با تحريف واقعيت، اين پتانسيل را سركوب يا منحرف كند، اما اين سيلابِ مردمي، راه خود را به سوي هدف نهايي، يعني استقلال تمدني، باز كرده است. درنهايت، آنچه در مشهد، قم، تهران، نجف، كربلا، اسلام‌آباد و ساير نقاط منطقه رقم خورد، سندي بر شكست تلاش‌هاي چند دهه‌اي غرب براي سكولاريزه كردن يا به حاشيه راندن گفتمان انقلاب بود. بايد قبول كرد كه منطقه وارد فصل جديدي از تاريخ خود شده است. فصلي كه در آن ملت‌ها نه به عنوان تماشاگر، بلكه به عنوان بازيگرانِ اصلي ساختِ تمدن نوين اسلامي به ميدان آمده‌اند و اين واقعيتي است كه تاريخ در ماه‌‌هاي آينده، جزييات بيشتري از آن را به جهان ديكته خواهد كرد.

بیمه ملت