چرا كارتن‌خوابي در ايران به يك آسيب مزمن تبديل شده است؟

از خيابان تا گرمخانه

۱۴۰۵/۰۴/۱۸ - ۰۲:۴۷:۴۹
کد خبر: ۳۹۴۲۲۹

 جنگ، سرما، گرماي طاقت‌فرسا، بيماري‌هاي واگيردار يا حتي تعطيلي چند روزه خدمات شهري؛ براي بسياري از مردم اين رخدادها تنها يك بحران مقطعي است، اما براي افرادي كه سقفي بالاي سر ندارند، هر كدام مي‌تواند به معناي تهديد مستقيم جان‌شان باشد.

بي‌خانمان‌ها؛ شهرونداني كه فقط در بحران ديده مي‌شوند

گلي ماندگار|

 جنگ، سرما، گرماي طاقت‌فرسا، بيماري‌هاي واگيردار يا حتي تعطيلي چند روزه خدمات شهري؛ براي بسياري از مردم اين رخدادها تنها يك بحران مقطعي است، اما براي افرادي كه سقفي بالاي سر ندارند، هر كدام مي‌تواند به معناي تهديد مستقيم جان‌شان باشد. تعطيلي يا نيمه‌تعطيلي برخي گرمخانه‌هاي تهران در جريان جنگ ۱۲ روزه، بار ديگر نگاه‌ها را به سوي گروهي از شهروندان جلب كرد كه سال‌هاست در حاشيه سياستگذاري‌هاي اجتماعي قرار گرفته‌اند؛ مردان و زناني كه بخشي از آنان به دليل اعتياد، برخي به علت بيماري‌هاي روان، تعدادي بر اثر فقر، خشونت خانگي يا فروپاشي خانواده و گروهي نيز به دنبال از دست دادن شغل و مسكن، خيابان را به محل زندگي خود تبديل كرده‌اند. بي‌خانماني، برخلاف تصور رايج، صرفا به معناي خوابيدن در كارتن يا زير پل نيست. در ادبيات سازمان‌هاي بين‌المللي، فرد بي‌خانمان كسي است كه دسترسي پايدار به مسكن ايمن، مناسب و دائمي ندارد؛ حتي اگر شب‌ها را در خودرو، ساختمان‌هاي متروكه، مراكز اقامتي موقت يا خانه‌هاي ناامن سپري كند. به همين دليل كارشناسان معتقدند تعداد واقعي افراد بي‌خانمان در هر كشوري معمولا بسيار بيشتر از آمار افرادي است كه در خيابان ديده مي‌شوند.

   آمارهايي كه هنوز دقيق  نيستند

برخلاف بسياري از كشورهاي اروپايي كه سالانه سرشماري مشخصي از افراد بي‌خانمان انجام مي‌دهند، در ايران هنوز آمار ملي و يكپارچه‌اي درباره تعداد بي‌خانمان‌ها وجود ندارد. مسوولان شهري و سازمان‌هاي حمايتي بارها اعلام كرده‌اند كه به دليل جابه‌جايي مداوم اين افراد، خروج و ورود مستمر به چرخه اعتياد و زندگي خياباني و همچنين نبود بانك اطلاعاتي مشترك، امكان اعلام عدد دقيق وجود ندارد. در تهران كه بيشترين جمعيت بي‌خانمان كشور را در خود جاي داده، برآوردهاي مختلف از حدود ۱۵ هزار تا بيش از ۳۰ هزار نفر متغير است. اختلاف اين اعداد خود نشان مي‌دهد كه كشور هنوز فاقد نظام آماري قابل اتكا در اين حوزه است؛ موضوعي كه برنامه‌ريزي براي ساماندهي اين افراد را نيز دشوار كرده است. كارشناسان حوزه رفاه اجتماعي مي‌گويند نبود آمار دقيق صرفا يك ضعف آماري نيست، بلكه باعث مي‌شود بودجه، ظرفيت مراكز حمايتي، خدمات درماني و برنامه‌هاي توانمندسازي نيز بر پايه تخمين‌هاي غيرواقعي طراحي شوند.

   گرمخانه؛ آخرين پناهگاه  شبانه

در سال‌هاي گذشته شهرداري‌ها، به‌ويژه در كلانشهرها، اقدام به راه‌اندازي گرمخانه‌ها كرده‌اند. اين مراكز قرار است در فصل سرما و در بسياري از شهرها در تمام طول سال، مكاني براي اسكان موقت افراد بي‌سرپناه باشند. خدماتي كه معمولا در گرمخانه‌ها ارائه مي‌شود شامل محل خواب، غذاي گرم، استحمام، لباس، خدمات اوليه پزشكي، مشاوره روان‌شناختي و در برخي مراكز ارجاع به كمپ‌هاي درمان اعتياد است. با اين حال ظرفيت اين مراكز با جمعيت واقعي افراد بي‌خانمان فاصله زيادي دارد. حتي در تهران نيز ظرفيت اسكان شبانه تنها بخشي از افراد نيازمند را پوشش مي‌دهد و در بسياري از شهرهاي كوچك اساسا گرمخانه دائمي وجود ندارد يا خدمات آن محدود به ماه‌هاي سرد سال است.

   چه كساني مي‌توانند وارد گرمخانه شوند؟

برخلاف تصور عمومي، ورود به گرمخانه كاملا بدون ضابطه نيست. افراد هنگام پذيرش بايد هويت اوليه آنان ثبت شود و از همراه داشتن سلاح سرد، مواد خطرناك يا وسايلي كه امنيت ديگر مددجويان را تهديد مي‌كند، جلوگيري شود. همچنين در بسياري از مراكز، افراد داراي رفتارهاي خشونت‌آميز، اختلالات شديد رواني كنترل‌نشده يا وضعيت جسماني بحراني ابتدا بايد به مراكز درماني منتقل شوند.

   چرا بسياري از بي‌خانمان‌ها  به گرمخانه نمي‌روند؟

شايد مهم‌ترين پرسشي كه همواره مطرح مي‌شود همين باشد؛ اگر گرمخانه وجود دارد، چرا هنوز تعداد زيادي از افراد شب را در خيابان سپري مي‌كنند؟ فعالان حوزه كاهش آسيب پاسخ‌هاي متعددي براي اين سوال دارند. برخي افراد به دليل مصرف مداوم مواد مخدر حاضر نيستند وارد محيطي شوند كه قوانين مشخصي دارد. گروهي ديگر به دليل بيماري‌هاي رواني، بدبيني يا تجربه‌هاي تلخ گذشته به هيچ نهاد رسمي اعتماد نمي‌كنند. عده‌اي نيز نگران سرقت وسايل اندك خود هستند. براي فردي كه تمام دارايي‌اش در يك گوني يا چرخ‌دستي خلاصه مي‌شود، از دست دادن همان وسايل نيز به معناي نابودي كامل زندگي است. از سوي ديگر برخي افراد سال‌ها در خيابان زندگي كرده‌اند و اساسا توانايي سازگار شدن با محيط‌هاي جمعي را از دست داده‌اند.

   «جمع‌آوري» با «توانمندسازي» تفاوت دارد

عاطفه مشرقي، يكي از فعالان باسابقه حوزه كاهش آسيب‌هاي اجتماعي كه سال‌ها با افراد بي‌خانمان، معتادان متجاهر و زنان آسيب‌ديده كار كرده است، در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: در بسياري از مواقع تصور مي‌شود اگر فردي از خيابان جمع‌آوري شد، مساله حل شده است؛ در حالي كه تازه آغاز مسير است. بخش قابل توجهي از اين افراد سال‌هاست ارتباط خود را با خانواده از دست داده‌اند. برخي حتي شماره تماس يا نشاني خانواده را به خاطر نمي‌آورند. تعدادي مدارك هويتي ندارند و بعضي ديگر اساساخانواده‌اي ندارند كه بتوانند به آن بازگردند. او با اشاره به اظهارات اخير برخي مسوولان درباره بازگرداندن مددجويان به خانواده‌هايشان در روزهاي جنگ مي‌افزايد: در همان روزها بارها با خانواده دختران معتاد يا زنان كارتن‌خواب تماس گرفتيم اما خانواده‌ها حاضر به پذيرش آنها نبودند؛ در حالي كه معمولا حساسيت خانواده‌ها نسبت به دختران بيشتر است. حال چگونه ادعا مي‌شود تعداد زيادي از مردان بي‌خانمان ظرف چند روز به خانواده‌هاي خود بازگشته‌اند؟ اين ادعا با واقعيت ميداني همخواني ندارد. اين فعال حوزه كاهش آسيب‌هاي اجتماعي اظهار مي‌دارد: بخش مهمي از بي‌خانمان‌ها دچار نوعي «گسست اجتماعي» شده‌اند؛ يعني نه فقط خانه، بلكه شبكه روابط خانوادگي، شغل، مدارك هويتي، سرمايه اجتماعي و حتي اعتماد به ديگران را از دست داده‌اند.  مشرقي تاكيد مي‌كند: متأسفانه هنوز نگاه غالب، مديريت آسيب است نه حل آسيب. يعني تلاش مي‌كنيم چهره شهر را از حضور كارتن‌خواب‌ها پاك كنيم، اما كمتر به اين فكر مي‌كنيم كه چرا دوباره همان افراد چند هفته بعد به خيابان بازمي‌گردند. او مي‌افزايد: اگر دولت و شهرداري‌ها بودجه‌اي را كه صرف جمع‌آوري‌هاي مكرر مي‌كنند، به ايجاد مسكن حمايتي، اشتغال و درمان اختصاص بدهند، هزينه‌هاي اجتماعي در بلندمدت به مراتب كمتر خواهد شد؛ تجربه بسياري از كشورها نيز همين موضوع را نشان داده است.

   بي‌خانماني؛ مساله‌اي فراتر از فقر

فرشته حق گو، جامعه شناس نيز در مورد تبعات حضور افراد بي‌خانمان در جامعه به تعادل مي‌گويد: جامعه معمولا افراد بي‌خانمان را با ظاهر آشفته، لباس‌هاي كهنه يا اعتياد تعريف مي‌كند، اما در واقع بي‌خانماني محصول شكست همزمان چندين نهاد اجتماعي است. 

او مي‌افزايد: رشد هزينه‌هاي مسكن در سال‌هاي اخير، گروه تازه‌اي از افراد در معرض بي‌خانماني را ايجاد كرده است. امروز ديگر تنها معتادان يا بيماران رواني در معرض بي‌خانماني نيستند. كارگران فصلي، سالمندان تنها، زنان سرپرست خانوار، افراد داراي معلوليت، جواناني كه پس از ترك مراكز نگهداري يا زندان جايي براي زندگي ندارند و حتي برخي شاغلان كم‌درآمد نيز در معرض از دست دادن مسكن قرار گرفته‌اند.

   زنان بي‌خانمان؛ قربانيان پنهان شهر

اين جامعه شناس در مورد شرايط زنان بي‌خانمان اظهار مي‌دارد: بسياري از زنان بي‌خانمان، پيش از حضور در خيابان، سابقه خشونت خانگي، ازدواج اجباري، طلاق، اعتياد همسر، آزار جنسي، فرار از خانه يا فقر شديد را تجربه كرده‌اند. خيابان نيز براي آنان نه فقط محل بي‌خانماني، بلكه محيطي مملو از تهديدهاي جسمي، رواني و جنسي است.

فرشته حق گو مي‌گويد: زنان بي‌خانمان معمولا كمتر در معرض ديد هستند، زيرا براي حفظ جان خود ناچارند در خانه‌هاي متروكه، پاتوق‌هاي مصرف مواد يا محل‌هاي پنهان زندگي كنند. همين موضوع باعث مي‌شود شناسايي  و ارائه خدمات به آنان دشوارتر باشد. بسياري از آنان از ترس خشونت، سوءاستفاده يا از دست دادن فرزندان خود، حتي حاضر نيستند به مراكز حمايتي مراجعه  كنند.

او مي‌افزايد: در بسياري از موارد، زنان بي‌خانمان علاوه بر سرپناه، به خدمات روان‌درماني، مراقبت‌هاي بهداشتي، حمايت حقوقي، آموزش شغلي و مراكز نگهداري امن براي فرزندان خود نياز دارند؛ خدماتي كه هنوز به‌صورت گسترده در دسترس نيست.

   چرا حضور بي‌خانمان‌ها  بر جامعه اثر مي‌گذارد؟

اين جامعه شناس در مورد تاثير حضور بي‌خانمان‌ها بر جامعه مي‌گويد: حضور گسترده افراد بي‌خانمان در معابر عمومي، صرفا يك مساله شهري نيست؛ بلكه بازتابي از وضعيت رفاه اجتماعي و ميزان كارآمدي سياست‌هاي حمايتي هر كشور است. وقتي شهروندان هر روز با افراد بي‌خانمان در ايستگاه‌هاي مترو، پارك‌ها، زير پل‌ها يا پياده‌روها روبرو مي‌شوند، احساس ناامني اجتماعي افزايش پيدا مي‌كند؛ حتي اگر آن افراد مرتكب جرم نشده باشند. 

او تأكيد مي‌كند: بي‌خانماني مي‌تواند هزينه‌هاي سنگيني را نيز به نظام سلامت، پليس، شهرداري و دستگاه قضايي تحميل كند؛ هزينه‌هايي كه در بسياري از كشورها با سرمايه‌گذاري بر مسكن حمايتي و خدمات اجتماعي كاهش يافته است.

   وضعيت بي‌خانمان‌ها در ديگر كشورهاي دنيا

تجربه كشورهاي اروپايي نشان مي‌دهد كه حتي اقتصادهاي پيشرفته نيز از بي‌خانماني مصون نيستند. برآوردهاي اتحاديه اروپا نشان مي‌دهد در سال‌هاي اخير، صدها هزار نفر در كشورهاي عضو اتحاديه اروپا هر شب در مراكز اضطراري، پناهگاه‌ها يا فضاهاي عمومي شب را سپري مي‌كنند و افزايش هزينه مسكن، تورم و بحران انرژي موجب رشد اين پديده شده است.

اما فنلاند همچنان يكي از موفق‌ترين نمونه‌هاي جهان در اين حوزه به شمار مي‌رود. اين كشور از حدود دو دهه پيش، سياست «مسكن در اولويت» را اجرا كرد؛ رويكردي كه بر خلاف بسياري از كشورها، ابتدا براي فرد مسكن دائمي فراهم مي‌كند و سپس خدمات درمان اعتياد، اشتغال، مشاوره روان‌شناختي و حمايت اجتماعي را ارائه مي‌دهد.

نتيجه اين سياست، كاهش چشمگير بي‌خانماني مزمن در فنلاند بود، هرچند آمارهاي سال ۲۰۲۵ نشان مي‌دهد اين كشور نيز براي نخستين‌بار پس از سال‌ها، افزايش محدودي در تعداد افراد بي‌خانمان را تجربه كرده كه كارشناسان آن را ناشي از افزايش هزينه‌هاي زندگي و كمبود مسكن مقرون‌به‌صرفه مي‌دانند.

در آلمان و فرانسه نيز اگرچه تعداد افراد بي‌خانمان در سال‌هاي اخير افزايش يافته، اما دولت‌ها علاوه بر پناهگاه‌هاي شبانه، از ابزارهايي مانند مسكن اجتماعي، كمك‌هزينه اجاره، خدمات سلامت روان، مراكز كاهش آسيب و برنامه‌هاي بازگشت به بازار كار استفاده مي‌كنند.

بیمه ملت