۳ سناريوي پيش‌ روي صنايع بورسي

۱۴۰۵/۰۳/۲۴ - ۰۱:۵۴:۲۴
کد خبر: ۳۹۱۱۰۴

ايسنا| هلن عصمت‌پناه، كارشناس بازار سرمايه درباره روند بازار سرمايه بعد از بازگشايي اظهار كرد: در جهان اقتصاد، هيچ متغيري به اندازه «عدم قطعيت برخاسته از جنگ»، توان دگرگوني معادلات را ندارد.

ايسنا| هلن عصمت‌پناه، كارشناس بازار سرمايه درباره روند بازار سرمايه بعد از بازگشايي اظهار كرد: در جهان اقتصاد، هيچ متغيري به اندازه «عدم قطعيت برخاسته از جنگ»، توان دگرگوني معادلات را ندارد. بازگشايي بازار بورس تهران بعد از يك برهه زماني سخت، تنها يك رويداد معاملاتي نيست، بلكه نمايشي از تقابل «منطق سرمايه» با «واقعيت‌هاي زيرساختي» است. وقتي بازارها پس از يك وقفه پرمخاطره بازگشايي مي‌شوند، شاخص‌ها نه تنها آينه‌ تمام‌نماي وضعيت موجود، بلكه نبض انتظارات جمعي يك ملت و تصويري از اميدها و نگراني‌هاي مردم براي فردا هستند. وي ادامه داد: رفتار غيرمنتظره بازار سهام پس از بازگشايي اخير، آنجا كه شاخص‌ها در واكنش به آسيب‌هاي گسترده به پتروشيمي و فولاد به جاي فروپاشي، مسير صعودي را در پيش گرفتند، يك «خطاي محاسباتي» نيست، بلكه يك «ساز و كار بقا» در اقتصاد ايران است. عصمت‌پناه تصريح كرد: اين جهش خلاف جريان آب، حاصل همگرايي سه نيروي پنهان است؛ تغيير مقياس ارزش‌گذاري (تجديد ارزيابي تورمي) بازار سرمايه ايران در دوران پساجنگ، از مدل «سودآوري عملياتي» به مدل «حفظ ارزش دارايي» شيفت كرد. «وقتي ارزش پول ملي كاهش مي‌يابد، هزينه ساخت دوباره‌ كارخانه‌ها به‌شدت بالا مي‌رود، در نتيجه، ارزش واقعي دارايي‌ها و كارخانه‌هاي موجود در بورس به صورت خودكار با قيمت‌هاي جديد و تورمي بازار تطبيق پيدا كرده و قيمت سهام رشد مي‌كند.» ديگر اينكه پديده «كميابي تحميلي»، آسيب به زيرساخت‌هاي پتروشيمي و فولاد به منزله حذف عرضه است. در ذهن سرمايه‌گذاران، اين كمبود عرضه به معناي افزايش قدرت قيمت‌گذاري شركت‌هاي باقي‌مانده و رشد حاشيه سود در محصولات داخلي است. نيروي ديگر حمايت ساختاري براي بازسازي، نقدينگي انباشته شده در دوران تعطيلي  كه با تكيه بر سيگنال‌هاي دولتي مبني بر احياي صنايع استراتژيك، به جاي خروج، به سمت سهم‌هاي «بزرگ مقياس» حركت كرد تا عملاً بخشي از تامين مالي بازسازي را پيش‌خور كند. اين كارشناس بازار سرمايه توضيح داد: اكنون كه گرد و غبار هيجانات اوليه فرو نشسته، بازار در يك نقطه عطف قرار گرفته و حركت بعدي آن در يكي از سه مسير زير شكل خواهد گرفت؛ حالت اول: جهش بازسازي (خوش‌بينانه)؛ «تامين بودجه براي خريد تجهيزات و سرعت بخشيدن به تعميرات اساسي كارخانه‌ها جهت بازگشت سريع به چرخه توليد». حالت دوم: ركود فرسايشي (واقع‌بينانه) «طولاني شدن زمان رفع موانع عملياتي و محدوديت‌هاي زنجيره تأمين» و حالت سوم: تورم هزينه‌اي (بدبينانه) «كاهش سود خالص شركت‌ها به دليل صرف درآمدها براي تعمير و نوسازي كارخانه‌ها.» آنچه امروز در بازار شاهد هستيد، «بورس عادي» نيست، بلكه يك «بورس بازسازي» است. در اين شرايط، بزرگ‌ترين اشتباه، اتكا تك‌بعدي بر نسبت‌هاي مالي سنتي است.  او با بيان اينكه در اين مقطع، بايد تمام ابعاد بررسي شود و به دنبال شركت‌هايي بود كه «دارايي‌هاي فيزيكي‌شان كمتر آسيب ديده» اما ‌قيمت‌گذاري محصولاتشان به ارز و نرخ تورم گره خورده است، گفت: اين سهم‌ها در واقع «سپر تورمي» شما در دوران گذار خواهند بود و مدل كسب‌وكار آنها مبتني بر تقاضاي مصرفي‌مداوم است. شركت‌هاي غذايي، دارويي و شركت‌هاي خدماتي كه فروش آنها به نوسانات زيرساختي صنايع سنگين وابسته نيست از جمله صنايع مد نظر به حساب مي‌آيند. اين كارشناس بورس تصريح كرد: مزيت اين صنايع: هنگام شدم نرخ اسمي با تورم، پايداري در جريان نقدي، نوسانات كمتر در زمان‌هاي بحراني و امنيت سبد دارايي در برابر شوك‌هاي ناگهاني. ريسك اين صنايع: بازدهي محدودتر در مقايسه با صنايع پرشتاب بازسازي و اما موضوع با اهميت توجه به صنايع مبتني بر معدن و استخراج فلزات گران‌بهاي بازار است كه به عنوان «پناهگاه امن» عمل مي‌كنند. بررسي محصولات معدني (به ويژه طلا و فلزات گرانبها)، كه در بازارهاي جهاني ارزش ذاتي ثابتي دارند. استخراج اين معادن فارغ از شرايط نوسازي ‌زيرساخت‌هاي داخلي، يك جريان درآمدي ارزي و قدرتمند ايجاد مي‌كند كه ريسك سبد شما را در دوران نوسان به‌شدت كاهش مي‌دهد. مزيت اين صنايع پايداري در جريان نقدي، همبستگي معكوس با تورم و امنيت بالاي دارايي در برابر شوك‌هاي اقتصادي است و ريسك اين صنايع حساسيت به تغييرات جهاني قيمت جهاني فلزات و محدوديت‌هاي لجستيكي در انتقال محصول است. در زمان‌هايي كه ابهامات ژئوپليتيك و ريسك‌هاي تورمي بالا هستند، تكيه صرف بر يك بازار منطقي نيست.  عصمت‌پناه ادامه داد: طلا و فلزات گران‌بها (سنگر اصلي) در شرايط فعلي، طلا به عنوان «لنگرگاه امن» عمل مي‌كند. پيشنهاد مي‌شود بخش اعظم (به عنوان مثال، حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد) از سبد دارايي خود را به انواع دارايي‌هاي مبتني بر طلا (مانند صندوق‌هاي پشتوانه طلا در بورس يا طلاي فيزيكي يا سهام مبتني بر فلزات گرانبها) اختصاص دهيد تا در برابر كاهش احتمالي ارزش پول ملي مصون بماند. دارايي‌هاي ارزي و دلاري: نگهداري بخشي از دارايي به صورت ارز يا سهام شركت‌هاي «صادرات محور» كه درآمدهاي ارزي دارند يا دارايي‌هاي دلار محور، نقشي حياتي در تعديل اثرات تورم دارد. اين دارايي‌ها همانند يك ضربه‌گير در برابر افت ارزش ريال عمل مي‌كنند. صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري بورس: براي كاهش ريسك سبد، از صندوق‌هاي «سهامي» يا «درآمد ثابت» يا «مختلط» بر وزن ميزان پذيرش ريسك خود و ميزان نقدينگي، استفاده كنيد. صندوق‌هاي سهامي و مختلط به شما اجازه مي‌دهند بدون نياز به تحليل دقيق تك‌تك شركت‌ها، از رشد كلي بازار پسا بحران بهره‌مند شويد و صندوق‌هاي درآمد ثابت نيز نقدينگي شما را در روزهاي پرنوسان بازار حفظ مي‌كنند.

بیمه ملت