سايه ريسك بر ارزندگي بازار سهام
در شرايطي كه بسياري از فعالان بازار سرمايه نسبت به نوسانات اخير دچار نگراني شدهاند، بررسي متغيرهاي بنيادي نشان ميدهد كه همچنان نوعي «ارزندگي ذاتي» در بازار حاكم است.
در شرايطي كه بسياري از فعالان بازار سرمايه نسبت به نوسانات اخير دچار نگراني شدهاند، بررسي متغيرهاي بنيادي نشان ميدهد كه همچنان نوعي «ارزندگي ذاتي» در بازار حاكم است. شاخصهايي مانند نسبت قيمت به درآمد (P/E)، عقبماندگي بازار سهام نسبت به بازارهاي موازي و همچنين فاصله قيمتي سهام با رشد عمومي كالاها و خدمات، همگي گواه آن است كه بازار سرمايه طي ماههاي اخير از تورم عمومي اقتصاد عقب مانده است.
واقعيت اين است كه بازار سهام حدود ۸۰ روز تعطيلي را پشت سر گذاشت؛ اتفاقي كمسابقه كه موجب شد قيمتها بهروزرساني نشوند، در حالي كه در سطح جامعه تقريبا تمامي كالاها و خدمات با افزايش قيمت مواجه بودند. اين شكاف قيمتي باعث شده است بسياري از نمادها، به ويژه در صنايع توليدي، غذايي، دارويي، صنعتي و معدني، همچنان از منظر بنيادي در موقعيت جذابي قرار داشته باشند. شركتهايي كه محصولاتشان با نرخهاي جديد در بازار عرضه ميشود، طبيعتا بايد اثر اين افزايش قيمتها را در سودآوري خود منعكس كنند؛ موضوعي كه هنوز به طور كامل در ارزش سهام آنها ديده نميشود.
با اين حال، آنچه اين ارزندگي را تحتالشعاع قرار ميدهد، ريسكهاي سياسي خارج از بازار است. تجربه گذشته نشان داده است كه ورود شوكهاي سياسي، بهويژه در قالب تنشهاي نظامي يا امنيتي، ميتواند به سرعت فضاي رواني بازار را متأثر كند. خاطره تعطيلي ۸۰ روزه همچنان در ذهن سهامداران باقي مانده و همين موضوع سبب شده كه با كوچكترين نشانه از افزايش ريسك، موجي از نگراني شكل بگيرد. نتيجه اين وضعيت، تشكيل صفهاي فروش و حركت نقدينگي به سمت داراييهاي كمريسكتر است، چراكه سرمايهگذاران نميخواهند بار ديگر با قفل شدن سرمايه خود در بازاري بسته مواجه شوند.
با اين وجود، تجربه نشان داده كه اثر ريسكهاي سياسي در صورت رفع سريع، ميتواند به همان سرعت نيز از بازار تخليه شود. نمونه اخير آن نشان داد كه طي كمتر از ۲۴ ساعت پس از فروكش كردن ريسك، بازار به وضعيت عادي بازگشت و بخشي از هيجانات فروش تخليه شد. اين رفتار بيانگر آن است كه ريشه اصلي فشار فروش، بيش از آنكه ناشي از ضعف بنيادين شركتها باشد، حاصل نگرانيهاي مقطعي و رواني است. بسته شدن بازار، هر چند در شرايط خاص ممكن است با هدف كنترل هيجان صورت گيرد، اما خود به عاملي براي افزايش بياعتمادي تبديل ميشود. انتظار ميرود نهاد ناظر در آينده، تعطيلي بازار را به عنوان آخرين گزينه و صرفا در شرايط كاملا حاد مدنظر قرار دهد، مگر آنكه تصميمات در سطوح بالاتر حاكميتي اتخاذ شود. با اين حال، بازسازي اعتماد سهامداران زمانبر است. جامعه سرمايهگذاري كه يكبار تجربه توقف طولاني معاملات را پشت سر گذاشته، براي بازگشت كامل اطمينان نيازمند ثبات در تصميمگيري و پيشبينيپذيري بيشتر است. نوسانات مثبت و منفي اخير را بايد در همين چارچوب تحليل كرد؛ بازاري كه از نظر بنيادي ظرفيت رشد دارد، اما همچنان زير سايه ريسكهاي بيروني و خاطره بياعتمادي حركت ميكند.