جنگلها ميسوزند؛ از زاگرس تا هيركاني وقتي آتش از طبيعت پيشي ميگيرد
هر تابستان با آغاز گرماي هوا، نقشه ايران بار ديگر با لكههاي سرخ آتش در جنگلها و مراتع رنگ ميگيرد. از جنگلهاي بلوط زاگرس گرفته تا عرصههاي جنگلي هيركاني در شمال كشور، آتش به مهمان دايمي طبيعت ايران تبديل شده است؛ مهماني كه هر سال هزاران هكتار از سرمايههاي طبيعي كشور را نابود ميكند، دهها گونه گياهي و جانوري را از بين ميبرد و گاهي جان انسانهايي را ميگيرد كه داوطلبانه براي حفاظت از طبيعت به دل شعلهها ميزنند.
سالانه بين ۲ تا ۳ هزار فقره آتشسوزي در عرصههاي طبيعي كشور رخ ميدهد
گلي ماندگار|
هر تابستان با آغاز گرماي هوا، نقشه ايران بار ديگر با لكههاي سرخ آتش در جنگلها و مراتع رنگ ميگيرد. از جنگلهاي بلوط زاگرس گرفته تا عرصههاي جنگلي هيركاني در شمال كشور، آتش به مهمان دايمي طبيعت ايران تبديل شده است؛ مهماني كه هر سال هزاران هكتار از سرمايههاي طبيعي كشور را نابود ميكند، دهها گونه گياهي و جانوري را از بين ميبرد و گاهي جان انسانهايي را ميگيرد كه داوطلبانه براي حفاظت از طبيعت به دل شعلهها ميزنند. بررسي آمارهاي منتشرشده از سوي سازمان منابع طبيعي، سازمان حفاظت محيط زيست و گزارشهاي رسمي نشان ميدهد كه طي يك دهه گذشته، دهها هزار هكتار از جنگلها و مراتع كشور در آتش سوختهاند. اگرچه آمار دقيق سالانه به دليل تفاوت در شيوه ثبت اطلاعات ميان دستگاههاي مختلف متفاوت است، اما برآوردها نشان ميدهد كه در فاصله سالهاي ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۵ بيش از ۱۸۰ تا ۲۲۰ هزار هكتار از جنگلها و مراتع كشور طعمه حريق شدهاند كه بخش قابل توجهي از آن مربوط به جنگلهاي زاگرس است. كارشناسان تأكيد ميكنند سهم جنگلهاي واقعي از اين آمار حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار هكتار برآورد ميشود و باقي عرصههاي مرتعي و جنگلي تنك هستند؛ با اين حال خسارت اكولوژيك آن بسيار فراتر از وسعت سوخته است. اين در حالي است كه بسياري از متخصصان معتقدند آنچه امروز در زاگرس رخ ميدهد ديگر يك آتشسوزي طبيعي يا اتفاقي نيست، بلكه مجموعهاي از عوامل انساني، ضعف مديريتي، تغييرات اقليمي و در برخي موارد آتشافروزيهاي عمدي، بزرگترين رويشگاه بلوط خاورميانه را در معرض نابودي قرار داده است.
زاگرس؛ بيشترين قرباني آتش
جنگلهاي زاگرس با وسعتي نزديك به ۶ ميليون هكتار، حدود ۴۰ درصد آب شيرين تجديدپذير كشور را توليد ميكنند و زيستگاه صدها گونه گياهي و جانوري هستند. اما طي ده سال گذشته تقريباً هر سال بخشهايي از اين جنگلها در استانهاي كهگيلويه و بويراحمد، خوزستان، فارس، چهارمحال و بختياري، لرستان، ايلام و كرمانشاه گرفتار آتش شدهاند. سال ۱۴۰۵ نيز از اين قاعده مستثنا نبود. تنها در استان كهگيلويه و بويراحمد تا اوايل تابستان، ۱۷ فقره آتشسوزي ثبت شد. در فارس، ارتفاعات روشنكوه و كوهمره سرخي و در خوزستان، كوه بديل بهبهان دچار حريق شدند؛ حوادثي كه بار ديگر جان يكي از فعالان محيط زيست، «تقي چنگلوايي» را گرفت.
آمار چه ميگويد؟
بررسي گزارشهاي رسمي منتشرشده طي سالهاي اخير نشان ميدهد: سالانه بين ۲ تا ۳ هزار فقره آتشسوزي در عرصههاي طبيعي كشور رخ ميدهد.در سالها مانند ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ به دليل خشكسالي شديد، وسعت حريقها به شكل محسوسي افزايش يافت. بيش از ۹۰ درصد آتشسوزيها منشأ انساني دارند. سهم عوامل طبيعي مانند صاعقه كمتر از ۱۰ درصد برآورد ميشود. استانهاي زاگرسي بيشترين ميزان خسارت را تجربه ميكنند. كارشناسان معتقدند تغييرات اقليمي، كاهش بارندگي، افزايش دما و خشك شدن پوشش گياهي باعث شده كوچكترين جرقه به حريقي گسترده تبديل شود.
زاگرس در حال از دست دادن سپر اقليمي خود است
عليرضا پيرفلك، بومشناس و پژوهشگر اكوسيستمهاي جنگلي، آتشسوزيهاي مكرر را يكي از مهمترين تهديدهاي زيستمحيطي ايران ميداند و در اين رابطه به «تعادل »ميگويد: جنگل فقط مجموعهاي از درختان نيست. هر هكتار جنگل هزاران موجود زنده، ميليونها ميكروارگانيسم و چرخهاي پيچيده از حيات را در خود جاي داده است. وقتي يك هكتار جنگل ميسوزد، در واقع يك اكوسيستم كامل از بين ميرود؛ اكوسيستمي كه شايد صدها سال براي شكلگيري آن زمان صرف شده باشد. او با اشاره به وضعيت زاگرس ادامه ميدهد: بلوطهاي زاگرس بعضاً چند صد سال عمر دارند. نابودي آنها فقط از دست رفتن يك درخت نيست؛ اين جنگلها نقش اساسي در توليد آب، جلوگيري از فرسايش خاك، كنترل سيلاب و تنظيم اقليم دارند. از بين رفتن آنها يعني افزايش گردوغبار، كاهش بارندگي محلي، تشديد سيلابها و كاهش امنيت آبي كشور. اين بوم شناس با بيان اين مطلب كه روند فعلي ميتواند پيامدهاي اقتصادي سنگيني نيز داشته باشد، اظهار ميدارد: وقتي پوشش جنگلي از بين ميرود، هزينههاي مديريت سيلاب، فرسايش خاك، تأمين آب و حتي سلامت مردم چندين برابر ميشود. خسارت واقعي آتشسوزي فقط درخت سوخته نيست؛ بلكه آينده توسعه كشور است.
چرا جنگلها ميسوزند؟
پيرفلك همچنين مجموعهاي از عوامل را در افزايش آتشسوزيها موثر دانسته و ميگويد: اين عوامل عبارتند از افزايش دماي هوا و خشكسالي، كاهش رطوبت خاك، ورود گردشگران بدون رعايت اصول ايمني، آتش زدن بقاياي كشاورزي، اختلافات محلي و تصرف اراضي، شكار غيرمجاز، فعاليت برخي سودجويان براي تغيير كاربري اراضي، كمبود تجهيزات اطفاي حريق، نبود نيروي انساني كافي او ميافزايد: در كنار اين عوامل و بر اساس تحقيقاتي كه صورت گرفته است، بخشي از آتشسوزيهاي ارتفاعات زاگرس عمدي است؛ موضوعي كه بارها از سوي كارشناسان مطرح شده اما هنوز بررسي جامع و شفاف درباره آن منتشر نشده است.
تغييرات اقليمي آتش را شعلهورتر كرده است
اين پژوهشگر اكوسيستم جنگلي ضمن اشاره به موضوع كه تغيير اقليم باعث شده فصل آتشسوزي طولانيتر شود، ميگويد: قبلاً آتشسوزيها عمدتاً در تير و مرداد رخ ميداد اما اكنون از ارديبهشت آغاز ميشود و تا مهر ادامه دارد. افزايش دما و كاهش بارندگي باعث شده پوشش گياهي بسيار سريعتر خشك شود. او هشدار ميدهد: اگر روند گرمايش ادامه پيدا كند، احتمال وقوع آتشسوزيهاي بزرگ در سالهاي آينده افزايش خواهد يافت.
خسارتي كه با كاشت نهال جبران نميشود
عليرضا پير فلك در ادامه تاكيد ميكند: كاشت نهال جايگزين جنگلهاي سوخته نيست. يك جنگل بلوط كهنسال حاصل صدها سال تكامل طبيعي است. با كاشت چند هزار نهال نميتوان اكوسيستمي را كه طي قرنها شكل گرفته، بازسازي كرد. او اضافه ميكند: در بسياري از مناطق، پس از آتشسوزي فرسايش خاك آنقدر شديد ميشود كه حتي نهالهاي جديد نيز امكان استقرار پيدا نميكنند .
جان انسانها هم در آتش ميسوزد
مجيد حسيني، فعال باسابقه محيط زيست كه طي سالهاي مختلف در عمليات اطفاي حريق حضور داشته، ميگويد: در حدود ۲۰ سال گذشته دستكم بيش از ۲۰ نفر از فعالان محيط زيست، نيروهاي مردمي و داوطلبان در جريان مهار آتشسوزي جنگلها جان خود را از دست دادهاند. بسياري ديگر نيز دچار سوختگي يا آسيبهاي جدي شدهاند. او ادامه ميدهد: تقريباً هر سال شاهد تكرار يك سناريو هستيم؛ آتش در ارتفاعات آغاز ميشود، امكانات كافي وجود ندارد، بالگرد دير ميرسد يا اصلاً اعزام نميشود و مردم محلي با شاخه درخت و بيل براي خاموش كردن آتش وارد ميدان ميشوند. اين فعال محيط زيست ميافزايد: بسياري از جانباختگان حتي آموزش تخصصي اطفاي حريق نديده بودند و صرفاً براي دفاع از طبيعت وارد عمليات شدند .
كمبود تجهيزات؛ زخمي قديمي
حسيني با اشاره به اينكه فعالان محيط زيست سالهاست از كمبود تجهيزات گلايه دارند، ميگويد: هنوز در بسياري از استانهاي زاگرسي تجهيزات استاندارد اطفاي حريق وجود ندارد. نيروهاي مردمي لباس ضدحريق، كلاه ايمني، دمنده، خودروهاي مناسب و تجهيزات ارتباطي كافي ندارند. او ميافزايد: اگر امكانات هوايي به موقع وارد عمل شوند، بخش بزرگي از آتشها در ساعات اوليه مهار خواهد شد. اما مساله اينجاست كه در چنين شرايطي عموما كمبود تجهيزات هم به قيمت نابودي جنگلها تمام ميشود و هم به قيمت از دست رفتن جان انسانهايي كه حفظ محيط زيست برايشان در اولويت است.
بيتوجهي مسوولان؛ عامل تكرار بحران
اين فعال محيط زيست ادامه ميدهد: مشكل اصلي فقط كمبود امكانات نيست. هر سال بعد از پايان آتشسوزيها وعدههايي درباره خريد تجهيزات، آموزش نيروها و تقويت مديريت بحران داده ميشود اما سال بعد دوباره همان مشكلات تكرار ميشود. او ميافزايد: اگر حفاظت از جنگلها در اولويت ملي قرار گيرد، ميتوان بخش زيادي از اين خسارتها را كاهش داد. اما تا زماني كه واكنشها صرفاً پس از وقوع حادثه باشد، روند تخريب ادامه پيدا خواهد كرد. مجيد حسيني ميگويد: آنچه امروز در جنگلهاي ايران، بهويژه زاگرس، رخ ميدهد ديگر صرفاً مجموعهاي از حوادث پراكنده نيست؛ بلكه نشانه بحراني است كه در صورت تداوم، ميتواند يكي از مهمترين سرمايههاي طبيعي كشور را بهشدت تضعيف كند. اين فعال محيط زيست ميافزايد: طي يك دهه گذشته، برآوردها از سوختن بيش از ۱۸۰ تا ۲۲۰ هزار هكتار از عرصههاي جنگلي و مرتعي حكايت دارد؛ خسارتي كه بخش مهمي از آن هرگز قابل جبران نخواهد بود. در اين ميان، جان باختن بيش از ۲۰ فعال و داوطلب محيط زيست طي دو دهه اخير، نشان ميدهد هزينه حفاظت از طبيعت در ايران تنها با نابودي درختان پرداخت نميشود، بلكه انسانهايي نيز جان خود را در اين راه از دست ميدهند. حسيني در پايان اظهار ميدارد: كارشناسان بر اين باورند كه مهار اين بحران تنها با خاموش كردن شعلهها ممكن نيست؛ بلكه نيازمند پيشگيري، مديريت علمي، تأمين تجهيزات، برخورد با عوامل انساني، آموزش عمومي و عزم جدي دولت و نهادهاي مسوول است. در غير اين صورت، هر تابستان تنها بايد منتظر تكرار همان تصاوير تلخ از جنگلهاي شعلهور، آسمان دودگرفته و داوطلباني بود كه با دست خالي در برابر آتش ميايستند .