تغيير ريل در صنعت اوره

۱۴۰۵/۰۴/۱۸ - ۰۱:۱۶:۲۳
کد خبر: ۳۹۴۱۷۶

اصلاح اخير هيات وزيران در خصوص افزايش حصه نقدي اوره تحويلي به شركت خدمات حمايتي كشاورزي را مي‌توان يكي از مهم‌ترين اصلاحات ساختاري صنعت اوره در سال ۱۴۰۵ دانست؛ تصميمي كه اگرچه در نگاه نخست تنها تغيير در نحوه پرداخت بهاي اوره تكليفي به نظر مي‌رسد، اما در واقع آثار آن فراتر از يك اصلاح اداري بوده و مي‌تواند كيفيت سودآوري، جريان وجوه نقد، ساختار سرمايه و حتي ارزش‌گذاري شركت‌هاي اوره‌ساز را در ميان‌مدت تحت تاثير قرار دهد.

حسنا هادي

اصلاح اخير هيات وزيران در خصوص افزايش حصه نقدي اوره تحويلي به شركت خدمات حمايتي كشاورزي را مي‌توان يكي از مهم‌ترين اصلاحات ساختاري صنعت اوره در سال ۱۴۰۵ دانست؛ تصميمي كه اگرچه در نگاه نخست تنها تغيير در نحوه پرداخت بهاي اوره تكليفي به نظر مي‌رسد، اما در واقع آثار آن فراتر از يك اصلاح اداري بوده و مي‌تواند كيفيت سودآوري، جريان وجوه نقد، ساختار سرمايه و حتي ارزش‌گذاري شركت‌هاي اوره‌ساز را در ميان‌مدت تحت تاثير قرار دهد. بر اساس اين مصوبه، سهم پرداخت نقدي بابت هر كيلوگرم اوره تكليفي به شكل قابل ‌توجهي افزايش يافته است؛ تغييري كه به معناي افزايش نرخ فروش اوره نيست، بلكه سازوكار دريافت وجه توسط توليدكنندگان را اصلاح مي‌كند. به همين دليل، اثر اصلي اين تصميم نه در رشد درآمد اسمي شركت‌ها، بلكه در افزايش كيفيت سود و بهبود جريان نقدينگي آنها قابل مشاهده خواهد بود.

سال‌هاست كه شركت‌هاي اوره‌ساز بخشي از توليد خود را مطابق تكاليف قانوني به شركت خدمات حمايتي كشاورزي تحويل مي‌دهند. بهاي اين محصول از دو بخش تشكيل مي‌شود؛ بخشي كه به‌ صورت نقدي پرداخت مي‌شود و بخش ديگر كه به عنوان مطالبات از دولت در دفاتر شركت‌ها ثبت شده و معمولا با تاخيرهاي طولاني و از طريق تهاتر با دارايي يا ساير روش‌هاي قانوني تسويه مي‌شود. پايين بودن سهم پرداخت نقدي طي سال‌هاي گذشته موجب شده بود بخش قابل توجهي از سرمايه در گردش اين شركت‌ها عملا در حساب‌هاي دريافتي قفل شود؛ موضوعي كه آنها را براي تامين منابع مالي مورد نياز عمليات جاري، پرداخت هزينه خوراك گاز، انجام تعميرات اساسي و اجراي پروژه‌هاي توسعه‌اي، به استفاده از تسهيلات بانكي با نرخ‌هاي بهره بالا وابسته كرده بود. در چنين شرايطي، اصلاح اخير را بايد بيش از آنكه يك خبر درآمدي دانست، يك اصلاح اساسي در ساختار مالي صنعت تلقي كرد.

برآوردها نشان مي‌دهد اجراي اين مصوبه بيش از ۱۵ هزار ميليارد تومان نقدينگي جديد وارد صنعت اوره خواهد كرد؛ نقدينگي‌اي كه بدون افزايش بدهي، بدون تحميل هزينه مالي و با كيفيت بالا مستقيما وارد سرمايه در گردش شركت‌ها مي‌شود. اين موضوع باعث مي‌شود وابستگي شركت‌ها به منابع بانكي كاهش يافته، هزينه‌هاي مالي افت كند و سود عملياتي با سرعت بيشتري به وجه نقد تبديل شود. در ادبيات مالي، تفاوت قابل توجهي ميان سود حسابداري و سودي كه قابليت تبديل به جريان نقد عملياتي دارد، وجود دارد و بازار سرمايه نيز معمولا براي سودهاي نقدشونده ارزش بيشتري قائل است. از همين منظر، اهميت اين مصوبه بيش از آنكه در افزايش سود هر سهم باشد، در ارتقاي كيفيت سود و بهبود نسبت جريان نقد عملياتي به سود خالص نهفته است.

بهبود جريان نقدي، آثار عملياتي گسترده‌اي نيز به دنبال خواهد داشت. شركت‌ها با دسترسي به منابع نقدي بيشتر، امكان پرداخت به‌ موقع قبوض خوراك گاز را خواهند داشت و احتمال بروز محدوديت‌هاي ناشي از بدهي به شركت ملي گاز كاهش مي‌يابد. همچنين تامين مالي تعميرات اساسي، خريد تجهيزات، اجراي طرح‌هاي توسعه‌اي و مديريت سرمايه در گردش با سهولت بيشتري انجام خواهد شد. در نتيجه، ريسك توقف توليد ناشي از كمبود نقدينگي نيز كاهش يافته و انعطاف‌پذيري عملياتي شركت‌ها افزايش پيدا مي‌كند. از سوي ديگر، افت هزينه‌هاي مالي ناشي از كاهش نياز به استقراض بانكي، خود به ‌تنهايي مي‌تواند موجب افزايش سود خالص و در نهايت بهبود ظرفيت تقسيم سود نقدي در مجامع سالانه شود.

با اين حال، ميزان اثرگذاري اين مصوبه براي تمامي شركت‌هاي صنعت يكسان نيست و تفاوت در تركيب فروش داخلي و صادراتي، مهم‌ترين عامل تعيين‌كننده شدت انتفاع شركت‌ها محسوب مي‌شود. در ميان اوره‌سازان، پتروشيمي شيراز بيشترين حساسيت را نسبت به اين اصلاح دارد. سهم بالاتر فروش داخلي و حجم بيشتر اوره تكليفي باعث شده است برآورد شود اين شركت حدود ۵هزار ميليارد تومان نقدينگي جديد دريافت كند. به همين دليل انتظار مي‌رود كاهش هزينه‌هاي مالي، بهبود سرمايه در گردش و ارتقاي كيفيت سود در شيراز نسبت به ساير رقبا محسوس‌تر باشد و از منظر اثرپذيري مستقيم از اين مصوبه، جايگاه نخست صنعت را به خود اختصاص دهد.

در مقابل، پتروشيمي پرديس بيشترين سهم مطلق از اين منابع را به خود اختصاص خواهد داد، اما به دليل صادرات‌محور بودن ساختار فروش، شدت اثر اين تصميم بر سودآوري آن كمتر از شيراز ارزيابي مي‌شود. با اين وجود، مقياس بزرگ توليد، كيفيت بالاي دارايي‌ها، جايگاه ممتاز در بازارهاي صادراتي و ساختار عملياتي قدرتمند، همچنان پرديس را به يكي از بنيادي‌ترين گزينه‌هاي صنعت تبديل مي‌كند و اين مصوبه نيز بيش از هر چيز موجب تقويت جريان نقدي و كاهش هزينه‌هاي مالي آن خواهد شد.

پتروشيمي كرمانشاه و پتروشيمي خراسان نيز از بهبود سرمايه در گردش، كاهش نياز به منابع بانكي و افزايش انعطاف‌پذيري مالي بهره‌مند خواهند شد؛ هر چند شدت اثر اين مصوبه بر آنها نسبت به شيراز كمتر خواهد بود.

با وجود تمامي آثار مثبت اين تصميم، نبايد از يك نكته مهم غافل شد؛ اين مصوبه تنها جريان نقدي مطالبات جاري را بهبود مي‌بخشد و مساله مطالبات انباشته سال‌هاي گذشته همچنان پابرجاست. بخش قابل توجهي از دارايي شركت‌هاي اوره‌ساز همچنان در قالب مطالبات از دولت در ترازنامه باقي مانده و تعيين تكليف اين مطالبات مي‌تواند كاتاليزور بنيادي مهم‌تري براي صنعت باشد. در صورتي كه دولت در آينده از طريق تهاتر، واگذاري دارايي يا ساير روش‌هاي قانوني نسبت به تسويه اين مطالبات اقدام كند، آثار آن بر ارزش ذاتي شركت‌ها احتمالا از اصلاح اخير نيز فراتر خواهد بود، چراكه حجم قابل توجهي از دارايي‌هاي غيرنقد به وجه نقد تبديل خواهد شد.

در نهايت، تحليل عملكرد اوره‌سازان در گزارش‌هاي مالي پيش‌رو نبايد صرفا بر رشد سود خالص يا سود هر سهم متمركز باشد. بررسي دقيق صورت جريان وجوه نقد، روند كاهش حساب‌هاي دريافتني، افت هزينه‌هاي مالي، بهبود سرمايه در گردش و افزايش كيفيت سود، شاخص‌هاي مهم‌تري براي ارزيابي آثار واقعي اين اصلاح خواهند بود. البته در كنار اين مزايا، همچنان بايد ريسك‌هاي كليدي صنعت از جمله محدوديت‌هاي احتمالي تامين گاز در فصل زمستان، نوسانات قيمت جهاني اوره، تغييرات نرخ ارز و سياست‌هاي صادراتي را در مدل‌هاي ارزش‌گذاري لحاظ كرد.

بیمه ملت