بورس در محاصره اخبار
بازار سرمايه اين روزها در چرخهاي از اخبار متناقض و هيجانات سينوسي گرفتار شده است.
بازار سرمايه اين روزها در چرخهاي از اخبار متناقض و هيجانات سينوسي گرفتار شده است.
آنچه بيش از هر چيز ديگر، اعتماد سهامداران را تهديد ميكند، نه خودِ اخبار، بلكه كيفيت و ضمانت اجرايي اين اخبار است.
وقتي بازار با سيگنالهاي مثبت و منفي متناوب درباره موضوعات كلان مانند بازگشايي تنگه هرمز، آتشبس در لبنان يا آزادسازي منابع ارزي بمباران ميشود، ناخودآگاه در موقعيت دفاعي قرار ميگيرد.
در ادبيات بازار سرمايه، مثالِ شركتي كه وعده شفافسازي ميدهد اما خلف وعده ميكند بهترين تشبيه براي وضعيت فعلي است.
وقتي نهادي اخباري را پيرامون موضوعات حساس منتشر ميكند اما آن اخبار فاقد پيوستهاي اجرايي و ضمانتهاي عملياتي است، بازار آن را نه به عنوان اطلاعات رسمي، بلكه به عنوان يك گمانهزني درنظر ميگيرد.
تكرار اين سناريو، اعتماد عمومي را به شدت فرسايش ميدهد.
وقتي صبح خبر از بازگشايي تنگه هرمز و ورود نفتكشها ميآيد و ظهر خبري مبني بر بسته شدن مجدد آن يا تكذيب آزادسازي منابع ارزي منتشر ميشود، بازار دچار «سندروم ناپايداري»
ميشود.
ريشه اين تلاطم در يك واقعيت تاريخي نهفته است، سوءظنِ نهادينه شده در روابط ايران و امريكا طي چهار دهه اخير.
در بسياري از نشستها و تفاهمات، صحبتهايي پيرامون آتشبس يا تفاهمهاي مالي صورت ميگيرد، اما آنچه غايبِ بزرگ اين ميزهاست، ضمانت اجرا است.
هيچ تعهد مكتوب و الزامآوري وجود ندارد كه بگويد اين اقدامات دقيقا از چه تاريخي و با چه سازوكاري اجرا ميشوند.
در چنين فضاي خاكستري و مهآلودي، طبيعي است كه بازار به محض شنيدن يك خبر مثبت، دچار اوراكشن واكنش بيش از اندازه شود و به محض برخورد با كوچكترين ابهام يا تكذيب، به سرعت عقبنشيني كند.
نكته قابلتأمل، وضعيت تكنيكال و رواني شاخص كل است. بازار سهام از ابتداي سال ۱۴۰۴ رشدي در حدود ۹۲درصد را تجربه كرده است.
اگرچه در مقايسه با ساير بازارهاي موازي، شايد اين جهش منطقي به نظر برسد، اما واقعيت اين است كه اين رشدِ پرشتاب در بازه زماني بسيار كوتاه حدود دو ماه اتفاق افتاده است. اين سرعتِ رشد، بازار را حساس و شكننده كرده است.
وقتي انتظاراتِ تورمي و خوشبينيها تا اين حد بالا ميرود، كوچكترين پرسش يا ترديدي درباره تفاهمنامهها ميتواند به سقوطي ناگهاني منجر شود؛ همانطور كه در معاملات سيويكم خرداد شاهد بوديم.
اين فراز و فرودها، تا زماني كه بر پايه توافقاتِ غيرقطعي بنا شده باشد، ادامه خواهد داشت. بازار سرمايه در كوتاهمدت به جاي آنكه براساس بنيادها و سودآوري شركتها حركت كند، گروگانِ اخبارِ غيرقابل اتكا است.
تا زماني كه اين پيچيدگيهاي مزمن و چالشهاي تاريخي با ضمانتهاي اجرايي شفاف گره نخورد، معاملهگران بايد انتظار تلاطمهاي مقطعي را داشته باشند، چراكه بازار در حال يادگيري اين است كه هر خبرِ مثبت، لزوما به معناي يك تغييرِ ساختاري در اقتصاد نيست.