جان ارزان كارگران در عمق تاريك معادن زغالسنگ
در هياهوي وعدههاي ترميم اقتصاد و گمانهزنيها از آزادسازي منابع ارزي، كارگران معادن زغالسنگ همچنان در تونلهاي مرگبارِ سنتي قرباني ميشوند. دبير اجرايي خانه كارگر طبس هشدار ميدهد كه منابع احتمالي بايد پيش از هرچيز صرف مكانيزاسيون و ايمني معادن شود.
در هياهوي وعدههاي ترميم اقتصاد و گمانهزنيها از آزادسازي منابع ارزي، كارگران معادن زغالسنگ همچنان در تونلهاي مرگبارِ سنتي قرباني ميشوند. دبير اجرايي خانه كارگر طبس هشدار ميدهد كه منابع احتمالي بايد پيش از هرچيز صرف مكانيزاسيون و ايمني معادن شود. بازار گمانهزنيها درباره آزادسازي احتمالي منابع ارزي مسدودشده داغ است. هر روز رقم جديدي در رسانهها منتشر ميشود اما حقيقت عريان اين است كه چرخدندههاي هيچ اقتصادِ در حال ترميمي، بدون نيروي كارگر نميچرخد؛ اما در مختصات فعلي اقتصاد ايران، نگاه به كارگر، يك نگاهِ مصرفي و ابزاري است. نيروي كاري كه رنگي از رفاه و تامين معيشت نميبيند و براي بديهيترين حق انسانياش يعني «امنيت و حفظ جان» تضميني ندارد.
جانِ انسان، ارزانتر از زغالسنگ
روشنترين تصوير اين شرايط را ميتوان در معادن كشور ديد؛ يكي از پولسازترين شريانهاي اقتصادي كه همچنان در عصر استخراجِ كلنگي، تونلهاي ناايمن و فقدان نظارت حبس شده است. در ساختاري كه جان انسانها ارزانتر از زغالسنگِ استخراجيشان تمام ميشود و كارگرِ معدن هر روز با سايه مرگ دستوپنجه نرم ميكند، حرف زدن از «رشد اقتصادي» به يك تناقضِ گزنده شبيه است. اگر قرار است پولي به كشور بازگردد و خوني در رگهاي اقتصاد جريان يابد، آيا نبايد بخشي از اين منابع صرف پايان دادن مرگ كارگران معادن ذغال سنگ و گذار از استخراج سنتي به معادن مكانيزه و امن شود؟ ابراهيم رحيميان، دبير اجرايي خانه كارگر طبس، با اشاره به احتمال آزادسازي منابع مالي و ضرورت هدايت اين منابع به سمت جامعه كارگري و بهروزرساني زيرساختها، بر اهميت حياتي ايمني در معادن تاكيد كرد و به ايلنا گفت: شهرستان طبس به عنوان پايتخت صنعت زغالسنگ كشور، ۷۸ درصد از ذخاير زغالي ايران را در خود جاي داده و تامينكننده بيش از ۵۰ درصد زغالسنگ مورد نياز صنايع فولادي مناطقي چون اصفهان و زرند است. در چنين صنعتي، مقوله ايمني بايد اولين اولويت باشد؛ چرا كه فقدان ايمني، بهويژه در معادن زغالسنگ، ميتواند هر لحظه و هر روز به بروز حوادثي مرگبار و جبرانناپذير منجر شود. او در ادامه با تاكيد بر اينكه استخراج زغالسنگ در ايران نيازمند يك انقلاب تجهيزاتي است، افزود: ما اين موضوع را بايد از دو جنبه بررسي كنيم. نخست اينكه حفظ سلامت و امنيت نيروي انساني، در گرو تامين قطعي تجهيزات مدرن و ارتقاي آموزشهاي ايمني است. اما جنبه دوم و بسيار مهم ماجرا اين است كه بدون سرمايهگذاري براي خريد تجهيزات و تغيير روش استخراج از حالت «سنتي» به حالت «مكانيزه» معادن زغالسنگ ما در آيندهاي نزديك توجيه اقتصادي خود را از دست خواهند داد.
تنها «يك» معدن زغال سنگ مكانيزه!
دبير اجرايي خانه كارگر طبس با انتقاد از تداوم روشهاي سنتي در معادن اظهار داشت: امروزه هزينههاي توليد، اعم از هزينه نيروي انساني، تامين امنيت و تهيه متريال بهشدت بالا رفته است و در استخراج سنتي، همزمان با افزايش اين هزينهها، سرعت و كيفيت كار نيز افت ميكند. از سوي ديگر، هرچه در روند استخراج به اعماق زمين پيشروي ميكنيم، مخاطرات جاني تصاعدي افزايش مييابد. اگر روند تبديل استخراج سنتي به مكانيزه رخ ندهد، اين صنعت بهزودي غيراقتصادي و فلج خواهد شد.
رحيميان با ابراز تاسف از وضعيت عقبماندگي تكنولوژيك در معادن ايران خاطرنشان كرد: در حال حاضر، در كل كشور تنها يك معدن زغالسنگ مكانيزه داريم. تمامي معادن ديگر همچنان با روشهاي سنتي فعاليت ميكنند. تفاوت اين دو روش از نظر ميزان توليد و ضريب ايمني اصلا قابل قياس نيست. به عنوان مثال، يك كارگاه استخراج سنتي در طول يك سال نهايتا ميتواند ۱۲۰ هزار تن زغالسنگ خام توليد كند، در حالي كه هدفگذاري توليد در يك معدن مكانيزه، حداقل ۱.۵ ميليون تن زغالسنگ خام در سال است. يعني توليدي بيش از ۱۵ برابرِ يك كارگاه سنتي، آنهم با ايمني و بهرهوري بسيار بالاتر. او در تشريح جزييات تنها معدن مكانيزه كشور توضيح داد: «معدن زغالسنگ پروده طبس تنها معدني است كه يكي از دهانههاي آن به روش مكانيزه و با تجهيزات «لانگوال» يا همان «جبهه كار طولاني» استخراج ميشود. در معدن مركزي شركت زغالسنگ پروده نيز روش «روماند پيلار» يا «اتاق و پايه» بهصورت مكانيزه انجام ميشد كه در حال حاضر ذخاير زغالي آن به اتمام رسيده و در مرحله پاياني كار قرار دارد. در نتيجه، در كل ايران عملا فقط همين يك دهانه معدن بهصورت كاملا مكانيزه فعاليت ميكند.
حذف معادن از چرخه اقتصاد در آيندهاي نزديك
ابراهيم رحيميان در پايان با برشمردن مزاياي همهجانبه مكانيزاسيون گفت: در روش مكانيزه (جبهه كار طولاني) اپراتورها با استفاده از شيلدها و جكهاي هيدروليك سقف معدن را مهار ميكنند. اين جكها متحرك هستند و همگام با پيشروي، جابهجا ميشوند كه اين امر ايمني كارگاه را بهشدت بالا ميبرد و نرخ حوادث مرگبار را به حداقل ميرساند. اين در حالي است كه در روش سنتي، براي نگهداري سقف لايههاي زغالي از چوب جنگل استفاده ميشود كه نهتنها هزينههاي گزافي دارد و تامين آن روزبهروز دشوارتر ميشود، بلكه باعث نابودي اين نعمتهاي خدادادي نيز ميشود. بنابراين، معادن ما به لحاظ حفظ جان نيروي كار، توجيه اقتصادي و جلوگيري از تخريب محيطزيست، بايد به سمت مكانيزه شدن حركت كنند؛ در غير اين صورت، در آيندهاي نه چندان دور، هم محكوم به شكست هستند و هم محكوم به حذف از چرخه اقتصاد.