اسرائیل و دروغ‌ پیروزی در جنگ علیه ایران

۱۴۰۵/۰۴/۰۷ - ۱۲:۵۵:۳۵
کد خبر: ۳۹۲۹۸۸
اسرائیل و دروغ‌ پیروزی در جنگ علیه ایران

از آنجایی که در جنگ علیه ایران، حقیقت نه یک قربانی فرعی بلکه بازنده ثابت بود، روزنامه عبری «یدیعوت آحارونوت» تحقیق مفصلی را نه در توجیه یا زیباسازی جنگ بلکه برای کشف آن لحظه‌ خطرناکی آغاز کرد که تشکیلات امنیتی رژیم صهیونیستی از نهادی که قرار بود تحولات را بررسی کند، به شاهدی زبانی برای روایتی سیاسی تبدیل شد که می‌داند ناقص است.

 روزنامه آحارونوت طبق روایت اسرائیلی نوشت: «جنگ علیه ایران با دستاوردهای نظامی و اطلاعاتی همراه بوده» اما این دستاوردها بعدها بزرگنمایی‌ شدند تا جایی که به روایت‌هایی از پیروزی قاطع تبدیل شده‌اند که با آنچه ارتش و اطلاعات اسرائیل از آنها اطلاع داشتند، مطابقتی نداشت.

عملیات سفیدنمایی

آحارونوت در گزارش خود به صبح روز ۲۵ ژوئن ساعاتی بعد از پایان دور اول حملات به ایران بازمی‌گردد، زمانی که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا طبق تحقیقات، آنچه را پیروزی «درخشان و تاریخی» می‌خواندند، جشن گرفته بودند. ترامپ اعلام کرد که تاسیسات فردو، نطنز و اصفهان «کاملاً نابود شده‌اند»، نتانیاهو نیز مدعی شد که «اسرائیل ۲ تهدید موجودیتی یعنی هسته‌ای و موشکی ایران را در پیروزی‌ای که اثرات آن برای نسل‌ها ادامه خواهد داشت، از بین برد.»

رژیم صهیونیستی چگونه روایت جنگ علیه ایران را تحریف کرد؟
نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی
اما آحارونوت در این خصوص نوشت: ارزیابی‌های اولیه در اراضی اشغالی که بر اساس تصاویر ماهواره‌ای، پهپادها و سایر اطلاعات به دست آمد، حاکی از این بود که خسارات قابل توجهی به این تاسیسات وارد شده اما تخریب کامل صورت نگرفته است، همچنین گزارش داخلی پنتاگون که بعدها روزنامه نیویورک تایمز آن را منتشر کرد، با روایت ترامپ در تضاد بود و نشان داد که خسارت به تاسیسات ایران نه قطعی و نه فراگیر بوده است.

به نوشته این روزنامه عبری، آنچه نیاز بود، نه فقط یک روایت سیاسی بلکه یک شهادت حرفه‌ای غیرآمریکایی بود که به اظهارات ترامپ و نتانیاهو وزن اطلاعاتی داده و از تأثیر گزارش پنتاگون بکاهد. در همین راستا نیز دفتر نتانیاهو فشارهای زیادی را بر برخی مسؤولان ارتش و سرویس‌های اطلاعاتی وارد کرد تا سندی را در تایید نابودی زیرساخت‌های ایران امضا کنند.

آحارونوت در گزارش خود این اقدامات را «اولین عملیات سفیدنمایی» نامید و ادامه داد یک مقام ارشد اطلاعاتی از امضای سند یاد شده خودداری کرد و گفت: «نباید از نهادهای امنیتی انتظار داشت آنها بهای گزافه‌گویی‌های نتانیاهو یا ترامپ درباره دستاوردهایی را بپردازند که هر کودکی می‌داند، چنین چیزهایی اصلا محقق نشده‌اند، در نهایت حقیقت آشکار خواهد شد و هر کسی که امروز یک روایت سیاسی را امضا کند، فردا خواهد دید آن روایت در مقابل صورتش منفجر می‌شود.»

رژیم صهیونیستی چگونه روایت جنگ علیه ایران را تحریف کرد؟
ترامپ و نتانیاهو
شیمی سیاسی

طبق تحقیقات، مرکز اطلاعات نظامی این سند را رد کرد و در ادامه دفتر نتانیاهو تلاش کرد از طریق «موشه ادری» مدیرکل کمیسیون انرژی اتمی، مسؤول دیگری را برای این کار پیدا کند اما دانشمندان این کمیته نیز از امضای متنی که حاکی از این بود که این حمله، فردو را از سرویس خارج کرده و توانایی هسته‌ای ایران را سال‌ها به عقب بازگرداند، خودداری کردند، پس از فشارهای مداوم در نهایت راه‌حل میانه‌ای حاصل شد که یک بند حیاتی به آن اضافه شد که می‌گفت «اگر ایران به مواد هسته‌ای دست نیابد، این دستاورد دست نخورده باقی خواهد ماند.»

آحارونوت در ادامه نوشت: این بند برای تضعیف کل روایت اسرائیلی کافی بود چراکه ایران طبق آنچه از منابع خود نقل می‌کند، هنوز حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم در اختیار دارد «که برای تولید حدود ۱۱ بمب اتمی کافی است».

این روزنامه همچنین با طعنه نوشت: این فرمول ممکن است «فیزیک هسته‌ای» نباشد اما در دسته «شیمی سیاسی» قرار می‌گیرد که پوشش حرفه‌ای را در میان افکار عمومی برای ترامپ و نتانیاهو فراهم می‌کند و در سطر آخر نیز حاشیه احتیاطی را برای دانشمندان باقی می‌گذارد. با این حال این موارد می‌توانند برای همه نتیجه معکوسی داشته باشند.

زبان سفیدنمایی

بر این اساس، آحارونوت تحقیقات خود را به چیزی که آن را «زبان سفیدنمایی» می‌خواند، بسط داد و نوشت: این موضوع همیشه مبتنی بر یک دروغ آشکار نبوده بلکه متکی به عباراتی است که با دقت انتخاب شده‌اند، مردم آنها را به عنوان تایید روایت نتانیاهو در نظر می‌گیرند و به عنوان یک ملاحظه حرفه‌ای حساب‌شده در صورت‌جلسه ثبت می‌شوند، بر همین اساس هم گفته نشده که برنامه هسته‌ای ایران نابود شده، بلکه گفته شده که «سال‌ها به عقب برگشته است»، گفته نشده که تهدید موشکی ایران پایان یافته، بلکه گفته شده که «سکوهای پرتاب و زیرساخت‌های تولید آن آسیب دیده‌اند» و گفته نشده که حاکمیت ایران سقوط خواهد کرد، بلکه گفته شده که «ارتش شرایط را برای آن فراهم کرد.»

بمب و موشک

این روزنامه عبری درباره جنگ علیه ایران نوشت: نتانیاهو حمله به ایران را به عنوان پاسخی به «تهدید نابودی اسرائیل» ارائه کرد و فرماندهان نظامی و سخنگویان رسمی کابینه او نیز همین روایت را در پیش گرفتند تا اینکه در نهایت ایال زامیر، رئیس ستاد مشترک ارتش او گفت که اسرائیل به نقطه بی‌بازگشت رسیده است، با این حال برآوردهای اطلاعاتی از این هم پیچیده‌تر بود چراکه اطلاعات نگران‌کننده‌ای از سال ۲۰۲۲ در مورد به اصطلاح «گروه تسلیحاتی» جمع‌آوری شده بود اما هرگز شواهد قطعی مبنی بر «صدور دستور تولید بمب از سوی آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران» به دست نیامد.

این روزنامه رژیم صهیونیستی در ادامه نیز نوشت: نتیجه ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا در مارس ۲۰۲۵ نیز این بود که هیچ برنامه تسلیحاتی فعالی در ایران وجود ندارد، بنابراین، باید میان وجود شاخص‌های نگران‌کننده و دستکاری سیاسی اطلاعات جهت تبدیل آنها به یک وضعیت اضطراری قریب‌الوقوع جهت توجیه جنگ در اذهان عمومی تمایز قائل شد.

آحارونوت درباره برنامه موشک‌های بالستیک ایران نیز نوشت: بیانیه کابینه اسرائیل درباره حذف «تهدید موجودیتی دوگانه» با آنچه نهادهای امنیتی از آن مطلع بودند، همخوانی نداشت، یک افسر ارشد اطلاعاتی اسرائیل در این رابطه تصریح کرد که هیچ چیز به طور کامل یا دائمی نابود نشده است نه برنامه هسته‌ای و نه تاسیسات موشکی.

طبق تحقیقات آحارونوت، گفتمان رسمی بر نابودی حدود ۲۰۰ سکوی پرتاب متمرکز بود اما این واقعیت که طبق برآوردهای خوش‌بینانه، تنها حدود یک سوم موشک‌ها رهگیری شدند و حدود نیمی از سامانه‌های پرتاب و بخش‌های استراتژیک صنعت موشکی باقی مانده‌اند، به حاشیه رانده شد.

خسارات اغراق‌آمیز

این روزنامه عبری در ادامه تحقیق خود نوشت: نتیجه ارزیابی خسارات که سپتامبر در داخل ارتش اسرائیل انجام شد، این بود که هیچ یک از سایت‌های هسته‌ای به طور کامل نابود نشده‌اند، فردو به شدت آسیب دیده اما کاملا از بین نرفته و اورانیوم غنی شده ایران آسیب ندیده‌ بلکه طبق گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که این روزنامه به آنها استناد کرده، این مواد در سه پناهگاه مستحکم توزیع شده‌اند.

بر این اساس، احتمالا تعلیق در پروژه هسته‌ای تنها چند ماه است نه «چند نسل» که نتانیاهو ادعا کرده بود، در ادامه نیز ارتش اسرائیل یا به دلیل فشار سیاسی و یا از ترس «ماشین مسمومیت» که ممکن است در صورت مغایرت با روایت رهبری سیاسی، آن را هدف قرار دهد، تصمیم گرفت یافته‌های خود را از عموم مردم پنهان کند.

این روزنامه عبری در ادامه به ادعاها درباره ترور دانشمندان هسته‌ای ایران پرداخت و نوشت: طبق تحقیقات، نتانیاهو از حذف دانشمندان هسته‌ای برتر ایران خبر داد اما ارتش می‌دانست که این عملیات تنها منجر به «کشته شدن» ۹ دانشمند ایرانی شده است که چهار نفر از آنها از ارشدترین افراد بوده‌اند، در حالی که برنامه هسته‌ای ایران شامل صدها دانشمند و مهندس است و این عملیات به معنای نابود کردن دانش هسته‌ای نبوده و تبدیل عملیاتی با نتایج محدود به اعلام نابودی برنامه هسته‌ای، توجیه‌ناپذیر است.

روایت ناقص

آحارونوت در نهایت به هدف «سرنگونی حاکمیت در ایران» پرداخت و نوشت: نتانیاهو پیشتر اعلام کرده بود که پروژه‌های هسته‌ای و موشکی آن نابود شده‌اند اما در دور دوم، نابودی آنها را دوباره در کنار سرنگونی دولت، جزو اهداف عملیات قرار دهد. مرکز اطلاعات اسرائیل، طرح سرنگونی حاکمیت را محکوم به شکست می‌دانست و اوفیر میزراهی-روزین، رئیس بخش تحقیقات این مرکز نیز نسبت به تغییر هدف جنگ از اهداف نظامی به نمادهای حاکمیت و پایگاه‌های بسیج هشدار داد اما ارتش به جای مقابله با مسؤولان سطوح سیاسی، فرمولی را انتخاب کرد که قابل تحمل باشد: «ایجاد شرایط نظامی» که امکان سرنگونی حاکمیت را فراهم کند.

به نوشته این روزنامه عبری، این گزاره به ارتش اجازه داد تا بدون درگیری علنی با نتانیاهو از پذیرش کامل وعده سیاسی خودداری کند، به این ترتیب اگر نقشه موفق می‌شد، گفته می‌شد که ارتش در پیروزی نقش داشته و اگر شکست می‌خورد، گفته می‌شد که ارتش جز ایجاد شرایط، کار دیگری نکرده است.

دفتر نتانیاهو در پاسخ‌های خود ضمن ابراز مخالفت با تلاش‌ها برای کم‌اهمیت جلوه دادن «دستاوردهای ۲ عملیات علیه ایران» ادعا کرد که «نتانیاهو به گفته خودش سال‌هاست که از تهدید بمب و صنعت موشکی جلوگیری کرده است.» سخنگوی ارتش اسرائیل نیز گفت که اظهاراتش مبتنی بر اطلاعات معتبر است و به حقیقت و شفافیت متعهد است.

با این حال، نتیجه‌گیری روزنامه آحارونوت متفاوت است، این روزنامه در پایان نوشت: خطر نه تنها در اغراق سیاستمداران بلکه در لحظه‌ای نهفته است که نهاد امنیتی به بخشی از «ماشین تبلیغات سیاسی» تبدیل می‌شود و با عباراتی حساب‌شده، از روایتی حمایت می‌کند که می‌داند ناقص است.

بیمه ملت