پارادوكس راهبردي غرب در منطقه

۱۴۰۵/۰۴/۱۸ - ۰۱:۱۷:۰۶
کد خبر: ۳۹۴۱۷۷

طي روزهاي اخير 2سفر مهم از سوي رهبران كشورهاي غربي به منطقه صورت گرفته كه نيازمند تحليل و واكاوي است.

حسن هاني‌زاده

طي روزهاي اخير 2سفر مهم از سوي رهبران كشورهاي غربي به منطقه صورت گرفته كه نيازمند تحليل و واكاوي است. نخست سفر اخير امانوئل مكرون، رييس‌جمهور فرانسه به دمشق و پس از آن سفر ترامپ به تركيه براي حضور در اجلاس سران ناتو. سفر مكرون به سوريه و تحولات مرتبط با آن در تركيه، نشان‌دهنده يك تغيير رويكرد معنادار و البته متناقض در سياست خارجي غرب است. واكاوي اين رخدادها در كنار برگزاري نشست سران ناتو در آنكارا، پرده از طرحي كلان براي برهم ‌زدن موازنه قدرت در منطقه برمي‌‌دارد، طرحي كه در آن، غرب با استاندارد‌هاي دوگانه، «تروريسم» را به ابزاري براي تامين امنيت رژيم صهيونيستي تبديل كرده و قصد دارد با استفاده از مهره‌هاي جديد در سوريه، به مقابله با محور مقاومت بپردازد.سفر مكرون به دمشق، فراتر از يك ديدار ديپلماتيك مرسوم، تاييدي رسمي بر شرايط نوين سوريه پس از سقوط دولت بشار اسد است. اما آنچه اين سفر را به كانون توجه تحليلگران سياسي تبديل كرده، ماهيت «احمد الشرع» است؛ فردي كه از سوي بسياري از ناظران به عنوان يكي از رهبران گروه‌هاي تندرو و تروريستي شناخته مي‌شود. معتقدم قرار گرفتن مكرون در كنار احمد الشرع، نمادي عريان از «استاندارد دوگانه» غرب در مواجهه با پديده تروريسم است.

 در منظومه فكري غرب، تروريسم همواره به عنوان يك تهديد جهاني تعريف شده است، اما شواهد ميداني نشان مي‌دهد كه اين تعريف، زماني كه پاي منافع استراتژيك در ميان باشد، به ‌سرعت تعيير ماهيت مي‌‌ذهد. احمد الشرع، سوابق تاريكي در كشتار شيعيان و علويان عراق و سوريه دارد و حضور يك مقام ارشد غربي در كنار او، پيامي جز همراهي غرب با جريانات تندرو براي رسيدن به اهداف سياسي ندارد. اين يعني تروريسم تا زماني «مذموم» است كه عليه منافع غرب عمل كند، اما به محض اينكه به ابزاري براي تغيير موازنه قدرت منطقه‌‌اي تبديل شود، مي‌تواند «مشروعيت» يابد و با آغوش باز غرب مواجه شود. در سوي ديگر اين معادله راهبردي، سفر دونالد ترامپ به آنكارا براي شركت در نشست سران كشورهاي عضو ناتو قرار دارد. حضور زلنسكي، رييس‌جمهور اوكراين در اين نشست، در كنار احتمال حضور مكرون و احمد الشرع، نشان‌دهنده شكل‌گيري يك توافق كلان براي بازتعريف نظم امنيتي منطقه است. اين گردهمايي در آنكارا، صرفا يك نشست معمولي نيست، بلكه اتاق فكري براي ترسيم نقشه‌هاي جديد جهت تضعيف محور مقاومت است. طبق اين تحليل، امريكا و اعضاي ناتو به دنبال ايجاد يك آشوب كنترل ‌شده در منطقه هستند تا از طريق آن، ساختارهاي فعلي را كه مانع تحقق اهداف رژيم صهيونيستي است، درهم بشكنند.

 ماموريت اصلي كه احتمالا در نشست ناتو به احمد الشرع محول خواهد شد، ايجاد درگيري ميان سوريه و لبنان است. هدف غايي اين استراتژي، استفاده از نيروهاي تحت امر

احمد الشرع براي خلع سلاح حزب‌الله لبنان است. اين طرح تنها به لبنان محدود نمي‌‌ماند، چراكه در گام بعدي، فشار بر «حشد الشعبي» عراق و تضعيف جريان‌هاي همسو با محور مقاومت در عراق، از اولويت‌هاي اصلي اين پلان ترسيم‌ شده از سوي ناتو است. 

نكته حايز اهميت اينجاست كه به‌رغم وجود اختلافات داخلي ميان سران ناتو بر سر مسائل مختلف، به نظر مي‌رسد در قبال «پرونده مقاومت» و ضرورت تغيير موازنه قوا به نفع رژيم صهيونيستي، نوعي هم‌افزايي ميان آنها وجود دارد. سياستگذاران غربي دريافته‌اند كه بدون خلع سلاح گروه‌هاي مقاومت، امنيت پايدار براي رژيم صهيونيستي در منطقه غرب آسيا رويايي دست‌نيافتني خواهد بود. در پايان بايد گفت كه آنچه امروز در دمشق و آنكارا در حال وقوع است، رونمايي از يك «نقشه راه» براي بازگشت هژموني غرب و رژيم صهيونيستي به منطقه است. تطهير چهره‌هاي تندرو و استفاده از آنها به عنوان اهرم فشار نظامي، نه تنها كمكي به ثبات منطقه نمي‌كند، بلكه به پيچيده‌تر شدن گره‌هاي امنيتي منجر خواهد شد. تاريخ تحولات غرب آسيا بارها نشان داده كه تلاش براي حذف يا خلع سلاح اراده‌هاي مردمي و جريان‌هاي مقاومت از طريق قواي نظامي، به دليل ريشه‌دار بودن اين جريان‌ها در عمق جوامع، با شكست‌هاي استراتژيك مواجه شده است. 

نشست ناتو در آنكارا، اگرچه مي‌تواند در كوتاه‌مدت تنش‌ها را تشديد كند، اما در درازمدت با چالش‌هاي ساختاري جدي در منطقه مواجه خواهد شد. غرب با اين سياست جديد، در واقع بيش از آنكه به حل بحران كمك كند، در حال حركت به سمت يك رويارويي مستقيم با واقعيت‌هاي ميداني و هويتي منطقه است.

بیمه ملت