بورس روي طناب تفاهم با امريكا
بازار سرمايه ايران در موقعيتي ايستاده كه نه ميتوان با خوشبيني مطلق درباره آن سخن گفت و نه با بدبيني افراطي. همزمان با مطرح شدن احتمال تفاهم ميان ايران و امريكا و در عين حال باقي ماندن سايه تهديدهاي سياسي و امنيتي، بورس وارد دورهاي شده كه بيش از هر چيز به هوشياري، مديريت ريسك و پرهيز از رفتارهاي هيجاني نياز دارد.
بازار سرمايه ايران در موقعيتي ايستاده كه نه ميتوان با خوشبيني مطلق درباره آن سخن گفت و نه با بدبيني افراطي. همزمان با مطرح شدن احتمال تفاهم ميان ايران و امريكا و در عين حال باقي ماندن سايه تهديدهاي سياسي و امنيتي، بورس وارد دورهاي شده كه بيش از هر چيز به هوشياري، مديريت ريسك و پرهيز از رفتارهاي هيجاني نياز دارد. در چنين فضايي، شاخص كل در روزهاي آينده تا چند هفته پيش رو ممكن است به محدودههاي مقاومتي مهمي برسد و با عرضههاي سنگين مواجه شود؛ وضعيتي كه نوسان را به ويژگي اصلي بازار تبديل خواهد كرد.
بازار سرمايه در اين مقطع، بيش از آنكه اسير متغيرهاي معمول بورسي باشد، درگير فضاي سنگين عدم قطعيت است. سرمايهگذار امروز نه با يك افق روشن اقتصادي مواجه است و نه با يك مسير قطعي سياسي. از يك سو، احتمال تفاهم ميان ايران و امريكا مطرح است؛ رخدادي كه در صورت تحقق ميتواند انتظارات را تغيير دهد، از شدت ريسك سيستماتيك بكاهد و فضاي تازهاي براي بورس ايجاد كند. از سوي ديگر، سناريوي تشديد تنش و حتي درگيري همچنان منتفي نيست؛ سناريويي كه در آن، نه فقط بازار سرمايه، بلكه كليت توليد و فعاليت اقتصادي كشور تحت تاثير قرار ميگيرد.
در چنين فضايي، مهمترين اصل براي فعالان بازار پذيرش اين واقعيت است كه همه چيز را نميدانند. شايد بزرگترين خطاي سرمايهگذاري در دورههاي مبهم آن باشد كه افراد تصور كنند، ميتوانند آينده را با قطعيت پيشبيني كنند. حال آنكه ندانستن، اگر به درستي فهم شود، ميتواند يك موهبت باشد. اينكه بدانيم نميدانيم، باعث ميشود محتاطتر تصميم بگيريم، از ريسك غافل نشويم و خود را براي سناريوهاي مختلف آماده نگه داريم. در جهاني كه هر روز ممكن است با خبري تازه، معادلات ديروز تغيير كند، اين نوع نگاه واقعبينانه بسيار ضروري است.
همين ندانستن است كه مفهوم ريسك را براي ما ملموس ميكند. ما نميدانيم فرداي خاورميانه چگونه خواهد بود، نميدانيم روز بعد از خواب كه بيدار ميشويم فضاي سياسي و امنيتي منطقه چه تغييري كرده و بالطبع نميتوانيم با اطمينان از سرنوشت كوتاهمدت سهمها و شركتها سخن بگوييم. بنابراين بهتر است به جاي تكيه بر قطعيتهاي خيالي، بازار را بر مبناي ريسكهاي مختلف مديريت كنيم.
بر همين اساس، پيشبيني ميشود شاخص كل بورس در روزهاي آتي تا چند هفته آينده وارد ناحيهاي شود كه از نظر تكنيكي و رواني با مقاومت و فشار فروش همراه است. هر چند بورس از منظر بنيادي هنوز نسبت به برخي بازارهاي موازي عقبتر است، اما اين به آن معنا نيست كه مسير رشد آن ساده، هموار و بدون اصلاح خواهد بود. بازار به مجموعهاي از عوامل سياسي، رواني و اقتصادي واكنش نشان خواهد داد و به همين دليل نوسانات زيادي در آن دور از انتظار نيست.
در اين شرايط، مديريت سرمايه بايد بهصورت گامبهگام و متناسب با رفتار بازار انجام شود. دورههاي پرابهام، زمان تصميمهاي صفر و صدي نيست. نه بايد تمام سرمايه را با اتكا به سناريوي توافق وارد بازار كرد و نه بايد صرفا با ترس از بحران، هر نوع حضور در بازار را كنار گذاشت. آنچه اهميت دارد داشتن استراتژي منعطف و اجتناب از شرطبندي سنگين روي يك سناريوي خاص است.
از منظر زماني نيز به نظر ميرسد حداكثر تا هفته سوم تيرماه، شرايط خاصي بر بازار حاكم شود؛ دورهاي كه هوشياري در آن اهميت دوچندان دارد. در چنين مقطعي، طمع و روياپردازي ميتواند بيش از هر عامل ديگري به سرمايهگذار آسيب بزند. بسياري از زيانهاي بزرگ زماني رخ ميدهد كه معاملهگر تصور ميكند مسير آينده را با اطمينان ميداند و ديگر نيازي به بازبيني تصميمات خود ندارد. در حالي كه بازار امروز، بيش از هر زمان، نيازمند انضباط و آمادگي براي تغييرات ناگهاني است.
واقعيت اين است كه اكنون با وضعيتي تقريبا ۵۰-۵۰ ميان دو سناريوي اصلي روبهرو هستيم: تفاهم يا بحران. اگر تفاهم حاصل شود، احتمالا بورس ايران وارد دوره متفاوتي خواهد شد؛ دورهاي كه در آن كاهش ريسك سياسي، بهبود انتظارات و تغيير مسير سرمايهها ميتواند به نفع بازار تمام شود. نشانههايي از اين پيشواز را حتي در رفتار اين روزهاي بازار هم ميتوان ديد.
اما در سوي مقابل، اگر تهديدها عملي و كشور وارد فضاي تخريب و هرجومرج شود، ديگر مساله فقط افت بازار سرمايه نيست. در آن صورت، حتي شركتهاي توليدي نيز ممكن است توان ادامه فعاليت عادي را از دست بدهند و اساسا موضوع بورس در برابر ابعاد بزرگتر بحران كمرنگ شود. همين مساله نشان ميدهد كه چرا نبايد اسير خوشبيني يا بدبيني مفرط شد. ادامه در صفحه 3
بورس روي طناب تفاهم با امريكا
همچنين نبايد تصور كرد كه صرف پايين يا بالا بودن ارزش دلاري بازار ميتواند معيار قطعي براي تصميمگيري باشد. ارزش بازار در طول زمان نوسان ميكند و به عوامل گوناگوني وابسته است. بنابراين اين شاخص به تنهايي راهنماي مطمئني براي خريد يا فروش نيست.
شايد بهترين تصوير براي وضعيت اين روزهاي بورس، بندبازي بر طنابي لرزان باشد؛ عبور از مسيري خطرناك كه در آن، هر لحظه امكان لغزش وجود دارد. اگر براي اين شرايط آماده نباشيم، حتي پيش از هر سقوطي، استرس و اضطراب ما را فرسوده خواهد كرد. در نتيجه مهمترين وظيفه سرمايهگذار در روزهاي آينده اين است كه براي چيزهايي كه نميداند آماده باشد. در بازاري با اين سطح از ابهام، نجاتبخشترين راهبرد نه پيشبيني قطعي آينده، بلكه مديريت هوشمندانه ريسك است.
همچنين نبايد تصور كرد كه صرف پايين يا بالا بودن ارزش دلاري بازار ميتواند معيار قطعي براي تصميمگيري باشد. ارزش بازار در طول زمان نوسان ميكند و به عوامل گوناگوني وابسته است. بنابراين اين شاخص به تنهايي راهنماي مطمئني براي خريد يا فروش نيست. شايد بهترين تصوير براي وضعيت اين روزهاي بورس، بندبازي بر طنابي لرزان باشد؛ عبور از مسيري خطرناك كه در آن، هر لحظه امكان لغزش وجود دارد. اگر براي اين شرايط آماده نباشيم، حتي پيش از هر سقوطي، استرس و اضطراب ما را فرسوده خواهد كرد. در نتيجه مهمترين وظيفه سرمايهگذار در روزهاي آينده اين است كه براي چيزهايي كه نميداند آماده باشد. در بازاري با اين سطح از ابهام، نجاتبخشترين راهبرد نه پيشبيني قطعي آينده، بلكه مديريت هوشمندانه ريسك است.