هوانوردي ايران در مسير ركود؟
آمارهاي رسمي منتشرشده از سوي شركت فرودگاهها و ناوبري هوايي ايران، تصويري نگرانكننده از وضعيت حملونقل هوايي كشور در نيمه نخست سال ۱۴۰۴ ترسيم ميكند.
آمارهاي رسمي منتشرشده از سوي شركت فرودگاهها و ناوبري هوايي ايران، تصويري نگرانكننده از وضعيت حملونقل هوايي كشور در نيمه نخست سال ۱۴۰۴ ترسيم ميكند. بر اساس اين دادهها، تعداد پروازهاي مسافربري، شمار مسافران جابهجا شده و حجم بار هوايي همگي با افتي دو رقمي مواجه شدهاند؛ روندي كه نشان ميدهد صنعت هوانوردي ايران در يكي از دشوارترين دورههاي خود طي سالهاي اخير قرار گرفته است. طبق اين آمار، تعداد نشست و برخاست هواپيماهاي مسافربري در شش ماه نخست سال جاري به ۱۳۴ هزار و ۱۷۵ پرواز رسيده كه نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱۷ درصد كاهش يافته است. در همين بازه زماني، تعداد مسافران جابهجا شده نيز با افت ۱۹ درصدي به حدود ۱۵ ميليون نفر رسيده و ميزان حمل بار و محمولههاي پستي هوايي نيز به همين ميزان كاهش يافته است. اين ارقام صرفاً چند عدد در يك گزارش آماري نيستند؛ بلكه نشانهاي از كاهش پويايي اقتصادي، افت تقاضاي سفر و چالشهاي عميقي هستند كه صنعت هوانوردي كشور با آن روبرو است. اگرچه در گزارشهاي رسمي بهطور مستقيم درباره دلايل اين كاهش صحبت نشده، اما كارشناسان مجموعهاي از عوامل را در شكلگيري اين وضعيت موثر ميدانند. يكي از مهمترين اين عوامل، تبعات ناشي از تنشهاي امنيتي و درگيريهاي نظامي اخير در منطقه است كه به افزايش نااطميناني در بازار سفر منجر شده است. در ماههاي گذشته، صنعت حملونقل هوايي ايران تحت تأثير محدوديتهاي پروازي، تغيير مسير برخي پروازها و افزايش هزينههاي عملياتي قرار گرفته است. چنين شرايطي نهتنها بر شركتهاي هواپيمايي اثر گذاشته، بلكه بر تصميم مردم براي انجام سفرهاي هوايي نيز تأثير مستقيم داشته است. از سوي ديگر، كاهش قدرت خريد خانوارها باعث شده سفر هوايي بيش از گذشته به كالايي لوكس تبديل شود. رشد هزينههاي زندگي، افزايش قيمت بليت و كاهش درآمد واقعي خانوارها سبب شده بسياري از شهروندان سفرهاي هوايي خود را به تعويق بيندازند يا به سراغ گزينههاي ارزانتر بروند.
مهرآباد همچنان اول؛ اما با سقوط ۲۰ درصدي
بررسي عملكرد فرودگاههاي مهم كشور نيز ابعاد گستردهتر اين افت را آشكار ميكند. فرودگاه مهرآباد تهران با وجود حفظ جايگاه خود به عنوان پرترددترين فرودگاه كشور، كاهش ۲۰ درصدي در جابهجايي مسافر را تجربه كرده است.اين موضوع اهميت زيادي دارد؛ زيرا مهرآباد به عنوان قلب پروازهاي داخلي كشور معمولاً شاخصي براي سنجش وضعيت كلي بازار سفرهاي هوايي محسوب ميشود. افت ۲۰ درصدي در اين فرودگاه نشان ميدهد كاهش تقاضا محدود به يك منطقه يا مسير خاص نيست و تقريباً كل شبكه پروازي كشور را تحت تأثير قرار داده است. در ساير فرودگاههاي مهم نيز شرايط چندان متفاوت نيست. فرودگاه مشهد با كاهش ۱۳ درصدي، شيراز با افت ۱۷ درصدي، اهواز با ۱۸ درصد، اصفهان و بندرعباس هر كدام با ۲۲ درصد، تبريز با ۲۶ درصد و كرمان با ۲۱ درصد كاهش جابهجايي مسافر مواجه شدهاند. در ميان اين آمارها، كاهش ۲۶ درصدي فرودگاه تبريز بيش از ساير فرودگاهها جلبتوجه ميكند؛ رقمي كه نشاندهنده فشار مضاعف بر برخي مسيرهاي هوايي و بازارهاي منطقهاي است. يكي از مهمترين چالشهاي صنعت هوانوردي ايران كه سالهاست درباره آن هشدار داده ميشود، فرسودگي ناوگان هوايي است. ميانگين عمر بالاي هواپيماها، دشواري تأمين قطعات، محدوديت در نوسازي ناوگان و هزينههاي سنگين تعمير و نگهداري، ظرفيت عملياتي ايرلاينها را كاهش داده است. در شرايطي كه بسياري از كشورهاي منطقه طي سالهاي اخير سرمايهگذاري گستردهاي در توسعه ناوگان و زيرساختهاي هوانوردي انجام دادهاند، شركتهاي هواپيمايي ايراني همچنان با مشكلات مزمني دست و پنجه نرم ميكنند كه توان رقابت را از آنها گرفته است. كاهش تعداد پروازها را نميتوان صرفاً ناشي از افت تقاضا دانست؛ بخشي از اين مساله به محدوديت عرضه نيز بازميگردد. هنگامي كه هواپيماهاي كمتري در مدار بهرهبرداري قرار دارند، طبيعي است كه ظرفيت جابهجايي مسافر نيز كاهش پيدا كند.
كاهش بار هوايي نشانهاي از ركود اقتصادي؟
افت ۱۹ درصدي حمل بار هوايي شايد حتي از كاهش تعداد مسافران نيز مهمتر باشد. در بسياري از كشورها، ميزان جابهجايي بار هوايي يكي از شاخصهاي مهم سنجش فعاليتهاي اقتصادي و تجاري محسوب ميشود. كاهش حجم بار هوايي ميتواند نشاندهنده افت تجارت، كاهش فعاليتهاي توليدي يا افزايش هزينههاي لجستيكي باشد. به بيان ديگر، ركود در بخش حمل بار فقط يك مساله مربوط به فرودگاهها نيست؛ بلكه ميتواند بازتابي از وضعيت كلي اقتصاد باشد. از همين رو، تحليلگران معتقدند روند نزولي حمل بار هوايي بايد با دقت بيشتري مورد بررسي قرار گيرد؛ زيرا ممكن است نشانهاي از كاهش تحرك اقتصادي در بخشهاي مختلف كشور باشد. نكته قابل تأمل اين است كه صنعت هوانوردي كشور طي سالهاي اخير بارها نسبت به ضرورت اصلاح ساختارها، نوسازي ناوگان و توسعه زيرساختها هشدار داده است، اما بسياري از اين مطالبات همچنان بيپاسخ ماندهاند. اكنون كه آمارهاي رسمي از افت دو رقمي در شاخصهاي اصلي صنعت خبر ميدهد، به نظر ميرسد زمان تصميمگيريهاي جدي فرا رسيده است. ادامه اين روند ميتواند به كاهش درآمد فرودگاهها، تضعيف شركتهاي هواپيمايي، افت سرمايهگذاري و حتي از دست رفتن فرصتهاي شغلي در اين صنعت منجر شود. اگرچه فعالان صنعت اميدوارند با بهبود شرايط اقتصادي، كاهش تنشهاي منطقهاي و افزايش ظرفيت ناوگان، روند نزولي فعلي متوقف شود، اما واقعيت اين است كه بازگشت به سطح عملكرد سال گذشته نيازمند مجموعهاي از اقدامات هماهنگ و فوري است. هوانوردي تنها يك صنعت حملونقلي نيست؛ بلكه موتور محرك گردشگري، تجارت، سرمايهگذاري و توسعه منطقهاي محسوب ميشود. كاهش چشمگير تعداد پروازها و مسافران، هشداري است كه نبايد صرفاً در قالب يك گزارش آماري ديده شود.