جام جهاني؛ ويترينِ پر زرقوبرق، مغازه خالي!
جام جهاني فوتبال، فراتر از يك رويداد ورزشي، بزرگترين دورهمي جمعي فوتباليهاي جهان است. براي ما ايرانيها شايد اين تورنمنت حتي فراتر از ورزش، يك «تسكينِ موقت» و بهانهاي براي تزريق «حال خوب» به جامعهاي است كه در كشاكش دشواريها، تشنه لحظاتي براي فراموشي و اشتراك هيجان است.
جام جهاني فوتبال، فراتر از يك رويداد ورزشي، بزرگترين دورهمي جمعي فوتباليهاي جهان است. براي ما ايرانيها شايد اين تورنمنت حتي فراتر از ورزش، يك «تسكينِ موقت» و بهانهاي براي تزريق «حال خوب» به جامعهاي است كه در كشاكش دشواريها، تشنه لحظاتي براي فراموشي و اشتراك هيجان است.
اما اين «بهانه» بزرگ، امسال در رسانههاي ما به شكلي متفاوت تعبير شده است.
با شروع جام جهاني، گويي دكمه «خروج از پيله» فشار داده شده است. بسياري از پلتفرمها، شبكههاي تلويزيوني و چهرههاي رسانهاي كه تا ديروز سكوت پيشه كرده بودند، ناگهان براي مردم سر از لاك درآورده و هر كدام با هزينههاي گزاف، برنامهاي براي جام جهاني تدارك ديدهاند.
شكي نيست كه بخشي از جذابيت جام جهاني در همين تكاپو و ديده شدن است، اما مساله اينجاست كه ما بار ديگر «كيفيت» را قرباني «كميت» كردهايم.
حكايتِ برنامهسازيهاي اين روزها، مصداق بارز ضربالمثل «آفتابه لگن صد دست، شام و ناهار هيچي» است. انبوهي از برنامهها با دكورهاي پرطمطراق، مهمانان پرشمار و هزينههاي نجومي روانه آنتن و پلتفرمها شدهاند، اما خروجي محتوايي آنها كجاست؟
آيا به جاي اين همه بريز و بپاش در توليد برنامههايي كه عمر مفيدشان به پايانِ بازي فينال جام هم قد نميدهد، بهتر نبود بخش كوچكي از اين سرمايهها صرف زيرساختهاي واقعي فوتبال ايران ميشد؟
يا اگر قرار بر رسانه بود، آيا ساختِ تنها دو يا سه برنامه تحليلي باكيفيت، عميق و ماندگار، ارزشِ معنوي و حرفهاي بيشتري براي مخاطب و جامعه فوتبال نداشت؟
توقع از فدراسيون فوتبال كه اين روزها در هزارتوي مديريت خود و حواشي سياسيترين جام جهاني تاريخ سردرگم است، شايد اميدي واهي باشد؛ اما سوال اصلي متوجه جامعه رسانهاي ماست: تا كي قرار است به جاي «سرمايهگذاري بر عمق»، پولها را در «جشنِ سطحينگري» دور بريزيم؟ در دنيايي كه رسانه با سرعت سرسامآوري به سمت تخصصي شدن و كيفيتهاي نوآورانه حركت ميكند، ما همچنان در حال «كميسازي» هستيم؛ انگار كه تصور ميكنيم اگر تعداد برنامهها را بالا ببريم، فوتبالمان پيشرفت كرده است. جام جهاني بايد فرصتي براي رشدِ فرهنگي و فني فوتبال ما باشد، نه صرفا بهانهاي براي آنكه هر كسي ميكروفني به دست بگيرد و سهمي از اين سفره موقت بردارد. بياييد به خودمان بياييم. فوتبال به حالِ خوبِ مردم نياز دارد، اما اين حالِ خوب نه با دكورهاي گرانقيمت كه با صداقت در توليد محتوا و اهميت دادن به استانداردهاي كيفي به دست ميآيد. گاهي بهتر است كمتر باشيم، اما «حسابي» باشيم.