خروج بورس از سايه دلار
در ادبيات سنتي بازارهاي مالي ايران، همواره يك رابطه مستقيم و با وقفه زماني كوتاه ميان نرخ ارز و شاخص بورس برقرار بوده است؛ معادلهاي ساده كه ميگويد با صعود دلار، بورس رشد ميكند و با ثبات يا نزول آن، ترمز معاملات كشيده ميشود. اما تحركات اخير بازار سرمايه، اين كليشه قديمي را به چالش كشيده است.
در ادبيات سنتي بازارهاي مالي ايران، همواره يك رابطه مستقيم و با وقفه زماني كوتاه ميان نرخ ارز و شاخص بورس برقرار بوده است؛ معادلهاي ساده كه ميگويد با صعود دلار، بورس رشد ميكند و با ثبات يا نزول آن، ترمز معاملات كشيده ميشود. اما تحركات اخير بازار سرمايه، اين كليشه قديمي را به چالش كشيده است. در حالي كه قيمت دلار پس از تفاهمهاي اخير روند نزولي به خود گرفت، بورس تهران نه تنها سقوط نكرد، بلكه با تكيه بر ارزندگي بنيادي، مسيري مستقل را در پيش گرفت.
نخستين نكتهاي كه بايد در تحليل رشد اخير بورس به آن توجه كرد، ريشه اين حركت است. برخلاف تصور عمومي، موتور محرك بورس در ماههاي اخير، لزوما نوسانات مقطعي دلار در فروردين و ارديبهشت ماه نبود. واقعيت اين است كه بازار سرمايه در دو سال اخير تحت تاثير ريسكهاي شديد سياسي و تنشهاي ژئوپليتيكي در منطقه، دچار يك عقبماندگي تاريخي شده بود.
پس از اعلام آتشبس و كاهش احتمال درگيريهاي گسترده، ترسي كه مانند بختك بر بازار سايه انداخته بود، رخت بربست. انتشار گزارشهاي ماهانه اسفند و فروردين و به دنبال آن، صورتهاي مالي ۱۲ ماهه شركتها، جاني دوباره به كالبد بيرمق بازار دميد. بورس در واقع نه به خاطر رشد دلار، بلكه به دليل پايان انتظار براي جنگ و جبران جاماندگي از ساير بازارها، روند صعودي خود را آغاز كرد. يكي از بنياديترين اتفاقاتي كه مسير بورس را تغيير داد، تحولات آذر و دي ماه سال گذشته بود؛ جايي كه حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ توماني و حركت به سمت همسانسازي نرخ دلار دولتي و آزاد، پتانسيل رشد سودآوري شركتها را دوچندان كرد. تا پيش از بازگشاييهاي اخير، شاخصهاي بنيادي بورس مانند فاروارد ماركت دلاري در پايينترين سطح تاريخ خود قرار داشتند. اين يعني بازار در ارزانترين حالت ممكن قرار داشت و حتي با دلار نرخهاي پايينتر هم، قيمت سهام به شدت زير ارزش ذاتي خود معامله ميشد.
سوالي كه بسياري از فعالان بازار ميپرسند، اين است كه چرا با ريزش قيمت دلار از قلههاي اخير، بورس ريزش نكرد؟ پاسخ در مفهوم «ارزندگي» نهفته است. قيمت بسياري از نمادهاي بورسي هنوز حتي با دلار ۱۵۰ يا ۱۶۰ هزار توماني هم تطبيق پيدا نكرده است. بورس تهران در حال حاضر در حال هضم واقعيتهاي اقتصادي جديد است. نزديكي به فصل مجامع و تقسيم سودهاي نقدي مناسب توسط شركتها، جذابيت نگهداري سهام را به قدري بالا برده كه خروج پول به بهانه نزول مقطعي دلار، براي سرمايهگذاران هوشمند منطقي به نظر نميرسد.
در خصوص تاثير بازار طلا بر بورس بايد گفت كه اين دو بازار رابطه مستقيم ساختاري با هم ندارند. تنها حلقه وصل آنها، نرخ دلار است. البته در مواقعي كه يكي از اين دو بازار دچار جهشهاي قيمتي شديد ميشود، ممكن است به دليل جابهجايي نقدينگي، شاهد فشار عرضه در بازار رقيب باشيم. اما در شرايط فعلي، بورس مسير خود را بر اساس بنياد شركتها جدا كرده است.
تنها عاملي كه ميتواند اين روند صعودي و اميدواركننده را مختل كند، دخالتهاي ناصواب در پارامترهاي اقتصادي است. يكي از جديترين تهديدها، شايعه افزايش نرخ بهره بانكي است. اگر افزايش نرخ صرفا اسمي باشد، بازار آن را هضم ميكند؛ اما اگر نرخ بهره موثر به سطوح بالاي ۳۰ يا ۳۳ درصد برسد، اين موضوع نه تنها بورس، بلكه كل فضاي كسبوكار و توليد را با چالشي جدي مواجه خواهد كرد.
در پايان بايد به اين نكته اشاره كرد كه افت بيش از حد دلار در فضاي فعلي اقتصاد ايران، دور از ذهن است. به نظر ميرسد محدوده ۱۵۵ تا ۱۶۰ هزار تومان، كف مستحكمي براي دلار باشد. با رونق دوباره واردات و تقاضاي ارزي براي كسبوكارها، احتمال بازگشت روند صعودي به بازار ارز نيز وجود دارد كه اين خود ميتواند محرك دومي براي بورس در نيمه دوم سال باشد.
بورس سال ۱۴۰۵ با سالهاي گذشته تفاوتيهايي دارد. اين بازار اكنون نه بر موج هيجان، بلكه روي لايههاي ضخيم ارزندگي بنيادي ايستاده است. اگر دولت از دستكاري در متغيرهاي كلان و تحميل شوكهايي نظير نرخ بهره بالا خودداري كند، بورس تهران همچنان مستعدترين بازار براي جذب نقدينگي و جبران عقبماندگيهاي سنواتي خود خواهد بود. بازار سرمايه اكنون نه به دنبال سايه دلار، بلكه در جستوجوي جايگاه واقعي خود در اقتصاد ملي است.