خودروسازي ايران در آستانه يك پيچ تاريخي در پساتوافق

۱۴۰۵/۰۳/۲۸ - ۰۳:۲۵:۰۳
کد خبر: ۳۹۱۷۵۲

هم‌زماني چند متغير مهم اقتصادي و سياسي ــ از تفاهم ايران و امريكا گرفته تا كاهش نرخ ارز، تحولات بازار فولاد و حتي طرح‌هايي مانند منطقه آزاد شدن تهران ــ چشم‌انداز تازه‌اي پيش روي صنعت خودروسازي ايران ترسيم كرده است.

بابك صدرايي

هم‌زماني چند متغير مهم اقتصادي و سياسي ــ از تفاهم ايران و امريكا گرفته تا كاهش نرخ ارز، تحولات بازار فولاد و حتي طرح‌هايي مانند منطقه آزاد شدن تهران ــ چشم‌انداز تازه‌اي پيش روي صنعت خودروسازي ايران ترسيم كرده است. با اين حال، اين تحولات هنوز در مرحله سيگنال‌هاي اوليه قرار دارند و تا رسيدن به يك ثبات واقعي در بازار خودرو فاصله وجود دارد.

تحولات اخير در فضاي اقتصادي و سياسي كشور بار ديگر نگاه‌ها را به سمت صنعت خودروسازي ايران جلب كرده ؛ صنعتي كه همواره به عنوان يكي از حساس‌ترين بخش‌هاي اقتصاد كشور شناخته مي‌شود و تغييرات آن به سرعت در بازار و رفتار مصرف‌كنندگان بازتاب پيدا مي‌كند. در ماه‌هاي اخير چند متغير مهم به‌طور هم‌زمان در حال شكل دادن به فضاي جديدي در اين صنعت هستند؛ ازجمله كاهش نرخ ارز، تغييرات احتمالي در سياست‌هاي اقتصادي و همچنين بحث تفاهم ميان ايران و امريكا كه مي‌تواند بر فضاي كلان اقتصادي اثرگذار باشد.

 اگر اين متغيرها را در كنار يكديگر قرار بدهيم، مي‌توان از شكل‌گيري يك دورنماي تازه براي صنعت خودروسازي سخن گفت. مجموعه عواملي مانند تفاهم ايران و امريكا، روند كاهشي نرخ ارز، تغييرات بازار فولاد و حتي مباحثي مانند منطقه آزاد شدن تهران، در مجموع سيگنال‌هايي هستند كه مي‌توانند فضاي متفاوتي براي صنعت خودرو ايجاد كنند.

با اين حال در شرايط فعلي هنوز بسياري از اين متغيرها در حد فرضيه يا گفت‌وگو قرار دارند و تا زماني كه به مرحله اجرا نرسند، نمي‌توان اثر قطعي آنها را بر بازار خودرو پيش‌بيني كرد، بازار در حال حاضر بيش از هر چيز تحت تأثير فضاي رواني و اخبار قرار دارد.

به بيان ديگر، اقتصاد و بازار خودرو در شرايطي قرار گرفته‌اند كه هر خبر سياسي يا اقتصادي مي‌تواند واكنش‌هاي سريع و گاه هيجاني در بازار ايجاد كند. از يك سو خبرهايي درباره احتمال توافق يا گشايش‌هاي اقتصادي منتشر مي‌شود كه باعث كاهش انتظارات تورمي و افت قيمت‌ها در بازار مي‌شود و از سوي ديگر اخبار يا گمانه‌هايي درباره احتمال توقف مذاكرات يا تنش‌هاي جديد مي‌تواند بازار را دوباره به سمت افزايش قيمت‌ها سوق بدهد.

در كوتاه‌مدت، يعني در بازه زماني حدود يك تا دو ماه آينده، بازار خودرو همچنان در يك وضعيت نوساني قرار خواهد داشت. تا زماني كه تكليف متغيرهاي كلان اقتصادي و سياسي به ‌طور قطعي مشخص نشود، نمي‌توان انتظار داشت بازار به يك نقطه تعادل پايدار برسد. يكي از مهم‌ترين عوامل اثرگذار بر بازار خودرو در ايران همچنان نرخ ارز است. كاهش نرخ دلار در هفته‌هاي اخير تا حدي توانسته انتظارات قيمتي در بازار را تغيير بدهد، اما اين تغيير هنوز به معناي ثبات نيست. در واقع بازار در حال حاضر بيشتر به اخبار و سيگنال‌ها واكنش نشان مي‌دهد تا به تغييرات ساختاري در اقتصاد. در چنين شرايطي، واكنش بازار خودرو بيشتر ماهيتي احساسي و كوتاه‌مدت دارد. به عبارت ديگر، با انتشار هر خبر مثبت درباره مذاكرات يا كاهش نرخ ارز، قيمت‌ها در بازار آزاد تمايل به كاهش پيدا مي‌كنند، اما با انتشار اخبار منفي يا افزايش نااطميناني سياسي، روند قيمت‌ها دوباره صعودي مي‌شود. نكته مهم ديگر تفاوت ميان قيمت خودرو در بازار آزاد و قيمت كارخانه است. اين دو بازار الزاما با يك سرعت و يك منطق حركت نمي‌كنند. در واقع قيمت‌ها در بازار آزاد به مراتب سريع‌تر نسبت به تحولات اقتصادي واكنش نشان مي‌دهند، در حالي كه قيمت كارخانه تحت تأثير عوامل ديگري قرار دارد.

به عنوان مثال، خودروسازان مواد اوليه و قطعات مورد نياز خود را با هزينه‌هايي خريداري مي‌كنند كه ممكن است مربوط به ماه‌ها قبل باشد. اگر يك شركت خودروسازي قطعات مورد نياز خود را با نرخ ارز بالاتر وارد كرده باشد، كاهش نرخ ارز در كوتاه‌مدت نمي‌تواند بلافاصله به كاهش قيمت كارخانه منجر شود. زيرا هزينه توليد بر اساس همان قيمت‌هاي قبلي شكل گرفته است. از همين رو، حتي اگر قيمت‌ها در بازار آزاد با سرعت كاهش پيدا كنند، انتظار كاهش سريع قيمت كارخانه چندان واقع‌بينانه نيست. به بيان ساده‌تر، حباب قيمتي در بازار آزاد سريع‌تر شكل مي‌گيرد و سريع‌تر هم تخليه مي‌شود، اما قيمت كارخانه به دليل ساختار هزينه‌اي صنعت خودرو با تأخير واكنش نشان مي‌دهد.

در مقابل، زماني كه بازار صعودي مي‌شود نيز همين منطق برقرار است. قيمت‌ها در بازار آزاد مي‌توانند ظرف مدت كوتاهي افزايش قابل توجهي داشته باشند، اما خودروسازان لزوما نمي‌توانند به همان سرعت قيمت محصولات خود را افزايش بدهند. اين شكاف قيمتي ميان كارخانه و بازار يكي از مسائل قديمي صنعت خودرو در ايران است كه در دوره‌هاي مختلف شدت و ضعف پيدا كرده است. در برخي مقاطع حتي فاصله قيمت‌ها به حدي افزايش يافته كه خود به عامل تشديد سوداگري و دلالي در بازار تبديل شده است. براي تحليل آينده بازار خودرو بايد چند عامل اصلي را به‌طور هم‌زمان در نظر گرفت. نخستين عامل نرخ ارز است كه همچنان مهم‌ترين متغير اثرگذار بر قيمت خودرو در ايران محسوب مي‌شود. عامل دوم انتظارات اقتصادي و سياسي جامعه است؛ يعني برداشت فعالان بازار از آينده اقتصاد كشور و چشم‌انداز روابط خارجي.در ايران اين انتظارات معمولا در افق زماني كوتاه‌مدت شكل مي‌گيرد و اغلب بيش از چند ماه دوام ندارد. به همين دليل بازار خودرو نيز به‌شدت تحت تأثير پيش‌بيني‌هاي كوتاه‌مدت قرار مي‌گيرد. 

عامل سوم كه مي‌تواند نقش تعيين‌كننده‌اي در كنترل بازار داشته باشد، ميزان عرضه خودرو در برابر تقاضاست. اگر سياستگذار بتواند از طريق روش‌هاي مختلف عرضه خودرو را افزايش بدهد يا تقاضاي هيجاني در بازار را مديريت كند، امكان كنترل نوسانات قيمتي نيز بيشتر خواهد شد.افزايش عرضه مي‌تواند در شرايطي كه بازار روند صعودي دارد از شدت افزايش قيمت‌ها بكاهد. در مقابل، اگر بازار وارد مسير نزولي شود، افزايش عرضه مي‌تواند روند كاهش قيمت‌ها را تسريع كند و بازار را سريع‌تر به نقطه تعادل برساند. در مجموع به نظر مي‌رسد صنعت خودروسازي ايران در مقطعي قرار گرفته كه مي‌تواند تحت تاثير تحولات سياسي و اقتصادي آينده وارد مرحله‌اي تازه شود. اگر گشايش‌هاي اقتصادي به‌طور واقعي شكل بگيرد و نرخ ارز به ثبات برسد، احتمال دارد بازار خودرو نيز از فضاي هيجاني فاصله بگيرد و به سمت تعادل حركت كند. با اين حال تا زماني كه اين تحولات به مرحله قطعي نرسند، بازار خودرو همچنان در معرض نوسان خواهد بود؛ نوساني كه بيش از هر چيز از فضاي انتظارات اقتصادي و سياسي تغذيه مي‌كند. در چنين شرايطي، مسير آينده صنعت خودرو بيش از هر زمان ديگري به تحولات كلان اقتصاد و سياست گره خورده است.

بیمه ملت