ديپلماسي گام ‌به ‌گام و اقتصادِ معامله

۱۴۰۵/۰۴/۰۲ - ۰۱:۱۵:۳۴
کد خبر: ۳۹۲۴۵۰

 تفاهم مقدماتي ايران و امريكا و آغاز مذاكرات ۶۰ روزه، نشانه‌اي مثبت براي اقتصاد و فضاي رواني جامعه است. منطق مذاكره بر «راه‌حل‌هاي مرحله‌‌اي» و «داد و ستد متقابل» استوار است، مسيري كه مي‌تواند همزمان امنيت، اطمينان و توسعه را تقويت كند.

علي شمس‌اردكاني

 تفاهم مقدماتي ايران و امريكا و آغاز مذاكرات ۶۰ روزه، نشانه‌اي مثبت براي اقتصاد و فضاي رواني جامعه است. منطق مذاكره بر «راه‌حل‌هاي مرحله‌‌اي» و «داد و ستد متقابل» استوار است، مسيري كه مي‌تواند همزمان امنيت، اطمينان و توسعه را تقويت كند. تحولات اخير، دو منبع همزمان شادي در جامعه ايجاد كرده است: نخست، به نتيجه رسيدن يك تفاهم مقدماتي با امريكا و آغاز مذاكرات ۶۰ روزه كه نشانه‌هايي از كاهش برخي محدوديت‌هاي نفتي و گشايش‌هاي اقتصادي به همراه داشته و دوم، خبرهاي اميدوار‌كننده از تيم ملي فوتبال ايران در رقابت‌هاي جهاني 2026. اين دو رخداد در يك نقطه مشترك‌اند: افزايش اميد و اعتماد در جامعه. آنچه امروز در عرصه سياست خارجي رخ داده، بيش از هر چيز بازگشت به منطق اصيل مذاكره است. ماهيت روابط بين‌الملل بر گفت‌وگو و چانه‌زني استوار است و مذاكره دو ويژگي اصلي دارد:

نخست آنكه راه‌حل -solution‌- ارايه مي‌كند. راه‌حل يعني پيدا كردن مسير خروج از بن‌بست.

دوم آنكه اين راه‌حل‌ها الزاما كامل و يك‌باره نيستند، بلكه به صورت مرحله‌اي و «partial solution»  شكل مي‌گيرند؛ راه‌حل‌هاي گام‌ به ‌گام. در ديپلماسي جهاني نمي‌توان همه مسائل پيچيده را در يك ظرف ريخت و انتظار داشت يك‌باره حل شوند.

حل اختلافات تاريخي و پيچيده، نيازمند صبر، تدريج و اعتمادسازي متقابل است. همان‌گونه كه در ادبيات قديم گفته مي‌شد «حل مشكلات يكي‌يكي ممكن است؛ الهم اني اسئلك بير بير»، در روابط بين‌الملل نيز بايد هر مساله را جداگانه و مرحله‌اي مديريت كرد. يك رياضيدان يوناني در منازعه ميان آتن و اسپارت يادآوري مي‌كند كه ابتدا بايد يك مشكل با اسپارت حل شود و سپس سراغ مشكل بعدي رفت تا دامنه اختلافات به تدريج كاهش يابد.

در اين چارچوب، اصل «يك قدم به سوي من بيا تا من هم يك قدم بيايم» مبناي حركت است. اگر هر طرف يك گام بردارد، فاصله دو گام كاهش مي‌يابد، به همين دليل ديپلمات‌ها معتقدند نخستين گام، مهم‌ترين گام است، زيرا تا گام اول برداشته نشود، گام دوم اساسا معنايي ندارد. از اين منظر، تفاهم مقدماتي و آغاز مذاكرات ۶۰ روزه را بايد همان گام نخست دانست؛ گامي كه مي‌تواند زمينه‌ساز مراحل بعدي شود.

ويژگي دوم مذاكره، «معامله‌محور بودن» آن است. مذاكره بدون دادوستد معنا ندارد. روابط بين‌الملل صرفا عرصه شعار يا اعلام مواضع نيست، بلكه ميدان تبادل منافع است. نفت، پول، تجارت و جريان كالا بخشي از واقعيت‌هاي اين تعامل‌اند. وقتي رييس‌جمهور گزارش مي‌كند كه در چند روز چند ميليارد دلار نفت فروخته شده، معنايش آن است كه منابع تازه‌اي براي كشور فراهم آمده و امكان تامين نيازهاي اقتصادي تقويت شده است. اين امر را بايد به فال نيك گرفت. ازسوي ديگر جامعه‌اي كه خبرهاي اميدواركننده مي‌شنود -چه در عرصه سياست خارجي و چه در حوزه ورزش- احساس آرامش و اطمينان بيشتري مي‌كند.

اين اطمينان همان چيزي است كه در ادبيات ديني از آن به «بلده آمنه مطمئنه» ياد شده؛ جامعه‌اي امن و برخوردار از آرامش خاطر نسبت به آينده. در چنين فضايي، اعتماد عمومي يا به تعبير فرنگي‌ها «confidence» افزايش مي‌يابد و سرمايه اجتماعي تقويت مي‌شود. در مقابل، فضايي كه هر روز در آن تنش، هيجان و مخالفت با اصل مذاكره و صلح تكرار شود، نمي‌تواند جامعه‌اي آرام و مطمئن بسازد.

جامعه توسعه ‌يافته نيازمند امنيت و پيش‌بيني‌پذيري است. براي تحليل نظريه‌هاي جديد توسعه، بايد به ديدگاه داگلاس نورث -برنده جايزه نوبل اقتصاد- و استاد خود من استناد كرد كه توسعه را در گرو نهادهاي باثبات، تعامل گسترده و ارتباط با كانون‌هاي مختلف اقتصادي مي‌دانست. جامعه‌اي در مسير پيشرفت قرار مي‌گيرد كه با جهان پيرامون خود در ارتباط باشد، دادوستد كند و جريان كالا و سرمايه در آن برقرار باشد.

از اين منظر، باز بودن مسير تجارت يك ضرورت است نه يك انتخاب تجملي. در صدر اسلام نيز پيامبر اسلام در مذاكره با نجراني‌ها تلاش مي‌كرد مسيرهاي تجاري ميان مكه، يمن، حبشه، شام و ديگر مناطق باز بماند.

ماجراي مذاكرات نجران نمونه‌اي از همين رويكرد است؛ جايي كه انسداد مسيرهاي تجاري، اقتصاد را تحت فشار قرار داده بود و گفت‌وگو براي رفع اين انسداد اهميت حياتي داشت. نتيجه آن مذاكرات، توافقي بود كه به باز شدن مسير تعامل و تجارت انجاميد. تجربه تاريخي نشان مي‌دهد كه هيچ جامعه‌‌اي در انزوا به توسعه پايدار نرسيده است.

 داد و ستد، تعامل و ارتباط با جهان بيروني، شرط لازم شكوفايي اقتصادي است. وقتي مسير تجارت باز باشد، كالا و سرمايه «از هر مكان» به كشور مي‌رسد و نياز‌ها به شكل مستمر تامين مي‌شود. چنين جامعه‌اي هم امن است و هم مطمئن؛ امنيت دارد و نسبت به آينده خود دچار اضطراب دايمي نيست. بر همين اساس، تفاهم اخير و آغاز مذاكرات جديد را بايد در چارچوب همين منطق تحليل كرد: گامي نخست در مسير كاهش تنش، افزايش تعامل و تقويت اعتماد. اين مسير نه يك‌شبه طي مي‌شود و نه بي‌چالش است، اما منطق آن روشن است: حل مسائل به صورت مرحله‌اي، بر پايه دادوستد متقابل و با هدف ايجاد جامعه‌اي امن، باثبات و در حال توسعه. درنهايت، بايد از تجربه‌هاي تاريخي (چه در سنت ديني و چه در نظريه‌هاي مدرن اقتصادي)‌درس گرفت. توسعه، امنيت و رفاه از دل تعامل سازنده و مذاكره هدفمند بيرون مي‌آيد. اگر گام اول برداشته شده باشد، مي‌توان به گام‌هاي بعدي نيز اميد داشت؛ مشروط بر آنكه اصل گفت‌وگو و معامله، همچنان مبناي حركت باقي بماند.

بیمه ملت