نسخه دشمن را خط قرمز كنيد
رييس موسسه دين و اقتصاد با بيان اينكه طي سالهاي گذشته بارها به مسوولان درباره پيامدهاي سياستهاي تورمزا و اشتغالزدا هشدار داده است، گفت براساس آنچه در كتاب «هنر تحريمها» آمده، راهبرد دشمن براي تضعيف ايران، سوق دادن سياستگذاريها به سمت تورم، تضعيف توليد و خامفروشي است؛ از اين رو به مسوولان توصيه كرده اين موارد را به عنوان «خط قرمز» در تصميمگيريهاي اقتصادي درنظر بگيرند.
رييس موسسه دين و اقتصاد با بيان اينكه طي سالهاي گذشته بارها به مسوولان درباره پيامدهاي سياستهاي تورمزا و اشتغالزدا هشدار داده است، گفت براساس آنچه در كتاب «هنر تحريمها» آمده، راهبرد دشمن براي تضعيف ايران، سوق دادن سياستگذاريها به سمت تورم، تضعيف توليد و خامفروشي است؛ از اين رو به مسوولان توصيه كرده اين موارد را به عنوان «خط قرمز» در تصميمگيريهاي اقتصادي درنظر بگيرند.
فرشاد مومني در جلسه اين هفته موسسه دين و اقتصاد كه با رونمايي از كتاب خانم دكتر رحمت همراه شد، اظهار كرد: بحث خودم را درباره منزلت عدالت و ضرورت دامن زدن به كوششهاي علمي ژرفكاوانه در اين زمينه با فرازي از نامه ميشل فوكو به زندهياد مهندس مهدي بازرگان شروع ميكنم. ميشل فوكو برخورد همدلانهاي با جريان مبارزات منجر به سقوط رژيم پهلوي و برآمدن جمهوري اسلامي داشت و سفرهايي هم در اين دوران به ايران كرده و با مردم ايران در آن تظاهرات همراهي كرده بود.به محض اينكه رژيم پهلوي فروپاشيد و جمهوري اسلامي برپا شد، ميشل فوكو نامهاي به مهندس بازرگان به عنوان اولين نخست وزير پس از پيروزي انقلاب نوشت كه از جهات متعدد آموزنده و رشددهنده است ولي از نگاه اينجانب حياتيترين فراز اين نامه آنجاست كه ميگويد عدالت و بيعدالتي نقطههاي حساسي هستند، جايي كه اغلب انقلابها به واسطه آن پديدار ميشوند و عموما انقلابها از اين ناحيه دچار اضمحلال و انحراف ميشوند.اين عبارت گوهر اصلي كتابي است كه خانم دكتر رحمت نوشته و به مناسبت رونمايي از اين كتاب امروز صحبت ميكنيم. وي با بيان اينكه درباره عدالت رويكردهاي نظري حتي متعارف كم نداريم، ادامه داد: هرقدر درباره چيستي عدالت و ستونهاي اصلي آن و ساز و كارهايي كه مانند هر ارزش ديگري از آن سوءاستفاده ميشود و به ظلم و جنايت و تباهي منجر ميشود، بيشتر پرداخته شود خير جمعي بيشتري را پديدار خواهد كرد.اينكه چنين تلاشي را خانم رحمت از ديدگاه جامعهشناسي سياسي صورت دادند و مساله نابرابريهاي ناموجه را برجسته كردند به قول مولانا ارزش نصب الامري دارد، يعني نفس چنين تلاشهايي مشكور است و جامعه ما بهشدت نيازمند اين است كه درباره عدالت و برابري و نابرابري بسيار بيشتر از تنوع كه جريان دارد گفته شود، شنيده شود و در اطراف آن بحث صورت گيرد.
اين اقتصاد دان ادامه داد: كتاب ارزندهاي از آلبرت هيرشمن كه شايد از برجستهترين نوابغ در دانش توسعه محسوب ميشود وجود دارد به اسم « اعتراض، خروج، وفاداري » در اين كتاب بحثهاي فوقالعادهاي را مطرح ميكند مبني براينكه رمز توسعه از جنبه اجتماعي اگر قرار باشد برايش يك رمز سرنوشت ساز در نظر بگيريم حاكميت تفكر و تشويق نقد است. در كتاب هيرشمن با زيبايي فوقالعادهاي نشان ميدهد آنهايي كه با اعتراض صحنه را ترك ميكنند و كساني كه با چاپلوسي رويه تمكين مطلق راجع به يك مساله دارند نميتوانند عامل توسعه باشند.كساني ميتوانند عامل توسعه باشند كه ميمانند و مرارتهاي ناشي از نقد را به جان ميخرند، هم مطالبه وضعيت بهتر ميكنند و هم جامعه خود را رشد ميدهند.
مومني متذكر شد: تقريباً همه كشورهاي در حال توسعه به ويژه كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا ترجيحشان بر دوگانه حذف و اخراج يا ماندن و مطيع بودن است و ماجراي توسعه را در منطقه به اشكال مختلف مورد احتكاك قرار داده است.لذا از هر دريچهاي كه درباره مساله بيعدالتي و عدالت صحبت شود، بدون ترديد حاوي خير جمعي است. وي افزود: يك بحث بسيار مهم ديگر از جنبه معرفتي اين است كه چكار كنيم حتيالمقدور درك عالمانه و مطابق با اين مساله پيدا كنيم.گفته ميشود كه سه ژرف كاوي بسيار بزرگ نياز است كه هر سطحي از سهلانگاري درباره آنها ميتواند موجب نقض غرض شود، يكي ژرف كاوي درباره مفهوم، دوم ژرف كاوي درباره صورتبندي نظري عالمانه اين مساله و سوم انتخاب شاخصهاي درست و واقع نما براي سنجش عملكردهاست. اين استاد دانشگاه تصريح كرد: خانم دكتر رحمت درباره مفهوم، اشارات خوبي در كتابشان دارند ولي اين به معناي كفايت مذاكره درباره مفهوم نيست و جالب است كه عموم متفكراني كه از دريچه توسعه به مساله عدالت وارد شدند، دو مساله حياتي را به هم پيوند دادند براي آنكه راهها را به روي انحراف ببندند.يك مفهوم كه در اين زمينه نيازمند كار جدي هستيم اين است كه ميگويند با وجود همه تفاوت ديدگاههاي گستردهاي كه راجع به مساله عدالت و برابري وجود دارد، در ميان همه كساني كه بحث روشمند نظري راجع به عدالت كردهاند اين اتفاق نظر وجود دارد كه ميگويند در ساعت عمل فوريترين و حياييترين اقدام براي برپايي عدالت، از بين بردن جلوههاي عريان فقر است. يعني تا زماني كه فقر وجود دارد، هر ادعايي درباره عدالت گستري يك ادعاي توخالي و نامعتبر است و اعتبار علمي ندارد، پس زدودن جلوهها و چهرههاي عريان فقر فصل مشترك همه ديدگاههايي است كه به لحاظ نظري راجع به عدالت صحبت كردند.اينجا براي فرصت طلبي و فريبكاري راهي باقي نميماند.جايي كه فقر هست يقيناً عدالت نيست. مومني ادامه داد:«در اين كتاب مكرر از لفظ اسلام سياسي بهره برده شده است و اين لفظ را تمام اسلامشناسان بزرگ قرن بيستم دربارهاش بحث كردند به ويژه امامخميني (ره)، آيتالله طالقاني و مرحوم شهيد مطهري و شهيد بهشتي.اينها منادي اسلام سياسي بودند. در اسلام سياسي محور تاكيد خردمندانه عدالت و آزادي است و با استناد به قرآن يك كرامت خارق العاده براي انسانها درنظر گرفته ميشود ولي حواسمان باشد كه از نقطه عطف ظهور طالبان، داعش و القاعده، بسياري از متفكران مطرح علوم انساني و اجتماعي به خصوص توسعه وقتي ميگويند اسلام سياسي، منظورشان داعش و القاعده و طالبان است، لذا راجع به لفظ اسلام سياسي هم نيازمند كارهاي جدي هستيم. اين اقتصاددان افزود: بايد حواس خود را روي ژرف كاوي در مورد مفهوم جمع كنيم تا به جاي اينكه آلت دست اين و آن شويم، بدانيم چه ميخواهيم و چگونه آن را دنبال كنيم من تلاش كردم ضرورت ژرف كاوي در مورد مسائل سرنوشت ساز را در كتاب مرزهاي دانش توسعه شرح بدهم و اميدوارم همكاران و توسعه خواهان كشور به اهميت اين مساله بيشتر توجه كنند و بيشتر در اين زمينه بحث كنيم. وي به يكي از گرفتاريهاي بزرگي كه در بين اهل علم و تفكر در ايران وجود دارد اشاره كرد و گفت: گرفتاري اين است كه بسياري از اوقات اينها مرزهاي بين تئوري و ايدئولوژي را مخدوش ميكنند.از تئوريها انتظارات ايدئولوژيك دارند درحالي كه ساحت گزارههاي ايدئولوژيك، ساحت گزارههاي جهان شمول و ابدي است.درحالي كه اعتبار علمي گزارههاي تئوريك مشروط است و ميگويند تا اطلاع ثانوي معتبر است يعني تا وقتي كه از معركه آزمونهاي تجربي بتوانند سالم بيرون بيايند.الان در اين زمينه خيلي گرفتاري داريم كه باعث شده تئوريها و مكاتب فكري بالاتر آنها، ابزار استهزاء و حمله به همديگر شود، يعني اگر كسي بخواهد به ديگري فحش بدهد ميگويد نئوليبرال است يا ميگويد چپ است.هم نئوليبراليسم، هم ماركسيست و هم نوماركسيست اينها بخشهايي از ذخيره دانش نظري بشر هستند و همه آنها خدمات بزرگي به ساحت علم در طول تاريخ بشر كردهاند.ما نبايد به ساحت انديشه اهانت كنيم و نبايد انتظار داشته باشيم كه تئوري جامع نما و كامل نما باشد.كساني كه چنين انتظاراتي دارند بايد بروند محدوديتهاي معرفتي خودشان را برطرف كنند نه اينكه آن را به ابزاري براي اهانت و هتاكي نسبت به هم تبديل كنند.
رييس موسسه دين و اقتصاد در بخش ديگري از سخنان خود اظهار كرد: بيست و پنج سال قبل زماني كه چند سال پشت سرهم اقتصاددانهاي نهادگرا جايزه نوبل گرفتند، مقالهاي در فصلنامه اقتصاد جامعه تحت عنوان پاشنه آشيل توسعه نوشتم و در آنجا با يك منطق روانشناختي، يعني مساله محوري توضيح دادم كه آموزه نهادگرايي به قصد خيرات براي جوامع درحال توسعه شكل نگرفته است.قاعده بازي در كشورهاي پيشرفته صنعتي تغيير كرده و به يك بازآرايي و تجديد ساختار نهادي نياز دارند واعلام كردم به نهادگراها در ساحت علوم بشري به ويژه در حوزه علوم انساني و اجتماعي بهاي زيادي داده خواهد شد، چون مساله آنها تمركز بر نهادهاست.با وجود اينكه اينها نهادگرايي را بر اساس آن مساله توسعه ميدهند تحت شرايطي اين آموزه به خاطر امتيازات روش شناختي كه دارد ميتواند به كار ايران و بقيه كشورهاي در حال توسعه هم بيايد.چون بند ناف آموزش علم اقتصاد به اقتصاد متعارف بسته شده و اينها كاستيهاي روش شناختي اين رويكرد را خيلي عالي توضيح دادند. وي تاكيد كرد: در آنجا گفتم نهادگراها به منزلت تاريخ در فهم منطقهاي رفتاري بلندمدت اهميت ميدهند و براي جامعهاي مثل ما كه از يك تاريخ پرپهلو برخورداريم و از اين در فرآيندهاي تصميمگيري و تخصيص منابع كمتر بهره گرفته ميشود اگر به روش نهادي به تاريخ توجه كنيد بهتر ميتوان واقعيتها را فهميد و ساز و كارهاي برونرفت از دورههاي باطل توسعهنيافتگي را به راحتي ميفهميد. مومني با بيان اينكه آموزه نهادگرايي هفت امتياز دارد كه ميتواند به كمك كشورها بيايد، افزود: در قسمت پاياني مقاله هشدار دادم كه اگر با نهادگرايي مانند بازارگرايي به جاي اينكه به مثابه تئوري نگاه كنند، به مثابه ايدئولوژي نگاه كنند اين مفهوم به لجن كشيده خواهد شد و از كاركرد مثبت فرو خواهد افتاد.من اسمش را خطر مواجهه ايدئولوژي زده با يك تئوري گذاشتم. خانم دكتر در اين كتاب اين دقت را داشته و در صحبتهايشان باب گفتوگو درباره اين رويكرد نظري را باز ميدانند.بحثشان بحث مطلق انگاري نيست و اين يكي از امتيازاتي است كه بايد اميدوار باشيم پژوهشگران ديگر به اين ظرايف توجه داشته باشند.نكته ديگر انتخاب شاخصهاي درست براي سنجش است.وقتي ميگوييم متغيرهاي وابسته مشخص ميشود يعني اينها را چگونه تغيير بدهيم كه دستاوردهاي انتظاري ما حاصل شود.
اين اقتصاددان با طرح اين پرسش كه چرا بيش از ۵۵ سال است داراي تورم دورقمي هستيم؟اظهار كرد: چندسال قبل در آموزشهاي فشرده موسسه دورهاي را برگزار كردم تحت عنوان اقتصاد سياسي و تداوم تورم دورقمي بالغ بر پنجاه سال است كه مفصل توضيح دادم سياستگذاري غلط هم مثل سياستگذاري درست برندگان و بازندگاني دارد و وقتي يك خطاي معرفتي مبناي سياستگذاري غلط ميشود و اين خطا چند دوره تكرار ميشود، در واقع ذينفعاني پيدا ميكنند كه نميگذارند اين خطا اصلاح شود و اين چيزي است كه الان در ايران درباره سياستهاي تورمزا اتفاق افتاده است. وي ادامه داد: دريچه نگاه نهادگرا ميگويد نهادها اگر فراگير و با كيفيت باشند از دل آن نهادها كارايي و بهره وري و عدالت توأمان حاصل ميشود ولي اگر نهادها، نهادهاي بهرهكش و استعماري باشند، جامعه را به سمت اضمحلال پيش ميبرند.اينكه اقتصاد ايران اينقدر مديريتش در كنترل تورم دو رقمي ناتوان بوده به خاطر اين بوده كه مافياها آدرسهاي غلطي را در ذهن آنها رسوب دادند و فرآيندهايي تصميمگيري و تخصيص منابع به سمتي رفته كه منافع مافياها را بيشتر ترجيح ميدهد و مورد توجه قرار ميدهد در مقايسه با منافع عامه مردم و توليدكنندگان؛ به همين دليل ما فقر گسترده و عميقي داريم كه از بسياري جهات دادههاي رسمي كه در اين زمينه منتشر ميشود، شرم آور است.اينجا نميتوانيم بگوييم تفاوت ديدگاه درباره عدالت منجر به اين شده كه اسم توسعه و عدالت فقرگستري صورت گيرد.
رييس موسسه دين و اقتصاد فصل مشترك بين تمام متفكراني كه درباره عدالت نظريه ارايه كردند را عدالت ذكر كرد و افزود: در تمام ديدگاهها گام نخست حركت به سمت عدالت، زدودن جلوههاي عريان فقر از جامعه است و در اينجا خيلي مبسوط بحثهاي عالي شده راجع به اينكه چرا مهمترين عامل فقر نابرابري است، يعني اگر با مظاهر عيني نابرابريهاي ناموجه برخورد فعال نكنيم، فقرگستري ادامه خواهد داشت. به گفته وي، جلوه عريان امروزي اين مساله در ايران، پديده دسترسي طبقاتي به اينترنت است كه به گواه دستگاههاي رسمي نيروي محركه اشتغال زداييهاي وسيع و فقرگستري وسيع شده است.
مومني ادامه داد: تمام مطالعاتي كه در ايران وجود دارد ميگويد وقتي سياست تورم زا در دستور كار قرار ميگيرد، گروهي از زيرمجموعه كالاها و خدمات كه ميانگينشان شاخص تورم را ميسازد، شديدترين واكنشها در گروه خدمات سلامت است.اين بحث يك روز و دو روز و ۱۰ سال نيست و هميشه اينطور بوده است.سياست تورمزا اتخاذ ميكنيم بعد براي آرامش روحي ميگوييم اندازه كوپن را ۱۰درصد يا ۲۰ درصد بالا ببريم در حالي كه ما با فاجعههاي انساني و اجتماعي از جنبههاي ديگر روبه رومي شويم و چه محروميتها و نابرابريهاي ناموجهي را ايجاد ميكنيم.
اين استاد دانشگاه در ادامه از توصيه دلسوزانه به مسوولان امر سخن گفت و اظهار كرد: بنده در چند سال اخير پيشنهاد كردم كشور را به شيوه لقمان حكيم اداره كنند.به آنها گفتم مسوول بيست ساله ميز ايران در مورد تحريمها در امريكا كتابي به اسم « هنر تحريمها » نوشته و در كتاب به صراحت ميگويد هدفمان براندازي است ولي استراتژي ما در قبال ايران فروپاشي از درون هست و براي اينكه اين اتفاق بيفتد تمام انرژي خود را به كار ميبنديم كه حكومتگران ايران به سمت سياستهاي تورمزا و اشتغال زدا و سياستهاي هدردهنده منابع استراتژيك ارزي بروند و از دل آن توليد فناورانه را تا ميتوانيم تضعيف ميكنيم و اتكاي ايران به خام فروشي را هم حداكثري ميكنيم.اعلام كردم حرف كارشناسان دلسوز را گوش نميدهيد حداقل به قاعده دشمن اين كارهايي كه دشمن ميگويد براي فروپاشي درنظر گرفته را خط قرمز كنيد.
مومني افزود: از نظر سياست اقتصادي هم چيزهايي را كه دشمن گفته تا از دلش فروپاشي درآورد را به عنوان خط قرمز اعلام كنيد، دنبال شوك قيمتي و سياست تورمزا و سياست اشتغال زدا نباشيد و ارز خود را در خدمت واردات خودروي لوكس و لوازم آرايش قرار ندهيد.
اين اقتصاددان با بيان اينكه هيچ دريچهاي به اندازه دريچه عدالت براي ما افق گشايي معرفتي نميتواند داشته باشد، تصريح كرد: عدالت جزو اصول دينمان هست.شهيد دكتر بهشتي نظريهاي درباره عدالت دارد و در كتاب بانكداري ربا و مسائل مالي در اسلام گفته است با ديدگاه فهمي كه از اسلام دارم هيچ منكري به اندازه سلطه مناسبات ربوي در اقتصاد وجود ندارد.چقدر شرمآور است كه راهنمايي در تراز شهيد بهشتي داريم بعد برويم سياست شوك درماني اتخاذ كنيم و از آن طريق قيمت تمام شده براي توليدكننده ايراني براي ربع قرن گذشته بين ۵ تا ۱۰ برابر ميانگين جهاني است.خيلي تلخ است كساني حرف از ارزشها ميزنند ولي راجع به سلطه ربا اصلا ناراحت نميشوند.