بهشتی ترور شد چون مساله حل كن سيستم بود
فرشاد مومني با بيان اينكه شهيد بهشتي به اعتراف كادرهاي ارشد مجاهدين خلق «مسالهحلكن سيستم» بود، گفت: اين سازمان پس از شناسايي نقش موثر او در مقابله با «انحطاط انديشهاي» خود، از سالهاي ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ برنامه برخورد فيزيكي و ترور وي را در دستور كار قرار داد.
فرشاد مومني با بيان اينكه شهيد بهشتي به اعتراف كادرهاي ارشد مجاهدين خلق «مسالهحلكن سيستم» بود، گفت: اين سازمان پس از شناسايي نقش موثر او در مقابله با «انحطاط انديشهاي» خود، از سالهاي ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ برنامه برخورد فيزيكي و ترور وي را در دستور كار قرار داد. فرشاد مومني در نشست سالانه بزرگداشت شهيد آيتالله دكتر بهشتي كه در محل موسسه مطالعات دين و اقتصاد برگزار شد، اظهار كرد: مساله اساسي و از جهاتي بسيار تكاندهنده اين است كه بر اساس اسناد و مكتوباتي كه در اختيار قرار دارد برخلاف ديدگاه تروركنندگان (شخصيت) شهيد بهشتي اين قابليت يعني برخوردار بودن از يك نظم انديشهاي كه قادر به حل و فصل مسائل مبتلابه باشد بر اساس موازين اسلامي در ايشان وجود دارد. وي افزود: مراجعه به كتاب سه جلدي وزارت اطلاعات درباره شهيد بهشتي در آينه ساواك، مصرحات كادرهاي كليدي مجاهدين خلق درباره ويژگي اقناعي كمنظير شهيد بهشتي و مورد اعتماد بودن ايشان در ميان بخش بزرگي از كساني كه در جريان مبارزه قرار داشتند را نشان ميدهد. شهيد بهشتي انحطاط انديشهاي مجاهدين خلق را شناسايي كرده بود و با آن برخورد فعالي داشت. از آن موقع يعني سال ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ گفتند كه ما برنامه برخورد فيزيكي و ترور بهشتي را در دستور كار قرار داديم. مومني خاطرنشان كرد: در آن ايام يك نوار هم از موسي خياباني پخش شد كه براي توجيه آن كادرهاي تروريست مجاهدين خلق به منظور زدن آقاي بهشتي از اين استعاره استفاده ميكند كه بهشتي مساله حل كن اين سيستم است و تا زماني كه او باشد مسالهاي لاينحل باقي نميماند. رييس موسسه مطالعات دين و اقتصاد با بيان اينكه شبيه چنين چيزي را وقتي كه مجاهدين خلق، شهيد دستغيب را ترور كردند، مشاهده كرديم، گفت: آن تيم ترور در تلويزيون گفتند وقتي دستور ترور شهيد دستغيب آمد ما زير بار نرفتيم و ميگفتيم قبلا هركسي را ميخواستيد ترور كنيد، ميگفتيد به جريان سرمايهداري وصل است، اما آقاي دستغيب اين شرايط را ندارد، چرا بايد ترور شود؟ گفتند شهيد دستغيب در منطقه فارس حلكننده مسائل رژيم است. چنين ويژگي مهمي براي شهيد بهشتي هم در مقياس ايران و هم جهان اسلام ميتوان مطرح كرد. مومني گفت: همچنين از اين زاويه كه جهان به اعتبار تحولات شگرف علمي و فني، به سمت پوياييهاي غيرمتعارفي در زمينه تحت سلطه قرار دادن انسانها در مقياس جهاني حركت ميكند بهشدت نيازمند بازگشت به انديشههاي شهيد بهشتي هستيم. كساني كه راجع به پديدهاي به نام استعمار پساسكولاريستي متكي به ايدئولوژي بازارمحوري آگاهي دارند، ميگويند كه براي تامين منافع سلطه گران، قاعده كلي موجود كه به صورت نظاموار پشتيباني ميشود بازاريسازي و كالاييسازي همهچيز از جمله دين خداست. از اين زاويه هم اسلوب انديشهاي شهيد بهشتي ظرفيتهاي كافي براي خلق داناييها و تواناييهايي كه امكان مواجهه ديندارانه با پيچيدگيها و مسائل جديد را فراهم ميكند، ميتواند نقطه اميدي براي اسلام و ايران باشد. وي با اشاره به چارچوب اين بحران انديشهاي كه نظام اداره كشور ما دچار آن است، گفت: از يك طرف برنامه تعديل ساختاري اجرا ميكنند و همزمان شعارهاي ضدامپرياليستي و ضدصهيونيستي ميدهند. اين تناقض را ميتوان به دهها تناقض فاجعهساز ديگر تسري داد. سياستهاي نابرابرساز را در دستور كار قرار ميدهند و ميگويند ما اين كارها را به نيت برقراري عدالت انجام ميدهيم. برنامههاي مشكوك مشاركتزدايي از مردم براي رقم زدن فعال و عالمانه سرنوشت سياسي و اقتصاديشان در دستور كار قرار داده ميشود و همزمان بحث از عدالت اجتماعي هم مطرح ميشود. ضد توليد ملي يك ساختار نهادي طراحي كردند كه به صورت نظاموار به سمت سقوط توليد ملي پيش ميرود و همزمان شعار استقلال داده ميشود. گويي بر اثر اين بحران انديشهاي ما مفاهيمي مثل عدالت، آزادي و استقلال را ميانتهي كردهايم. اين اقتصاددان درباره جامعهشناسي توسعه گفت: در جامعهاي كه در ۱۰ سال اول پيروزي انقلاب اسلامي تابع ارزشهاي متعالي بود، چه اتفاقي افتاده كه همهچيز را با پول ميسنجد؟ چه شد كه با سلطه بيسابقه ربا در مناسبات اقتصادي و اجتماعي مواجه هستيم. جامعهشناسان توسعه چند مساله اساسي را ذكر ميكنند كه به طرز شگفتانگيزي آيتالله بهشتي در آثار خودشان قبل از انقلاب اسلامي تك تك آن را صورتبندي كردند. اگر شما ساختاري ايجاد كرديد كه بر مبناي حق و عدل نبود اين يكي از دلايل آسيب خواهد شد. ما بايد با اين آسيبشناسي راه درست را انتخاب كنيم. مومني تاكيد كرد: يكي ديگر از محورهاي مورد تاكيد شهيد بهشتي اين است كه ميگويد اگر مناديان ارزشها ميان قول و فعلشان شكاف وجود داشته باشد و در خلوت كارهايي بكنند كه در جلوت به خلاف آن دعوت ميكنند، تغيير ارزشها رخ ميدهد. اينها قانونمنديهايي است كه وجود دارد. وي با بيان اينكه اسلام تكاليف شاق به نام دين به دوش مردم نميگذارد، گفت: يكي ديگر از مسائلي كه شهيد بهشتي خيلي روي آن تاكيد دارد، ارزشهاي حاكم در ميان مردم است. او درباره اينكه به نام ارزشها انتظارات مالايطاق بر مردم بارميكنند، انتقاد داشت. مساله حياتي ديگر اين است كه تحت عنوانهايي يك كارهاي ديگري ميكنند كه اين نيروي محركه سقوط سياستها ميشود. ميگويند اگر اينطور شد مساله تغيير ارزشها اجتناب ناپذير خواهد بود. استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي اظهار كرد: من همه دوستان را دعوت ميكنم به اين مساله حياتي توجه داشته باشيم كه الان به عنوان يك مد شبه روشنفكري، مرزبندي با اسلام خيلي ترويج ميشود. آنجايي كه بحث نظر است متفكران بزرگ توسعه ميگويند تا وقتي نااطميناني وجود داشته باشد نظام باورها هم وجود دارد و به اعتبار آنكه در قرن تحولات بيسابقه علمي و فني، نااطمينانيهاي دايما رو به افزايش و كمسابقه در گذشته، در حال ظهور است گرايش به هنجارها اجتناب ناپذير است. مومني ادامه داد: بنابراين كساني پيدا نشوند كه به اسم اينكه با ايدئولوژي مخالفند يك ايدئولوژي مبتني بر ارزشها را كنار بزنند و ايدئولوژي ديگري را جايگزين كنند كه دستساخته منافع گروههاي خاص باشد. به نظر ميرسد از اين زاويه حياتيترين مسالهاي كه بايد به آن توجه شود، اين است كه برداشتهاي بيشماري از دين وجود دارد. اما با ادله و شواهد پرشمار ميشود نشان داد آن قرائتي از دين خدا كه به صورت روشمند از سوي شهيد بهشتي ارايه شده اين قابليت را دارد كه يك ساز و كاري براي بازگرداندن اعتماد به مردم، اعتلاي معيشت آنها، حفظ استقلال مسلمانان و بهويژه ايرانيها را در دستور كار قرار دهد. وي با بيان اينكه ما در مساله دين و اقتصاد قويا بر اين باور هستيم كه آشنا كردن حقجويان با انديشههاي شهيد بهشتي يك راه اصولي براي برونرفت از گرفتاريهاي كوچك و بزرگ امروز و فرداي ايران خواهد بود، افزود: من اميدوارم دعوت فراگير اهل نظر براي مراجعه به آثار شهيد بهشتي را به عنوان بنيان انديشهاي كه قادر به نجات مردم در ايران و هرجاي ديگر است جدي بگيريم و توفيق داشته باشيم كه در اين مسير سهم بايسته خود را ادا كنيم. بر اين اساس ما در برنامه امسال از همين زاويه چند نكته كه به نظر ميرسد خيلي كمككننده است براي اين ترغيب در دستور كار قرار داديم. رييس موسسه مطالعات دين و اقتصاد تاكيد كرد: همه ما نياز داريم به بازخواني انديشههاي شهيد بهشتي از جنبههاي مختلف و اميدوارم اين توفيق را داشته باشيم كه واكاوي انديشههاي ايشان را منحصر به ايام سالگرد شهادتشان نكنيم. من در يك كار جمعي مشاركت داشتم كه ميخواستم يك صورتبندي بديع نظري و متناسب با عدالت اجتماعي و اقتضائات زمانه از ديدگاه شهيد بهشتي را بگويم كه در يك فرصت ديگر اين كار را انجام ميدهم. مومني با ذكر خاطرهاي از شهيدان رجايي و بهشتي يادآور شد: وقتي مرحوم رجايي نخست وزير بودند جلساتي را تشكيل دادند تحت عنوان هماهنگي سياسي نيروهاي خط امام (ره) كه مرحوم عباس شيباني و من در آن جلسات شركت ميكرديم. وقتي رجايي ميخواست نخست وزير معرفي كند در توجيه اينكه چرا مرحوم شهيد باهنر را به عنوان نخست وزير انتخاب كرده به يك خاطره استناد كرد. گفت وقتي من از زندان آمدم بيرون به خانه شهيد بهشتي رفتم. به ايشان عرض كردم اگر از ما بپرسند منظور شما از حكومت اسلامي چيست در يك عبارت كوتاه چه بگوييم؟ شهيد بهشتي لبخند زد و گفت واقعا با يك عبارت كوتاه كارت راه ميافتد؟ گفت دريك عبارت كوتاه حكومت اسلامي يعني امامت عدل. من گفتم وقتي وارد شدم يك مشكل داشتم الان شد دو مشكل. حالا امامت عدل چيست؟ آقاي بهشتي لبخند زد و گفت امامت عدل يعني اينكه در اين ساخت سلسله مراتبي حكومت هرقدر شما به سطوح بالاتر نزديك شويد بوي خدا، بوي عدالت و بوي اخلاق بيشتر به مشام برسد. بر اساس اين ديدگاه ما بايد فقط با كساني مواجه باشيم كه مشهور به دروغگويي و فساد نباشند.